متن طنز - صفحه 20 از 72 - متنای طنزدار تیکه دار

به دنیاآمدن فرزندان سلبریتی‌ها در خارج جرم است؟-متن طنز

روزنامه جوان نوشت: به تازگی مد شده است که چهره‌های مشهور هنری، ورزشی یا حتی فرزندان برخی چهره‌های سیاسی برای به دنیا آوردن فرزند خود به آمریکا یا یکی از کشورهایی که قانون ارائه تابعیت‌شان بر اساس خاک و تولد در سرزمین‌شان اعطا می‌شود سفر می‌کنند. این مسئله به‌خصوص در سال‌های اخیر در کشور ما به یکی از موضوعات لوکس خانواده‌های ثروتمند تبدیل شده است.

در همین یکی دو سال اخیر بارها اخباری از این دست را شنیده‌ایم و تصاویر به اشتراک گذاشته شده از ایندوتابعیتی‌های کوچک که مزایایی را برای تابعیت پدر و مادرانشان هم فراهم می‌کنند، در شبکه‌های اجتماعی دیده‌ایم. تلاش سلبریتی‌ها و ثروتمندان برای گرفتن تابعیت دوم از طریق تولد فرزند، در فضای عمومی جامعه همواره مورد نقد جدی مردم واقع شده خصوصاً وقتی غالباً این اتفاق از سوی کسانی روی می‌دهد که همواره داعیه وطن‌پرستی و عشق به میهن دارند.

فریبا نادری، مهناز افشار، رضا قوچان نژاد، بنیامین بهادری، روناک یونسی، محسن تنابنده، شیلا خداداد، سام درخشانی و… از جمله کسانی هستند در چند سال اخیر فرزندان خود را در خارج از کشور به دنیا آورده‌اند.

حالا این روزها مبحثی که در فضای مجازی داغ شده سفر حاشیه ساز رامبد جوان و نگار جواهریان – که اکنون باردار است – به کاناداست. گرچه این دو بازیگر، هدف سفرشان را اکران فیلم «قانون مورفی» در تورنتو اعلام کرده‌اند اما شواهد نشان می‌دهد که شاید قصدشان از این سفر متولد شدن فرزندشان در این کشور است. در واقع از آن جایی که نگار جواهریان به احتمال زیاد اجازه دو پرواز با این طول مدت برای بازگشت نخواهد داشت مخاطبان بر این عقیده هستند در همان کشور فارغ خواهد شد و اصل سفر نه برای اکران یک فیلم سینمایی بلکه برای تولد فرزندشان در کشوری که آمال و آرزوهای برخی سلبریتی‌ها به نظر می‌رسد، است.

گرچه این دو بازیگر تاکنون به ماجرای تولد فرزندشان در کانادا واکنشی نشان نداده‌اند اما باید از مجری مشهور تلویزیون پرسید دم خروس را باور کنم یا قسم حضرت عباس! آنهمه فریادهای مقابل دوربین که «مردم ایران ما شما رو خیلی دوست داریم»، «ایران خیلی خوبه» را باور کنیم یا این همه تلاش برای به دنیا آوردن دخترتان، صدها کیلومتر دور از خاک ایران و در کشوری که بارها دشمنی‌اش را با ایران به اثبات رسانده؟!

اگر بخواهیم جانب انصاف را در نظر بگیریم شاید این حق تمام شهروندان باشد که هر جا و در هر کشوری که دوست دارند فرزندشان را به دنیا آورند، اما آن وقتی موضوع با انتقاد جدی کاربران و مخاطبان مواجه می‌شود که معمولاً کسانی دست به این کار می‌زنند که همواره از عشق به میهن سخن گفته‌اند و نوشته‌اند. در واقع پذیرفته نیست کسی که در آنتن تلویزیون بارها از عشق به ایران سخن به میان آورده حالا حتی حاضر نباشد دخترش شناسنامه ایرانی بگیرد.

به هر حال باید منتظر ماند تا ببینیم رامبد جوان هم به جمع کسانی خواهد پیوست که فرزندش را در کشوری به دنیا خواهد آورد که پاسپورت دیگری بگیرد یا خیر. در دنیا کشورهای زیادی نیستند که به شرط تولد فرزند پاسپورت آن کشور را به نوزاد بدهند و در بین آنها شاید کانادا بهترین آن‌ها از لحاظ رفاه باشد!

