متن طنز - صفحه 24 از 72 - متنای طنزدار تیکه دار

آحاد مردم و مسئولان همصدا با رهبرانقلاب باشند-متن طنز

وی در ادامه با اشاره به احادیثی همچنین عنوان کرد: کمک به بینوا و صله رحم، هرچند که ناصبی باشد موجب خشنودی خداوند قرار می‌گیرد. در ماه مبارک رمضان اعمال خوبی انجام دادیم که برکاتی به همراه دارد. حفظ برکات نیز به این است که به ناظر بودن امام زمان (عج) توجه داشته باشیم.

امام جمعه موقت تهران با تاکید بر اینکه رابطه‌مان را باید با ولی خدا قوی کنیم، گفت: علوم به دو دسته عادی و غیرعادی تقسیم می‌شود. علوم عادی اکتسابی و متعارف است؛ اما یک سری از علوم مانند وحی غیرعادی هستند. پیامبران و ائمه معصومین (ع) از این علم غیرعادی بهره می‌برند.

وی در خصوص زکات فطریه بیان داشت: روز عید فطر نمادی برای تمام سال‌هاست تا سفره‌های دیگران را هم بنگیریم و سعی کنیم سفره‌ها با یکدیگر اختلافی نداشته باشند.

انسان باتقوا کسی است که در سفره خود، دیگران را هم ببیند، فقط به فکر مال اندوزی نباشد، به همسایگان و فقرا رسیدگی کند و در اموال خود برای فقرا سهم و حقی قائل شود.

امام جمعه موقت تهران در خطبه دوم نمازجمعه امروز تهران عنوان کرد: از مردم بزرگ و فهیم کشور و همه مستضعفان مسلمان و غیرمسلمان را که روز قدس را گرامی داشتند که عظمت و شکوهی را در کشور و خارج از کشور به وجود آوردند، قدردانی می‌کنم. تمام این قدم‌ها مورد عنایت خاص امام عصر (عج) است. همچنین برای شهدایی که در سال ۴۲ و به خصوص شهدایی که در ورامین کفن‌پوش به شهادت رسیدند، برای همه طلب علو مقام و برای خانواده‌هایشان صبر و اجر مسالت می‌کنم. برای برادر شهیدمان حجت‌الاسلام خرسند امام جمعه کازرون نیز که به شهادت رسید، برای خانواده‌شان از خداوند اجر و صبر مسالت دارم.

وی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب در سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) بیان داشت: در خصوص مقاومت آیات مختلفی در قرآن کریم است. یکی از آن آیات، آیات ۳۴ و ۳۵ سوره محمد (ص) است. نترسید، سازش نکنید، مسلمانان بالاترین امت‌ها هستند، خداوند با شماست و اعمال شما نزد خدا محفوظ است، نکات این آیات هستند.

آیت الله امامی کاشانی با اشاره به بیاناتی از امام خمینی (ره) افزود: سخنان رهبری در خصوص مقاومت، خط و راه امام است. تمام مسئولان و مردم و گروه‌های سیاسی با هر تفکر و گرایشی با رهبر انقلاب هم‌صدا باشند. دنیا باید بدانند که حرف همین است و غیر از این نیست. در این صورت عظمت و بزرگی برای جمهوری اسلامی ایران است.

امام جمعه موقت تهران با بیان اینکه امروز دشمن با سطح وسیع‌تری مشکلاتی را به ما تحمیل کرده است، گفت: ان‌شاالله مشکلات تحمیلی برطرف خواهد شد که البته لازم است به تولید و رونق آن پرداخته شود.

وی در عین حال توصیه کرد که سرمایه‌گذاران پول را به خارج نبردند و در کشور سرمایه‌گذاری کنند.

امام جمعه موقت تهران گفت: دولت تسهیلات را فراهم کند. مجلس و قوانین مشکلات را بردارند و از طرفی هم حمایت کنند تا تولید بالا برود و اشتغال زیاد شود تا اقتصاد کشور از مشکل نجات پیدا کنتد. این وظیفه همه در جامعه است. در جاهایی هم که جلو رونق تولید گرفته می‌شود از باب مثال مالیات، رفع شود. مالیات‌هایی که غلط است و موجب می‌شود یکی مغازه‌ای را ببند، حذف شود. برای کسانی که دارند مالیات وضع شود و جلوی فرار مالیاتی گرفته شود و برای دیگران کمک و مساعدت شود. وزارت دارایی برای مالیات باید فکری کند و نظارت و راهی تدوین شود. همه از جمله دولت، مجلس، قوه قضاییه و ملت باید کار کنند.

آیت الله امامی کاشانی تاکید کرد: آن‌هایی که دارند به خاطر خدا و حیثیت کشور سرمایه را در کشور نگه دارند و برای خودشان، خانواده‌شان و نسل‌هایشان سرمایه را به خارج نبرند.

خروج تیم ملی از قیدوبندهای کی‌روش-متن طنز

به گزارش جهان نيوز، جلال طالبی درباره پیروزی پرگل تیم ملی فوتبال ایران مقابل سوریه در اولین تجربه مربیگری ویلموتس روی نیمکت ایران گفت: مسلماً بازیکنان ایران ر این بازی از قید و بند خلاقیت فردی رها شدند و با آزادی بیشتری عمل کردند. آن‌ها می‌توانستند راحت‌تر کار کنند و بدون اینکه احساس کنند ممکن است توپی را از دست بدهند کار کردند. بازیکنان راحت‌تر نفس می‌کشیدند.

وی در واکنش به این سوال که آیا محدودیت‌های کی‌روش مانع از ابتکار عمل و خلاقیت در بازیکنان ایران شده بود، خاطرنشان کرد: کی‌روش روش خودش را داشت. او به علت محدودیت‌هایی که به وجود می‌آورد، دست و پای بازیکنان را می‌گرفت. بازیکنان از آن قید و بندهای تاکتیکی رها شدند و خلاقیت فنی خود را ارائه کردند.

