روز پر تب و تاب تاریخ ایران؛ ازکودتای رضاخان تا قرارداد ترکمنچای

به گزارش تابناک اقتصادی، تاریخ اقتصاد ایران و جهان آینه ای است تمام نما از رویدادهای اقتصادی که در گذشته رخ داده است و بیانگر ریشه های تاریخی بسیاری از واقعیت های امروز ایران و جهان است. موضوع “اقتصاد ایران و جهان در گذر زمان” در این نوشتار به وقایع تاریخی سوم اسفند ماه اختصاص دارد که به طور مستقیم و غیر مستقیم اقتصاد ایران و جهان را متاثر کرده است. انعقاد عهدنامه  ترکمنچای 3 اسفند 1206: در سوم اسفند سال 1206 هجری شمسی برابر با سال 1828 میلادی عهدنامه ی ترکمانچای میان دولت ایران و روسیه تزاری منعقد شد که تماما به ضرر ایران تنظیم شده بود. این عهدنامه در پی جنگ های دو کشور و شکست ایران بسته شد؛ قراردادی که تا زمان انقلاب اکتبر در سال 1917 به قوت خود باقی بود تا اینکه ولادیمیر ایلیچ لنین همه قراردادهای تحمیلی روسیه تزاری را به سود کشورهای ستم دیده ملغی اعلام کرد و عهدنامه های گلستان و ترکمانچای نیز به بایگانی تاریخ سپرده شد. مک دونالد، سفیر انگلیس در ایران نقش بارزی در انعقاد این قرارداد داشته است. برای امضای این پیمان از سوی فتحعلی شاه پادشاه ایران، میرزا عبدالحسن خان و آصف الدوله و از سوی روسیه تزاری ایوان پاسکویچ حضور داشتند. بر اساس این قرارداد بخش های گسترده ای از شمال ایران به روسیه واگذار شد. از جمله مفاد عهدنامه ترکمانچای می توان به موارد زیر اشاره کرد: 1)واگذاری نواحی ایروان و نخجوان به دولت روسیه و تخلیه تالش و مغان از سپاه ایران2)پرداخت ده کرور تومان، معادل 20 میلیون سکه منات سفید روسیه یا سه میلیون و نیم لیره انگلیسی به طور اقساط از طرف ایران به روسیه به عنوان غرامت جنگی 3)اجازه عبور و مرور آزاد به کشتی های تجاری روسی در دریای مازندران4)رضایت به انعقاد یک عهدنامه تجاری بین ایران و روسیه و حق اعزام کنسول و نمایندگان تجاری به هر منطقه از مناطق ایران که روس ها میل شان بکشد.5)حمایت از ولیعهدی عباس میرزا و کوشش در به سلطنت رساندن وی پس از مرگ شاه 6)استرداد اسرای طرفین 7)اعطای حق کاپیتولاسیون به روسیهلازم به ذکر است که عباس میرزا پیش از فوت فتحعلی شاه درگذشت و هیچ وقت به سلطنت نرسید. پس از انقلاب اکتبر روسیه نیز، لنین، رهبر این انقلاب برای اثبات حسن نیت خود نسبت به ملل ضعیف جهان الغای تمام امتیازات استعماری دولت تزاری پیشین را اعلام کرد. دولت صمصام السلطنه از این فرصت استفاده کرد و در 18 شوال 1336 هجری قمری در مصوبه ای الغای قرارداد ترکمنچای و دیگر امتیازات واگذار شده به دولت روسیه تزاری را اعلام کرد که این اقدام شامل لغو امتیاز کاپیتولاسیون برای اتباع روسیه نیز می شد. هرچند نقاط جدا شده از کشور به دلیل مخالفت انگلستان هیچ وقت به ایران مسترد نشد.زادروز دکتر حسابی3 اسفند 1281: سید محمود حسابی معروف به پروفسور حسابی در سال 1281 متولد شد. وی فیزیکدان، سناتور، وزیر آموزش و پروش و بنیانگذار فیزیک دانشگاهی در ایران بود. او در تهران از پدر و مادری تفرشی زاده شد. پدرش سید عباس معزالسلطنه و مادرش گوهرشاد حسابی هر دو اهل تفرش و از سادات تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکی اش را در تهران سپری نمود. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت با تنگدستی و مرارت های دوری از میهن در مدرسه کشیش های فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می گرفت. او قرآن و دیوان حافظ را از حفظ می دانست. شروع تحصیلات متوسطه او همزمان با آغاز جنگ جهانی اول و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو به مدت دو سال در منزل به تحصیل پرداخت. پس از آن در کالج آمریکایی بیروت به تحصیلات خود ادامه داد. در سن 17 سالگی لیسانس ادبیات و در سن 19 سالگی لیسانس بیولوژی را اخذ نمود. پس از آن در رشته مهندسی راه و ساختمان از دانشکده فرانسوی مهندسی در بیروت فارغ التحصیل شد. در آن دوران با اشتغال در نقشه کشی و راهسازی، به امرار معاش خانواده کمک می کرد. او همچنین در رشته های پزشکی، ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات دانشگاهی پرداخت.حسابی در دانشگاه سوربن فرانسه در رشته ی فیزیک به تحصیل و تحقیق پرداخت. در سال 1927 میلادی و در سن 25 سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را با ارائه رساله ای تحت عنوان حساسیت سلول های فتوالکتریک با درجه عالی دریافت نمود. دکتر حسابی با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور، به ایران بازگشت و پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی، دانشکده های فنی و علوم دانشگاه تهران، نگارش ده ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین پرداخت. وی با بازگشت به ایران دستی در فعالیت های سیاسی و اجتماعی نیز داشت. دکتر حسابی سناتور انتصابی شهر تهران در دوره های اول، دوم و سوم مجلس سنای ایران بود. وی همچنین وزیر آموزش و پرورش کابینه دکتر محمد مصدق در سال های 1951 ـ 1952 بود. سید محمود حسابی در 12 شهریور سال 1371 هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه خانوادگی وی در شهر تفرش قرار دارد.کودتای سوم اسفند رضاخان3 اسفند 1299: کودتای سوم اسفند 1299 را می توان نقطه عطفی در روابط سیاسی ایران و انگلیس دانست. چرا که با انقلاب اکتبر 1917، سلسله قاجار از حمایت روسیه محروم شد و هنگام آن رسیده بود که رقیب دیرینه او، انگلیس، بدون نیاز به تقسیم منابع با رقیب به تدریج حضور گسترده خود را در ایران بیش از پیش تثبیت کند. عمده ترین هدف کودتا، عاری کردن احمدشاه از قدرت نظامی قزاق بود. برای عملی شدن این مقصود ضروری بود که ابتدا کلنل استاروسلسکی فرمانده نیروهای قزاق خلع ید شود. کودتای سوم اسفند 1299 کودتایی نظامی بود که توسط رضاخان میرپنج و هم دستی سید ضیاءالدین طباطبایی و با برنامه ریزی افسر انگلیسی آیرونساید اجرا شد. برخی منابع می گویند 233 روز پیش از کودتا رضا خان با ادموند آیرونساید ملاقات کرد که در این دیدار ژنرال آیرونساید به رضاخان گفته بود که اگر شما قدرت را در دست بگیرید ما مخالفتی نداریم. در نتیجه مذاکرات و هماهنگی های به عمل آمده بین سید ضیاءالدین طباطبایی و رضا خان، در روز سوم اسفند قوای قزاق وارد تهران شده و ادارات دولتی و مراکز نظامی را اشغال کردند. نزدیک به صد تن از فعالان سیاسی و رجال سرشناس بازداشت و زندانی شدند. احمدشاه و محمد حسن میرزا (ولیعهد) به کاخ فرح آباد گریختند و سپهدار رشتی (نخست وزیر) به سفارت انگلستان در تهران پناهنده شد. نتیجه کودتا، رئیس الوزرایی سید ضیاءالدین و وزیر جنگ شدن رضاخان بود. پس از کودتا از طرف رضاخان اعلامیه ای در 9 ماده تحت عنوان «حکم می کنم» صادر و توسط قزاقان به در دو دیوار شهر تهران چسبانده شد. در آستانه کودتا سید ضیاءالدین طباطبایی فهرستی از اسامی ده ها تن از رجال کشور را در اختیار رضاخان میرپنج قرار داد تا بلافاصله پس از انجام کودتا دستگیر و زندانی شوند. بدین ترتیب مدت