پاسخ علیخانی به اینکه چرا حرفه‌ای‌ها به عصر جدید می‌آیند-متن طنز

به گزارش مهر، شب گذشته شنبه ۱۸ خرداد قسمت هفتم از مرحله دوم برنامه «عصر جدید» روی آنتن شبکه سه رفت و احسان علیخانی بعد از حدود ۳۰ قسمت به شبهه نسبت به حضور برخی از شرکت‌کننده‌هایی که قبل از این مسابقه هم در فضاها و مدیوم‌های رسانه‌ای دیگر دیده و به تعبیر دیگر کشف شده بودند، پاسخ گفت.

وی به شعارهای برنامه «عصر جدید» اشاره و عنوان کرد: ما در برنامه سه شعار «کشف شدن»، «دیده شدن» و «رسیدن» را داریم که برای هر سه هم خیلی نقشه کشیده‌ایم.

علیخانی با کنایه به انتقادات از حضور شرکت‌کننده‌هایی که قبل از حضور در این برنامه کشف شده بودند، گفت: نکته‌ای که من و همکارانم در این چند وقت خیلی شنیده‌ایم این است که عوامل «عصر جدید» خیلی زبل نباشید برخی از شرکت‌کنندهها قبلاً یک جایی یک اتفاقی به صورت محلی، استانی یا کشوری برایشان افتاده و کشف شده‌اند پس شما آن‌ها را کشف نکرده‌اید و قبلاً کشف شده بودند.»

وی سپس به این انتقاد اینگونه پاسخ داد: ما هیچ محدودیتی برای حضور هیچ کسی نداریم. هر کسی بخواهد می‌تواند روی این صحنه قرار بگیرد حتی اگر حسین رضازاده یا بهترین بازیگر جشنواره فجر باشد، اگر می‌تواند اینقدر جسارت داشته باشد که روی این صحنه قرار بگیرد و وارد این چالش شود که با ۹۰ درصد افراد آماتور رقابت کند قدمش روی چشم ما و این صحنه در اختیارش قرار می‌گیرد.

مجری برنامه «عصر جدید» در بخش دیگر به قهرمانان و برگزیده‌های رشته‌های مختلف اشاره و اظهار کرد: ما چقدر آدم سراغ داریم که کمدهایشان پر از کاپ، مدال و لوح تقدیر است اما کسی نمی‌شناسدشان و نهایت کسی که به این کاپ‌ها علاقمند است عمه آنهاست که او هم احتمالاً می‌گوید کاش به جای کاپ طلایی، رنگ نقره‌ای می‌گرفتی تا به جای شکلات خوری می‌گذاشتی جلوی مهمان‌ها، یعنی حتی فرد نمی‌داند چرا کاپ گرفته است!

علیخانی به ناشناخته بودن این افراد اشاره و عنوان کرد: این خیلی سخت است برای کسی که می‌داند استعداد دارد اما رها شده است و کسی اسم او را نمی‌داند.

وی در پایان سخنانش یک بار دیگر بر شعار سوم تاکید کرد و گفت: شعار سوم و نهایی ما این است که این صحنه برای کسانی است که به جایی که مستحق آن هستند، نرسیده‌اند.

علیخانی این توضیحات را بعد از حدود ۳۰ قسمت که از آغاز پخش برنامه می‌گذرد مطرح کرد و این توضیح حتماً می‌تواند رویکرد برنامه را نسبت به حضور بسیاری از شرکت‌کننده‌ها در ادامه این برنامه روشن کند.

البته سخنان علیخانی پرسش‌های دیگری را نیز پیش می‌آورد که به طور مثال افراد شناخته شده‌ای مثل حسین رضازاده (اگرچه حتی در حد یک مثال) چرا باید در رقابت با آماتورها خود را به چالش بکشند و ماحصل آن برای برنامه عصر جدید چه می‌تواند باشد؟ از طرف دیگر ممکن است این سخنان این احتمال را بوجود بیاورد که هیچ کاپ و مدال و تجلیلی ارزش ندارد تا وقتی که مردم فرد را بشناسند!