سرمربی سابق تیم ملی ایران همچنین با اشاره به ضعف فنی سوریه در این دیدار به نسبت بازی‌های گذشته افزود: البته سوریه با تیم اصلی خودش بازی نکرد. از طرفی بازی رسمی نبود و حساسیتی روی آن وجود نداشت. ما در زمین خودمان و در برابر چشمان هواداران بازی کردیم. حضور مربی جدید هم بی‌تاثیر نبود. بازیکنان می‌خواستند توانایی‌های خود را نشان دهند و بیشتر کنار تیم باشند.

طالبی در پاسخ به این سوال که آیا ویلموتس تأثیری در عملکرد فنی تیم ملی ایران داشت، تاکید کرد: ویلموتس چند رو کنار تیم بود. هنوز نمی‌توان او را کارشناسی کرد. حداقل باید هشت بازی انجام شود تا او تاثیراتش را نشان دهد.

کارشناس فوتبال ایران خاطرنشان کرد: او از فوتبال پیشرفته اروپا آمده است و خودش بازیکن بزرگی بود و در تیم ملی بلژیک کار کرده است. او تجربه به موفقیت رساندن یک تیم را دارد و در سطح آسیا می‌تواند تیم ملی را به موفقیت برساند. البته این موضوعات مشروط بر این است که خواسته‌هایش برآورده شود و در محدوده فنی خودش کار کند.

وی درباره دعوت بازیکنان جدید از لیگ برتر با انجام بررسی‌های بیشتر اظهار کرد: او حتماً توجه بیشتری به لیگ خواهد داشت. به احتمال فراوان بازیکنان بیشتری را از لیگ برتر داشته باشد. امیدواریم که جوانان را به تیم ملی دعوت کند. زمان کافی تا جام جهانی باقی مانده و شانس زیادی برای جوان‌تر شدن تیم داریم.

طالبی افزود: می‌دانیم که برخی از بازیکنان زحمت خود را کشیدند و باید برای جام جهانی تیمی با متوسط سنی پایین داشته باشیم.

 


منبع: ایسنا

علت استعفای بطحایی از زبان ذوالنور-متن طنز

، حجت الاسلام والمسلمین مجتبی ذوالنور امروز با اشاره به استعفای سیدمحمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش اظهار کرد: این استعفا در پوشش کاندیداتوری در انتخابات صورت گرفته است ولی دلایل دیگری دارد.

وی با اشاره به مشکلاتی که فرهنگیان طی ماه های اخیر با آن رو به رو بودند گفت: می‌توان گفت علت اصلی استعفای وزیر آموزش پرورش عدم تحقق وعده‌های دولت در پرداخت معوقات، افزایش حقوق و حل مشکلات معیشتی فرهنگیان و همچنین عدم همکاری و مساعدت دولت در این خصوص بوده است.

نماینده مردم قم در مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: با توجه به شرایط و مشکلات پیش آمده اگر انتخابات هم نبود آقای بطحایی استعفا می‌کرد.

بر اساس این گزارش در حالی که اخبار ضد و نقیض در خصوص استعفای وزیر آموزش و پرورش در رسانه ها منتشر می شد و برخی خبر را تایید و برخی دیگر آن را تکذیب می کردند روز گذشته معاونت روابط عمومی و اطلاع‌رسانی آموزش و پرورش، خبر پذیرش استعفای وزیر آموزش و پرورش را تکذیب کرد.

در اطلاعیه این معاونت آمده است: «خبر پذیرش استعفای وزیر آموزش و پرورش که توسط برخی رسانه‌ها و خبرگزاری‌ها منتشر شده است، تکذیب می‌شود».

انتشار این اطلاعیه‌، به نوعی خبر اولیه استعفای وزیر را تأیید می‌کند؛ از سوی دیگر برخی کانال‌ها از معرفی افرادی به عنوان گزینه‌های سرپرستی وزارت آموزش و پرورش خبر داده‌اند.

در ادامه اخبار درباره استعفای بطحایی، شب گذشته خبر موافقت رئیس جمهور با استعفای وزیر آموزش و پرورش منتشر شد.

در این باره، دفتر سخنگوی دولت با اعلام اینکه سرپرست وزارت آموزش و پرورش روز شنبه منصوب خواهد شد، خاطرنشان کرد: سیدمحمد بطحایی، وزیر آموزش و پرورش به‌منظور شرکت در انتخابات مجلس شورای اسلامی از سمت خود استعفا داده است و رئیس جمهوری نیز پیش از اتمام موعد مقرر مسؤولان جهت پذیرش استعفا برای کاندیداتوری مجلس با این استعفا موافقت کرده است.

 

خودکشی به سبک «برادرجان»/ عدالت‌طلبی با «قانون جنگل» محقق نمی‌شود-متن طنز

به گزارش مهر، نیازی نیست سری به صفحه حوادث روزنامه‌ها بزنید؛ امروزه بمباران خبری دعواهای خانوادگی و دوستانه و دشمنانه آنقدر بالا گرفته است که چه بخواهید و چه نخواهید هر روز با قصه جدیدی در فضای مجازی مواجه خواهید شد. قصه‌هایی که برخی از آن‌ها سروشکل گنگستری پیدا می‌کند و افراد معمولی در آن‌ها هفت تیر به دست و چاقو به دست هستند و هر لحظه کسی بد بگویید هفت تیر خود را از جیب درآورده یک گلوله در مغز او خالی می‌کند و لابد مثل کارتون‌های خارجی بعد از فوت کردن دودش آن را در جیب می‌گذارد و به راهش ادامه می‌دهد.