کوتاهی پس از کودتا و از واپسین ساعات شامگاه چهارم اسفند 1299 دستگیری گروهی از اعیان و اشراف، منتفذین، آزادیخواهان و برخی علمای مخالف آغاز شد و در طی حدود شش روز قریب به هفتاد تن از رجال دستگیر و زندانی شدند علاوه بر مخالفان و فعالان سیاسی گروهی از زندانیان این روزگار شامل صاحبان ثروت و متمولینی بودند که حکومت امیدوارد بود با اخذ مبالغی هنگفت آزادیشان را به آنان بازگرداند. حاج محمد حسین امین الضرب و امیر نظام همدانی از شاخص ترین این گروه از زندانیان بودند که برای آزادی باید مبلغ 25 هزار تومان پرداخت می کردند. اصلاح نظام قضایی، تقسیم اراضی دولت بین دهقانان، لغو کاپیتولاسیون، تاسیس مدارس، راه اندازی وسایل حمل و نقل جدید و صد البته لغو قرارداد 1919 ایران و بریتانیا، برخی از برنامه های مفصلی است که سید ضیاءالدین و رضاخان بلافاصله پس از کودتا اعلام کرده بودند. بسیاری از روشنفکران راه حل تمام مشکلات کشور را یک دولت مقتدر نظامی و یک دیکتاتور مصلح می دانستند که بتواند چنین تصمیم هایی را به جای شاه ناتوان قاجار بگیرد.دستورنامه اداره کل تجارت3 اسفند 1309: موضوع کنترل قیمت ها و نظام قیمت گذاری دولتی موضوع دستورنامه ای است که از سوی اداره احصائیه و اطلاعات اداره کل تجارت در تاریخ 1309 منتشر شد. در این اطلاعیه که به کلیه مراکز تجاری و اتاق های بازرگانی خطاب شده است، اینگونه آمده است که: «برای اینکه همیشه در نرخ اجناس که تهیه می شود در حوزه حکومتی تفتیش و کنترل لازمه به عمل آمده و نرخ صحیح به اداره کل تجارت ارسال شود در محل هایی که بلدیه و اتاق تجارت دائر است تهیه آن از وظایف بلدیه و دفتردار اتاق است… یکی از وظایف دائمی دفتردار اتاق تجارت آن است که باید همیشه مراقب وضعیت تجاری بازار محل بوده و از تغییراتی که در نرخ اجناس اعم از صادراتی و وارداتی حاصل می شود بلادرنگ به امضای رئیس یا نائب رئیس اتاق تجارت تلگرافا این اداره را مطلع سازند. دفتردار اتاق تجارت یا متصدی تهیه نرخ، مسئول صحت و سقم نرخ های ارسالی بوده و در صورت عدم صحت آن، مورد مواخذه واقع خواهند شد.»نارضایتی هنرمندان از وضع مالیات بر هنر 3 اسفند 1343: به دنبال بازداشت یکی از خوانندگان زن آن روزگار به خاطر بدهی مالیاتی آوازخوانی اش در روز دوم اسفند 1343، موجی از نارضایتی از سوی هنرمندان در روز سوم اسفند در جراید کشور ابزار شد. این خواننده در این باره به جراید گفت: دو فقره مالیات برای من در نظر گرفته شده، یکی 200 هزار تومان مربوط به سال های 38 تا 40 و یک فقره 120 هزار تومان مربوط به سال های 41 و 42 که با محاسباتی که انجام شده است در کل این سال ها من مجموعا این میزان درآمد نداشته ام که حالا باید به همان اندازه مالیات بپردازم. یکی از بازیگران نیز گفته است: «مالیات هنرمندان معقول نیست و باید راه حلی برای آن یافته شود» و خانم بازیگر دیگری نیز گفته است: «وزارت دارایی می خواهد از شهرت و استعداد ما مالیات بگیرد نه از درآمد واقعی ما» یکی دیگر از بازیگران آن دوران نیز در این خصوص اظهار داشته است: «من به پرداخت مالیات هیچ اعتراضی ندارم ولی دارد در حق ما اجحاف می شود چون من بارها با تهیه کننده ای قرارداد بسته ام ولی بعدها تهیه کننده به عللی منصرف شده و آن فیلم را تهیه نکرده است و این در حالی است که وزارت کار حتی ما را در حد یک کارگر ساده و معمولی هم به رسمیت نمی شناسد.»منابع: 1.آرشیو دنیای اقتصاد2.ویکی پدیا3.سازمان اسناد ملی4.موسسه تاریخ مطالعات معاصر5.تبیان