اگرچه بازتعریف رویکرد «عصر جدید» در دعوت از حرفه‌ای‌ها اقدام به جایی بود اما این احتمال را یک بار دیگر قوت بخشید که «عصر جدید» بیشتر فضایی برای «مشهور شدن» و «چهره شدن» است تا کشف استعدادهای تازه؛ مگر اینکه علیخانی در قسمت‌های بعد توضیح دهد که شعار سوم برنامه یعنی «رسیدن» چگونه قرار است برای همه شرکت کنندگان محقق شود.

راهکار سالم‌ شدن دل از منظر امام علی (ع)-متن طنز

حدیثی از حضرت امیرالمومنین امام علی (علیه السلام) در خصوص راهکار سالم شدن دل را می‌خوانید.

حضرت علی می‌فرمایند: دلت براى تو سالم نخواهد شد، مگر آن‌گاه كه براى مؤمنان همان پسندى كه براى خود مى پسندى.

برخورد اسنپ با راننده قانون مدار؟/ دلجویی از مسافر هنجارشکن!-متن طنز

به گزارش جهان نيوز، سه روز پیش دخترى جوان در صفحه توییتر خود اعلام کرد که یک راننده اسنپ او را به دلیل بدحجابی در بزرگراه پیاده‌کرده‌ است. این اکانت در کنار این ادعا، عکس و مشحصات کامل راننده اسنپ را در شبکه مجازى خود منتشر کرد تا بقیه نیز او را بشناسند. توییتی که با واکنش زیادی از کاربران این شبکه اجتماعی مواجه شد. تعداد زیادی از کاربران معتقد بودند انتشار عکس راننده اسنپ، نقض حریم شخصی راننده و غیرقانونی است. برخی نیز صحت ماجرا را زیر سوال بردند و منتظر واکنش اسنپ شدند. همه این‌ها در حالی بود که چندی بعد این دختر اعلام کرد که اسنپ با او تماس گرفته و بابت رفتار راننده‌ مذکور از خانم عذرخواهی کرده‌ است.

راننده: اسنپ بايد از قوق راننده‌اش دفاع كند

«سعید عابد» راننده 54 ساله اسنپ که بازنشسته است و این روزها برای کسب درآمد بیشتر در اسنپ مشغول است به خبرنگار فارس درباره این اتفاق گفت: «روز 16 خرداد برای من تقاضایی از سمت این خانم در شهرک قائم تهران آمد که من آن را پذیرفتم. وقتی رسیدم، این خانم همان ابتدا در خیابان بدون روسری بود و من به خودم گفتم طبق روال گذشته وقتی سوار ماشین شد از ایشان تقاضا می‌کنم که به خاطر جریمه نقدى که برای ماشین‌هایی که چنین تخلفی دارند انجام می‌شود، روسری‌اش را سر کند. هنوز 150 متر از محل سوار شدن خانم فاصله نگرفته بودیم که من از ایشان تقاضا کردم که روسری خود را سر کنند. اما ایشان با لحن تندی گفتند که شما بهتر است در کار دیگران دخالت نکنید و رانندگی‌تان را بکنید. بعد از شنیدن این جمله من نگه‌ داشتم و گفتم که با این حساب من نمی‌توانم شما را برسانم و دقیقا همان بلوار قائم و در حالى که تنها 150 متر از مبدا فاصله گرفته بودیم، نگه داشتم که خود خانم از ماشین پیاده شدند و من از ایشان نخواستم از ماشین پیاده شوند. حتى گفتم که مى‌توانم ایشان را به مبدا برگردانم.»