شاید لبخند بزنید اما با یک سرچ ساده می‌توانید بفهمید نمایش خشونت در قاب تصویری با فراگیری بالایی چون رسانه ملی چقدر به قبح زدایی از آن و تأثیر روی ضمیر ناخودآگاه منجر می‌شود. البته در این گزارش قصد نداریم بگوییم اگر فلان رفیق دوست چندین ساله خود را بر اثر یک عصبانیت لحظه‌ای چاقو زد و یا حتی سیاستمدار معروف که به متانت و آرامش معروف بود به قتل همسرش متهم شد دلیلش دیدن سریال‌های تلویزیون بوده است اما سوال اینجاست که نقش تلویزیون در فضای ناآرام جامعه امروز که هرچقدر بیشتر به سمت تنش‌ها و جدال‌های لفظی و کلامی و فیزیکی می‌رود، چیست؟ سریال‌های تلویزیون در معنوی‌ترین ماه خدا باید بر صبوری و آرامش و کنترل فردی و خویشتن‌سازی تمرکز کنند یا اینکه هرکسی چماق به دست گیرد و سعی کند جامعه ایده آل و آرمانشهر خود را بسازد؟

این مقدمه کوتاه هشداری است برای پرداختن به یکی از سریال‌هایی که در شب‌های ماه مبارک رمضان روی آنتن رفت؛ سریال «برادرجان» به نویسندگی سعید نعمت‌اله و کارگردانی محمدرضا آهنج که از همان قسمت‌های اول با اقبال مخاطبان هم رو به رو شد.

اگرچه نظرسنجی صداوسیما سریال «برادرجان» را به عنوان پربیننده‌ترین سریال رمضانی معرفی کرد اما خیلی هم نتیجه دور از ذهنی نبود که این سریال طرفداران زیادی داشته باشد چراکه ساعت پخش مناسب که اولین نمایش در باکس سریال‌های تلویزیونی بعد از افطار بود، شروع پرکشش و حضور بازیگران متنوع به ویژه علی نصیریان همه از شاخص‌هایی بودند که این سریال را مورد توجه بسیاری قرار داد.

با این حال قصه سعید نعمت‌اله نویسنده سریال که کنشمند و پرکشش آغاز شد به تدریج در طول سریال رنگ باخت؛ قصه‌ای که ابتدا برای مخاطب این تصور را به وجود آورد که قرار است با یک اثر ویژه و جدید درباره حق‌الناس و حتی حق طلبی مواجه شود اما در ادامه مخاطب را با سردرگمی‌هایی مواجه کرد.

شروع قصه با ماجرای یک حق خواهی

خانواده کریم بوستان سال‌هاست به دنبال حقی است که از طرف چاووش یکی از فرزندان بدری شریک سابق کریم انکار شده است. کریم و بدری دو شریک بودند که به همراه توکل، عهد برادری با هم بسته‌اند و این برادری تقریباً همه اتفاقات زندگیشان را تحت تأثیر قرار داده است.

کریم هیچ مدرکی برای اثبات حقش ندارد. چاووش مدرک را که یک دستنوشته بوده سوزانده و تنها کسی که آن را دیدهآراز فرزند دیگر بدری است. در همه این دعواها خانواده چاووش جز آراز که خواب بی تابی پدر را می‌بیند و به ایفای این حق برخاسته است پشت او هستند از جمله عاطفه خواهرش که چه زمانی که نمی‌داند و چه زمانی که می‌فهمد حق با کیست قرص و محکم پشت برادرش درمی‌آید و حنیف نابرادری‌اش که بی کله است و دنیا برایش در چاووش خلاصه می‌شود و حتی حاضر است به خاطر او به سوزاندن حجره دیگری یا حتی خانه همسرش به پا خیزد.

قصه سریال در همان چند قسمت اول برای مخاطب رو می‌شود و مخاطب در ادامه باید ببیند ماجرای حق پایمال شده به کجا می‌رسد. نکته‌ای که تقریباً تا دو سه هفته اول سرانجامی نداشت و مخاطب را با قصه‌های فرعی‌تری برای اثبات این حق مواجه کرد. این نوع روایت که بیشتر قصه را در عرض پیش برد تا در طول، بیشترین ریسکش حفظ کردن مخاطب بود و شاید همین دلیل باعث شد نویسنده تلاش کند با کشمکش‌ها و جنجال‌ها و اتفاقات متعدد مخابطش را همچنان نگه دارد؛ سلسله جنجال‌ها و تنش‌هایی که احتمالاً در کنار هم قرار گرفتن شأن در یک سریال بی‌سابقه بوده است.

قصه گویی به سبک فارسی اما لوطی‌منشانه

سریال «برادرجان» بیشتر از تهیه‌کننده و کارگردان با امضای سعید نعمت‌اله و دیالوگ‌های آهنگین او شناخته می‌شود. نعمت‌اله برخلاف برادرش حمید نعمت‌اله که معمولاً رگه‌هایی از طنز در آثارش چه سینمایی و چه تلویزیونی دیده می‌شود آثارش از فضایی جدی و ملودرام برخوردارند و آخرین اثرش نشان داد می‌تواند بی هیچ حد و مرزی خشونت را هم برای تک تک کاراکترهایش به تصویر بکشد.

سعید نعمت‌اله

او حالا بعد از چندین سریال سبک و سیاق خاص خودش در دیالوگ نویسی را پیدا کرده است؛ دیالوگ‌هایی آهنگین با استفاده از واژه‌ها و عباراتی که اگرچه امروزه با لحن نعمت‌اله در ادبیات شفاهی مردم استفاده نمی‌شود اما می‌تواند ویژگی منحصر به فردی به دیالوگ‌ها بدهد و مخصوصاً می‌تواند برای بازیگری که آنها را ادا می‌کند جذاب‌تر باشد.