آقای عابد درباره ادامه برخورد این خانم درباره تقاضای سرکردن روسری اضافه کرد:«بعد از پیاده شدن این خانم به من گفت که من با اسنپ تماس می‌گیرم و شکایت می‌کنم. من هم گفتم که حتما این کار را بکنید و من هم این کار را انجام می‌دهم. اما بعد از آن با پلیس 110 تماس گرفت و به پلیس گفت که یک نفر در بلوار قائم با این شماره پلاک مزاحم من شده است. من هم همان موقع به پلیس زنگ زدم و ماجرا را شرح دادم که پلیس گفت همانجا بمانید تا مامور بیاید. اما خانم بعد از این تماس سوار یکی از ماشین‌های عبوری شد و رفت. من هم نیم‌ساعت منتظر ماندم و وقتی دیدم پلیس نمی‌آید به ناچار رفتم. همان لحظه با پشیبانی اسنپ تماس گرفتم و اپراتور پشتیبانى به من گفت شما کار درستى انجام دادید و طبق قوانین رفتار کردید»

این راننده اسنپ درباره منتشر شدن اسم و مشخصاتش ادامه داد:«تا پیش از انتشار این توییت توسط رفتار این خانم به جز خانواده، هیچ‌کس از اقوام و آشانایان نمی‌دانست که من در اسنپ هستم و الان همه از این موضوع با خبر شدند و تماس‌های متعددی در این باره میان دوست و آشنا داشتم. من در طول این مدت که در اسنپ مشغول بودم حتی درخواست افرادی که در نزدیکی محل سکونت اقوام و دوستانم زندگی می‌کردند را قبول نمی‌کردم اما حالا این خانم با این کار همه را با خبر کرد. البته من شرمنده نیستم. من بازنشسته هستم و مثل خیلی‌های دیگر که در این شرایط اقتصادی نیازمند درآمد بیشتر هستند، در اسنپ مشغول شدم.»

 

آقای عابد درباره ادعای خانم مسافر مبنی بر معذرت‌خواهی اسنپ نیز پاسخ داد:« من دقیقا قانون کشورم و حتی قانون اسنپ را به ایشان تذکر دادم اما این خانم حریم شخصی مرا فاش کرده‌ است. اگر این خانم برای تمام شدن ماجرا این حرف را زده که هیچ، اما اگر واقعا اسنپ از ایشان عذرخواهى کرده باشد که نمی‌دانم باید چه بگویم. اتفاقا اسنپ باید از حقوق راننده‌اش دفاع کند که یک مسافر  حقوق راننده را نقض کرده‌ است.»

واکنش دو پهلوی اسنپ به اعتراضات مردمی

روز گذشته یکی از رانندگان اسنپ، مسافر خود را به دلیل رعایت نکردن حجاب از ماشینش پیاده کرد. راننده از مسافر خود خواسته بود تا حجاب را رعایت کند که با واکنش منفی مواجه شده بود. پس از چند ساعت مسافر مذکور با انتشار تصاویر و مشخصات راننده در صفحه شخصی خود در توییتر از مسولان اسنپ خواست تا این راننده را اخراج کنند.

این توییت با ‌واکنش های موافق و‌ مخالف کاربران مواجه شد. بیشتر کاربران معتقد بودند که راننده اسنپ نباید تاوان رعایت نکردن قانون توسط این خانم را بدهند و تهدید کردند که در صورت اخراج این راننده، اسنپ را تحریم می کنیم. چند ساعت بعد مسافر اسنپ در توئیت جدیدی مدعی شد که مسولان اسنپ در تماس با وی، از او دلجویی کردند.

در همین راستا، با پیگیری خبرنگار فارس اسنپ در اطلاعیه ای به این اتفاقات واکنش نشان داد. در اطلاعیه اسنپ آمده است: طبق قوانین اسنپ، کاربران متعهد به رعایت قوانین اسلامی، اخلاقی و اجتماعی هستند. همچنین حفظ حریم خصوصی کاربران و عدم انتشار اطلاعات شخصی هر یک از طرفین از دغدغه‌های مهم اسنپ محسوب می‌شود.

در صورت بروز اختلاف بین هر یک از کاربران مسافر و راننده، اسنپ با تمام امکانات خود (از جمله مرکز تماس ۲۴ ساعته، واحد رسیدگی به شکایات و فرآیند میانجی‌گری) نهایت تلاشش را در جهت حفظ رضایت هر دو طرف و رفع اختلافات ایجاد شده به کار می‌گیرد.