از جمله مختصات این دیالوگ‌ها استفاده از ضرب‌المثل‌ها و کنایه‌های ادبیات پارسی است و به کار گرفتن واژه‌هایی که احتمالاً در ادبیات کهن دوره معاصر بیشتر می‌توانسته کاربرد داشته باشد. در «برادرجان» که مثل همه کارهای نعمت‌اله روی مردانگی و لوطی‌گری و لوطی منشی و استحکام ارتباطات خانوادگی تاکید دارد کاربرد این ادبیات به اوج خود می‌رسد؛ مخاطب با نوعی اغراق و کاریکارتوریزه شدن دیالوگ‌ها مواجه می‌شود و آنچه می‌توانست نقطه قوت سریال باشد با تاکید بیش از حد برای کاربرد این ادبیات خاص برای همه شخصیت‌ها گاه به جملات آهنگینی تنه می‌زند که صرفاً قرار است حس موزون بودن را تلقین کند.

این دیالوگ‌ها برای بازیگران پیشکسوت و توانمندی چون علی نصیریان بیشتر و جذاب‌تر بر زبان چرخید. اگرچه که او طی نشست خبری سریال بیان کرد که ادای این دیالوگ‌ها گاه با سختی‌هایی برایش همراه بوده است. با این حال بیشترین کسی که توانست این دیالوگ‌ها را از آن خود سازد نصیریان در قامت نقش کریم بوستان بود که توانست با نفس خود در ساز آهنگین این ادبیات بدمد.

بعد از او حسام منظور با نقش چاووش بهتر توانست واژگان پرطمطراق نعمت‌اله را ادا کند و البته از آنجایی که بیشتر بازیگران سریال از میان پیشکسوت‌ها و تئاتری‌ها انتخاب شدند ادای جملات و واژگان کمتر از قاعده بیرون زد و جز در مواردی که به سجاد افشاریان یا ندا جبرائیلی می‌رسید ساز ناکوکی نبود.

با این حال فارغ از شوخی‌ها و حتی مخالفانی که به این شیوه از دیالوگ نویسی نعمت‌اله نقد دارند می‌توان گفت ساختار این دیالوگ‌ها به دلیل موزون بودن توانست در جذابیت شنیداری کار مؤثر باشد و دست کم از شیوه سطحی و روتین فیلمنامه‌های تلویزیونی فاصله گیرد.

فیلمنامه‌ای گرفتار در دورهای باطل

از ساختار دیالوگ‌ها که بگذریم محتوای فیلمنامه نعمت‌اله هرچقدر شروع خوبی داشت بعد از چند قسمت در دور باطلی از دعواهای میان کاراکترها، کشمکش‌ها، قصه‌های فرعی و جدل‌های باطل گرفتار شد. جدل‌هایی که بیشتر از اینکه به استحکام قصه و جذابیت‌های دراماتیک سریال کمک کند به بار کمی سریال افزود و بلاتکلیفی قصه را مشهود کرد.

این بلاتکلیفی نه تنها در قصه و پایان بندی که در کاراکترها نیز هویدا بود و مخاطب را هر لحظه با سوال و حیرت تازه‌ای مواجه می‌کرد. فیلمنامه به دلیل همان پیش رفتن در عرض، قصه جدیدی نداشت که برای مخاطب تعریف کند و از جایی به بعد ماجرای حق خواهی بوستان و انکار چاوش به کشمکش‌هایی بیهوده تبدیل شد که یکی حقش را طلب می‌کرد و دیگری انکارش می‌کرد. در این کشمکش‌ها حضور دیگر کاراکترها تنها برای آب و تاب دادن به قصه بود و اتفاق جدیدی رخ نمی‌داد و حتی گاه از رسالت شخصیت الگو و قهرمان داستان هم کاست.

مثلاً کریم بوستان اصرار دارد دختر خوانده‌اش لیلا را به آراز برساند، از طرفی از آراز می‌خواهد حقیقتی را که می‌داند در ملأ عام بگوید اما وقتی می‌بیند بین آراز و برادرش دشمنی می‌افتد می‌گوید دشمنی بین بچه‌های بدری را نمی‌خواسته است. او از طرف دیگر تا پای قسم و دادگاه پیش می‌رود و باز وقتی پای ارعاب و تهدید حنیف وسط می‌آید کنار می‌کشد.

از دیگر عجایب قصه این است که کریم ۱۵ سال تلاش دارد حق بودنش را ثابت کند و بعد با توجیه درمان کلیه همسرش الفت به‌ناگاه آبروی خود را بر باد می‌دهد و در ملأ عام به دروغ می‌گوید که حق با چاووش بوده و جالب آنکه بعد از این موقعیت تراژدیک نویسنده دیگر هیچ اشاره‌ای به کلیه الفت نمی‌کند!

چاووش اما شخصیتی مجهول دارد، او که ابتدای سریال به خاطر حجره آتش زدن برادرش حنیف با او برخورد می‌کند تا بگوید قرار است تنها مجرم و خطاکار خانواده خودش باشد با هر قسمت ابعادی از دیکتاتوری و لجاجت در شخصیتش فاش می‌شود و تا منتهای منفور بودن پیش می‌رود. بازگشت ناگهانی حلیمه و ماجرای مرتضی نیز از آن بخش‌های داستان است که بودنش هدف خاصی را دنبال نمی‌کند ولی هر چند قسمت یک بار حضور این کاراکتر را باید یادآوری شود.

این ملغمه شخصیت‌های بلاتکلیف حتی گریبان کاراکترهای مثبت قصه را هم می‌گیرد و آنها را هم بی منطق می‌کند. به طور مثال لیلا و آراز با وجود یک دعوای کهنه میان خانواده‌هایشان به ازدواج با هم اصرار دارند؛ اما چندین بار وسط دعوا از هم دل می‌کنند و باز یک باره تصمیم به ازدواج می‌گیرند. بگذریم که با همه مصیبتی که برایشان رقم می‌خورد و به رقم پروسه غیرمنطقی زندگی چند شبانه روزی و خوابیدن در کلبه و چادر مسافرتی با یک دعوا از جدایی حرف می‌زنند و آرازمی‌رود و غیبش می‌زند.

آراز که علمدار حق طلبی در سریال است و می‌گوید به خاطر خدا این کار را کرده از همه بلاتکلیف‌تر است، از او که همه حساب‌هایش هم در دست چاووش مسدود شده است شخصیتی بی عرضه و گاه کودن به نمایش گذاشته می‌شود و انگار جز کار در میدان تره بار مهارت دیگری ندارد. او مدتی هم غیبش می‌زند تا وقتی که لیلا پیدایش کند و با ستار او را به میدان معرکه برگردانند. اکثر شخصیت‌ها در این سریال به لحاظ محتوایی و منطق روایی خود قصه جایگاه درست و ثابتی ندارند پس مخاطب نمی‌تواند اعتباری چندانی برایشان متصور شود و این همان ویژگی دیگر این قصه بلاتکلیف است.

دو برگ‌برنده؛ کریم بوستان و تیتراژ

می‌توان گفت انتخاب بازیگران این سریال با نوعی موفقیت همراه بوه است و اغلب بازیگران به خوبی توانستند مخاطب را با خود همراه کنند. حضور بازیگران تئاتری مثل حسام منظور و سعید چنگیزیان و بازیگران کارکشته مثل حسن پورشیرازی در یک موقعیت منسجم قرار گرفت و شاید از محمدرضا آهنج کمتر انتظار می‌رفت که بتواند چنین موقعیت یک دستی را رقم بزند.

در این موقعیت حتی بازیگرانی مثل مارال فرجاد و یا کامران تفتی که سال‌ها در تلویزیون کار کرده‌اند بیشتر به چشم آمدند. با این حال همچنان می‌توان با قاطعیت بیان کرد که حضور علی نصیریان برگ برنده این سریال بوده است و دیگر بازی‌ها زیر سایه بازی درخشان او قرار گرفته است.

می‌توان از صدای سالار عقیلی و قطعه‌ای که وی برای تیتراژ سریال خواند هم به‌عنوان یک برگ برنده دیگر این سریال یاد کرد که مخاطب را بعد از موقعیت‌های نفس‌گیر دعوا و بحث و جدل با آرامش و لطافت همراه کرد. قطعه‌ای که یک بار دیگر توانمندی سالار عقیلی را نمایش داد و ملودی گرم و گیرای آن مخاطبانش را به خود جذب کرد.

تیغ خشونت؛ عنصر تازه سریال‌ها

یک نکته درباره سریال‌های رمضانی امسال تلویزیون حائز اهمیت است و آن اینکه همه آن‌ها گاه از یک اثر ملودرام خارج شده و به اثری با صحنه‌های خشونت‌آمیز تبدیل می‌شوند که اگرچه به ژانر اکشن نمی‌رسد اما خانوادگی کردن این خشونت چندین برابر بدتر از فیلم و سریال‌های اکشن و جنایی است چون مخاطب آنها را با یک فاصله گذاری و تفکیک تماشا می‌کند و اتفاقاً اینها را از جنس واقعیت‌های زندگی خود می‌بیند. با این حال احتمالاً سازندگان نمی‌دانند نمایش این حد از جنجال در خانواده‌ها حتی برای بیان نصیحت و دعوت به خوبی‌ها چه تبعاتی و چه تأثیری بر مخاطب می‌تواند داشته باشد چه برسد آنجا که هرکسی می‌خواهد خودش پیت نفت به دست بگیرد، چماق بردارد و یا بدون تماس با پلیس و قانون، قانون را اجرا کند.

دورهمی گرفته‌اند. آن همه دعوا و چالش یک باره تمام می‌شود!در «برادرجان» حجم زیادی از خشونت‌های کلامی، درگیری‌های لفظی و تنش‌های تهدیدآمیز میان کاراکترها اتفاق می‌افتد. وقتی از خشونت سوال می‌شود معمولاً سازندگان آن را با عواقب رفتارهای نادرست کاراکترهای سریال قیاس می‌گیرند و اینکه اگر کاراکتر نتیجه رفتار خود را ببیند لزوماً نمایش خشونت بدآموزی ندارد.

سوال اینجاست اگر مخاطب سریال را تا آخرین قسمت ندید چه باید کرد؟ اگر عاقبت اعمال کاراکتر آنچنان که باید تأثیرگذار نبود چه؟ اگر مخاطب علاقمند شد وجه منفی و ضدقهرمان کاراکتر را محقق کند چه؟ از همه مهم‌تر اگر کاراکتری مثل حنیف با آن همه تهدید و ارعاب و وحشت ایجاد کردن با هیچ قانونمند و منطقی مواجه نشد و بلاتکلیف ماند چه؟ در کنار او چاوش هم که در سریال رفته رفته به شخصیتی عصبی، منفور و منفی تبدیل می‌شود و مخاطب عقوبتی برای او هم نمی‌بیند.

لوطی‌گری یا قانون جنگل

قسمت پایانی سریال «برادرجان» حکم آب سردی بر تمام مخاطبان امیدوار سریال را داشت؛ در این قسمت انگار قرار بود کاراکترها یک بار دیگر به بی قانونی کشور و هرج و مرج جامعه شأن حکم صادر کرده و خودشان به ایفای حق بپردازند!

کریم بوستان که تا الان روی قانون و حکم و منطق و دادگاه تاکید داشت حالا خودش آستین بالا می‌زند تا حق زیاده خواه را بر کف دستش بگذارد و بچه‌های بدری را از چنگال او نجات دهد. جامعه‌ای که قرار است در هر قسمت به سمت مدنیت و قانون پیش رود بیشتر به یک خشم فرومانده به یک زخم چرک کرده می‌ماند که حالا هرکسی باید خودش چوب دستی بردارد و عدالت اجرا کند. این قبیله گرایی احتمالاً جامعه آرمانی نعمت‌اله است که دوست دارد الگو و قهرمان در کنار ضدقهرمان با کاراکترهای منفی تر داستان متحد شوند و زورآزمایی کنند.

عجز نویسنده در ارائه پایان‌بندی درست تا آنجا پیش می‌رود که کریم بوستان را می‌کشد و در سکانس بعد با گذشت چند ماه که به صورت زیرنویس دیده می‌شود همه اعضای خانواده‌های بوستان بدری و توکل جز مهتاب و منیژه دورهمی گرفته‌اند. آن همه دعوا و چالش یک باره تمام می‌شود و شخصیت‌ها در نبود بوستان به خوبی و خوشی رسیده‌اند و قصه اکشن-تگزاسی نعمت‌اله به یک باره با پایانی امیدوارانه و خوش خاتمه می‌یابد! اینگونه سریالی که در اوج آغاز شده بود، در ادامه افول کرد و در پایان‌بندی گویی دست به یک خودکشی زد!

 

گلدن گلوب ایتالیا نامزدها را شناخت/ برگزیده‌های مطبوعات سینمایی-متن طنز

به گزارش مهر به نقل از سینه‌یوروپ، نامزدهای جایزه معادل گلدن‌گلوب ۲۰۱۹ ایتالیا معرفی شدند.

مارکو بلوچیو کارگردان سازنده «خائن»، متئو گارونه سازنده «داگمن» و آلیس رورواچر سازنده «شاد مانند لازارو» از جمله نامزدهای بخش بهترین کارگردان امسال جوایز انجمن مطبوعات خارجی ایتالیا هستند.

در حالی که فیلم جدید بلوچیو با عنوان «خائن» که درباره توماسو بوسکتا سردسته مافیای ایتالیا ساخته شده با استقبال زیادی در جشنواره فیلم کن امسال روبه‌رو شد، این فیلم موفق شد تا ۴ نامزدی از جوایز انجمن مطبوعات خارجی ایتالیا نیز کسب کند که به جز بهترین کارگردانی شامل بهترین بازیگر مرد برای پی‌یر فرانچسکو فاویانو، بهترین فیلمنامه و بهترین موسیقی متن است.

آلساندرو بورگی برای «روی پوست من» و مارسلو فونته برای «داگمن» دیگر نامزدهای بخش بهترین بازیگر مرد هستند.

جاسمینه ترینکا برای «یک تابستان تقریباً معمولی»، فرانچسکا نیِدا برای «هر جا که هستی» و آنا فوگلیِتا برای «اگر زندگی به تو لیمو بدهد» نیز در بخش بهترین بازیگر زن نامزد شده‌اند.

در بخش بهترین فیلم نیز «بنگلا» ساخته فیام بویان، «قهرمان» ساخته لئوناردو دآگوستین و «پسرها گریه می‌کنند» ساخته دامیانو و فابیو دینوسنزو نامزد شده‌اند.

امسال یک بخش دیگر هم به این جوایز افزوده شده که جایزه بهترین سریال تلویزیونی است که «به نام رز»، «دوست نابغه من» و «دروازه سرخ» نامزد این بخش شده‌اند.

بازیگران سریال «دوست نابغه من» نیز قرار است با دریافت جایزه امید جوان تجلیل شوند.

نامزدهای بهترین مستند هم عبارتند از «پروانه» ساخته آلساندرو کاسیولی، «گوشه تاریک» ساخته فابیو کاراماچی، «ناپدید شدن مادرم» ساخته بنیامینو بارسی، «سلفی» ساخته آگوستینو فرنته و «چشمانت را ببند و پرواز کن» ساخته جولیا پیترآنجلی

جایزه یک عمر دستاورد هنری ۲۰۱۹ نیز به فرانکو نِرو بازیگر سرشناس ایتالیایی و همسرش ونسا ردگریو بازیگر برجسته ۸۲ ساله بریتانیایی اهدا می‌شود.

فرانکو نرو ۷۷ ساله در بیش از ۲۰۰ فیلم سینمایی و تلویزیونی مقابل دوربین رفته و سال پیش از مهمان ویژه سی و ششمین جشنواره جهانی فیلم فجر بود. وی که سابقه همکاری با فیلمسازانی چون جان هیوستن، لوئیس بونوئل، راینر ورنر فاسبیندر و فرانکو زفیرلی را دارد، در اواسط دهه ۱۹۶۰ با بازی در نقش اصلی وسترن اسپاگتی «جانگو» به شهرت رسید.

امسال پنجاه‌و نهمین دوره اهدای جوایز گلدن‌گلوب ایتالیا برگزار می‌شود.

نمایش ۱۰ فیلم ایرانی در جشنواره شانگهای-متن طنز

بیست و دومین جشنواره فیلم شانگهای از ۲۵ خرداد تا ۳ تیر (۱۵ تا ۲۴ ژوئن) در چین برگزار خواهد شد و آثار ۱۰ سینماگر ایرانی در این رویداد به نمایش درخواهند آمد.

رهبرانقلاب با منتقدان خود چگونه رفتار می‌کنند؟/ بیت رهبری در سال‌های اخیر به صریح‌ترین انتقادها هم واکنش نشان نمی‌دهد!-متن طنز

به گزارش جهان نيوز، رسانه‌های منتقد نظام جمهوری اسلامی ایران، بار‌ها رهبری امام خامنه‌ای را دیکتاتور گونه دانسته و با تکیه بر همین موضوع سعی بر القای این مفهوم در جامعه دارند، بار‌ها شاهد بودیم که اتفاقات مختلف را هیزم کرده و بر پای آتش تفرقه ریختند؛ اما سوال اینجاست که آیا براستی ایشان دیکتاتور است؟

سی سال از انتخاب حضرت آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی ایران می‌گذرد، طی سال‌هایی که ایشان رهبری جامعه اسلامی ایران را برعهده داشتند بارها و بارها در دیدارهای مردمی حاضر شده و بعضا به صورت گفت‌وگوهای دوطرفه با آنها صحبت کرده‌اند. سفرهای استانی، دیدار با دانشجویان، دیدار با اقشار مختلف مردم و … که هر ساله به صورت ثابت اتفاق می‌افتد تنها بخشی از مراودات مردمی رهبری است که نمونه‌اش در جهان بی‌نظیر و بی مثال است.

بی بی سی آغازگر یک شبهه درباره رهبر انقلاب

پس از افطاری امسال رهبری با دانشجویان، بی بی بی فارسی یک گزارشی با عنوان جلسه پرحاشیه؛ انتقاد از ‘بیت رهبری’ در حضور آیت‌الله خامنه‌ای را منتشر کرد و اعتقاد داشت که افراد بیت رهبری اجازه آزادی بیان و اظهار نظر در مورد شخص رهبری را به فعالین نمی‌دهند.

این در حالی است که سالیان سال شاهد برگزاری افطاری دانشجویان و جوانان با رهبری هستیم، مراسمی که در آن دانشجویان دغدغه‌ها و مسائل خود را بدون هیچ واسطه ای به گوش رهبر جمهوری اسلامی می‌رسانند؛ بعضا در این جسات بار‌ها شاهد بودیم که نخبگان و دانشجویان از مسئولان دولتی، سیاست های کلی نظام و حتی سیاست‌های رهبری صریحا انتقاد کرده‌اند.

نظر رهبری در مورد نقد شدن چیست؟

گزارش مغرضانه و هدف‌دار بی‌بی‌سی در حالی است که مقام معظم رهبری در همان دیدار صراحتا گفتند: «خیال نکنید من از شنیدن اینجور نقد‌ها ناراحت میشوم؛ نه، من از اینکه این حرف‌ها زده نشود، ناراحت میشوم! بنده در جلسات دانشگاهی و دانشجویی که اینجا هستند می‌بینم بعضی‌ها از روی احترام خیلی حرف‌ها را که خیال می‌کنند من ناراحت می‌شوم، نمی‌زنند و من از نگفتن ناراحت می‌شوم من از گفتن ناراحت نمی‌شوم. من از انتقاد استقبال می‌کنم. انتقاد هست و کم نیست و بنده این‌ها را دریافت می‌کنم. »

برخی‌ها فکر می‌کنند که انتقاد موجب ضعف است، اما رهبری انتقاد را نشانه ضعف نمی‌دانند و در این باره معتقدند: «لبته معناى این حرف آن نیست که ما بگوییم هیچ‏کس حق ندارد از دولت انتقاد کند؛ چون انتقاد به معناى تضعیف نیست. انتقاد اگر دلسوزانه و منصفانه باشد، کمک هم مى‏کند. اگر انتقادى دلسوزانه هم نبود، بالاخره دانسته مى‏شود. در مقابل حرکت دولت، اگر یک وقت عیبجویىِ غیرمنصفان‌ه‏اى هم بشود، نخواهد توانست افکار عمومى و واقعیّت‌هاى بیرونى را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین من نمی‌خواهم انتقاد را منع کنم؛ اما تخریب را چرا. تخریب به‏ هیچ‏ وجه مصلحت نیست. با هیچ توجیهى کسى نمى‌تواند خود را قانع نماید که دولت را تخریب کند.

 جوانی که به رهبری نقد کرد و مورد تشویق ایشان قرار گرفت!

در سال ۸۸ و در جریان دیدار و گفتگوی جوانان نخبه علمی کشور با رهبر انقلاب، یکی از حاضران بدون هماهنگی با مجری مراسم و به دعوت رهبر انقلاب، پشت تریبون قرار گرفت و به شکل صریح، از برخی سیاست‌ها و رویه‌های حکومتی انتقاد کرد، سخنان افراد منتخب تمام شده بود و مجری برنامه با اعلام پایان وقت صحبت‌های حاضران، از رهبر انقلاب دعوت کرد برای جمع صحبت کنند. در این زمان چندتن از حضار خواستار حضور در پشت تریبون و بیان نظراتشان شدند که رهبری از مجری پرسیدند کسی نمانده که صحبت کند؟ مجری پاسخ داد اگر شما اجازه بدهید، همه‌ جمع هزار نفره‌ای که این‌جا هستند، دوست دارند صحبت کنند، اما وقت محدود است.

در این هنگام رهبر انقلاب به یکی از جوانان در وسط جمعیت که پرشورتر از بقیه خواستار حضور در پشت تریبون بود، اما توسط برگزارکنندگان مراسم نشانده شد، اشاره کردند و گفتند: «آن آقایی که پا شده بودند، ایستاده بودند و نشاندندشان … شما بفرمائید».

جوان متقاضی در جایگاه قرار گرفت و خود را دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف معرفی کرد.

وی ابتدا از نحوه انتخاب افراد برای صحبت نزد رهبری گله کرد. این گلایه افرادی بود که نوبت بیان نظراتشان را نیافته بودند و با تشویق حضار روبرو شد.

بحشی از سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. وی گفت: من شاید چهار- پنج سال است که به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌کنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم که مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم … نقد رهبری را هم به شکل عمومی می‌شود مطرح کرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌کنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و کینه می‌شود؛ مثلاً یک چیزی که در ابتدا یک انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌کند، ممکن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و کم‌کم بی‌انصافی‌هایی پیدا شود.»

در این هنگام، یادداشتی حاکی از اتمام وقت به سخنران داده شد. او از رهبری پرسید وقت گذشته است، اما اگر موافق باشید ادامه دهم؟ رهبر انقلاب نیز با اشتیاق پاسخ دادند: البته از اول هم وقت گذشته بود، ولی من موافق ادامه صحبت‌های شما هستم. این دانشجو صحبت هایش را ادامه داد و برخلاف سایرین که طبق هماهنگی با مجری مراسم، صحبتهایشان را در ۴ دقیقه محدود می‌کردند، حدود ۱۰ دقیقه صحبت کرد و در ادامه با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات پرسید: «اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌کردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌که با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حکومت و رفتار حکومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.»

وی در پایان، مودبانه تشکر کرد و به جای خود بازگشت و رهبر انقلاب نیز مانند بقیه سخنرانان از ایشان نیز با بیان طیب الله انفسکم تقدیر کردند.

رهبر انقلاب در ابتدای سخنان خود با ابراز خوشحالی از اینکه سخنان نخبگان هر سال قوی‌تر و عمیق‌تر از قبل می‌شود و یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی با خدمت به مردم و کشور؛ اهمیت تولید علم، آزاداندیشی در دانشگاه‌ها و مرز شکنی علمی در پیشرفت و اقتدار کشورمان را کلیدی توصیف کردند و ضمن اشاره به برخی نکات مطرح شده توسط حاضران، درباره سخنان دانشجوی منتقد نیز گفتند: «خیال نکنید من از شنیدن اینجور حرف‌ها ناراحت میشوم. نه…، من از اینکه این حرف‌ها زده نشود، ناراحت میشوم. در جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى که اینجا هستند، بنده گاهى که ببینم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرف‌ها را که خیال میکنند من خوشم نمى‌آید، نمیزنند؛ از نگفتنش ناراحت میشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمیشوم.»

بیت رهبری در سال‌های اخیر به صریح‌ترین انتقادها هم واکنش نشان نمی‌دهد

علی طلوعی رئیس بسیج دانشگاه تهران با اشاره به برخی مواضع رسانه‌های بیگانه و شبهاتی که در این باره مطرح‌ می‌شود به شرایط حضور و سخنرانی نماینده تشکل‌های دانشجویی در دیدار با رهبر انقلاب اشاره کرد و گفت: به طور کلی در سال‌های اخیر فرصت حرف زدن به نگاه‌های مختلف داده می‌شود، در این دو سال اخیر اگر اشتباه نکنم نماینده‌های نشریه‌های دانشجویی خیلی جدی، صریح‌ترین انتقاد‌ها و بعضا بی احترامی ها را داشتند و برخوردی از جانب حضرت آقا و مسئولین بیت نمی‌شد.

وی ادامه داد: بعضی از دوستان در میان جلسه مطالبی داشتند و با توجه به داشتن وقت به آن‌ها هم تریبون می‌دادند؛ به نظر من خیلی هم در این دیدار‌ها لازم به زدن همه حرف‌ها نیست.

رئیس بسیج دانشگاه تهران تصریح کرد: مطالب خیلی صریح‌تر از چیزی که بی بی سی فکر می‌کند به مقام معظم رهبری می‌رسد اما با همه این حرف‌ها برگزاری این مراسم می‌تواند بهتر هم باشد.

محبوبیتی که ترس به جان دشمن انداخته است

با مرور همه این موارد یک سوال به ذهن متبادر می‌شود و آن اینکه براستی دشمن و رسانه‌های بیگانه با چه هدفی رهبر انقلاب، زندگی شخصی ایشان و فرزندان‌شان را هدف قرار گرفته‌اند؟ آیا غیر از این است که محبوبیت امروز رهبر انقلاب در بین نسل‌های چهارم و پنجم پس از انقلاب دشمن را به ترس و واهمه وا داشته است؟!

منبع:باشگاه خبرنگاران

ماجرای شنیدنی حسن‌عباسی از حاج قاسم-متن طنز


دریافت فیلم

آزار بازیگران زن ایرانی-متن طنز

«بادیگارد» برای خیلی ها، «خیلی» لازم است و برای خیلی ها هم «اصلا» لازم نیست. در این یادداشت بحث من خارج از قضیه مسوولین است. بحث برخی مسوولین در مقوله مورد نظر من نمی گنجد.

بلاتکلیفی پخش برنامه‌ای که جایگزین «۹۰» شد-متن طنز

به گزارش مهر، مریم جلالی تهیه‌کننده «تب تاب» درباره ادامه پخش این برنامه که به جای برنامه «نود» شامگاه دوشنبه روی آنتن شبکه سه سیما می رفت، بیان کرد: «در حال حاضر تکلیف پخش «تب تاب» مشخص نیست و معلوم نیست که در این هفته‌ها بتوانیم برنامه داشته باشیم. ما هم اکنون هزینه‌های زیادی برای اجاره سوله پرداخت می‌کنیم ولی هنوز صحبتی درباره پخش برنامه نشده و برنامه در حال حاضر اسپانسر هم ندارد.»

تهیه‌کننده «تب تاب» تأکید کرد: «در یک یا دو هفته آینده برنامه پخش نمی‌شود چون بعید می‌دانم به این سرعت بتوانیم آماده شویم. البته ما ایده‌های جدیدی آماده کرده‌ایم که اگر برنامه روی آنتن برود آن‌ها را عملیاتی خواهیم کرد.»

برنامه «تب تاب» پیش از ماه رمضان با اجرای باربد بابایی و به تهیه‌کنندگی مریم جلالی و عباس اختری روی آنتن می‌رفت.



کد آمار