بر همین اساس، در این مورد نیز صحبت‌های لازم با هر یک از طرفین انجام شده است. از کاربر راننده بابت انتشار اطلاعات شخصی‌شان دلجویی به عمل آورده‌ایم و ایشان با رضایت شخصی‌شان در ناوگان اسنپ به فعالیت خود ادامه می‌دهند. علاوه بر آن، رعایت اصل مشتری‌مداری اقتضا می‌کرد که پس از ذکر شرایط و قوانین اسنپ، از مسافر نیز به دلیل ناتمام ماندن سفرشان دلجویی شود.

ساخت فیلم «طبقه حساس ۲» تکذیب شد-متن طنز

کمال تبریزی خبرهای مبنی بر ساخت فیلم «طبقه حساس۲» را تکذیب کرد و اعلام کرد که فعلا به هیچ وجه این خبرها صحت ندارد!

پدرم گدا نیست، آلزایمر دارد-متن طنز

به گزارش تسنیم، چند سالی است که احمد پورمخبر به دلیل کهولت سن، بیمار است و کمتر جلوی دوربین فیلم سینمایی یا تلویزیونی قرار گرفته ولی فضای مجازی و برخی گویا بیکار نبوده‌اند و به هر طریقی سعی کرده‌اند شایعاتی برای این بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون درست کنند. این عبارت‌ها بخشی از انتقاد خانواده احمد پورمخبر از فضای این روزهای برخی رسانه‌نما، اینستاگرام و کانال‌های تلگرامی است. بازیگری که با کاراکتر «مش قربون» سریال «متهم گریخت» به محبوبیت رسید. البته پیش از آن در سال 75 در اثر «بچه‌های آسمان» مجید مجیدی به ایفای نقش پرداخت.

محبوبیت پورمخبر با «متهم گریخت» و «ترش و شیرین» رضا عطاران به اوج خودش رسید. محمد پورمخبر فرزند این بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون از تمام شایعاتی که ساخته‌اند اعلام تأسف کرد و تمام این ماجراها را نقشه‌ای برای خراب کردن پدرش دانست. قبلاً هم اقدام به این حاشیه‌سازی از طریق عکس و فیلم کرده بودند و تمام این حواشی دروغ محض بوده و هست. او گفت: از روزی که ویدئوی پدرم منتشر شد بسیاری با من تماس گرفتند و خواستند به ما پول بدهند اما خدا را شکر خانواده ما هیچ مشکل مالی ندارد. پدر من خودش چندین خانه دارد، این اتفاق تنها یک اشتباه از روی کهولت سن بوده و ممکن است برای تمامی عزیزان ما پیش بیاید.

وی خاطرنشان کرد: پدرم چند سالی است به دلیل کهولت سن، آلزایمر دارد ولی نه تنهاست و نه مشکل مالی دارد. ایشان الان 80 ساله هستند و این بنده خدا یک مواقعی نمی‌داند چه کاری انجام می‌دهد. چند روزی هم بعد از این ماجرا صحبتی نکردند. وقتی تحقیقات کردیم متوجه شدیم همان خانمی پول به دست پدر من می‌دهد با نقشه این کار را انجام داده است. چرا که فیلمبرداری انجام می‌دهند و بعد یک باره پولی در دستان پدر من می‌اندازند. در صورتیکه بسیاری می‌دانند پدر من عادت دارد آواز بخواند. ایشان گدایی نکردند و فیلم را به گونه‌ای هدایت کردند بگویند احمد پورمخبر به گدایی افتاده است! متأسفانه برخی از ابتدا دوست نداشتند پدرم در سینما باشد و برخی هم به دنبال خراب کردن پدرم هستند. چند بار هم اقدام به شایعه‌پراکنی‌های دیگری کردند تا آبروی ایشان را ببرند.

محمد پورمخبر فرزند این بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون با اشاره به اینکه خانواده و برخی از دوستداران ایشان، پلیس فتا را در جریان گذاشته‌اند و دارند از مراجع ذیربط این موضوع را پیگیری می‌کنند، تأکید کرد: خانواده و برخی از دوستدارانِ پدر خودجوش به دنبال پیگیری از مراجع ذیربط و خصوصاً پلیس فتا هستند. در جریان موضوع قرار بگیریم که چه کسی با چه اهدافی این فیلم را گرفته و پخش کرده است. من واقعاً متأسفم که با پدرِ من که حواس‌پرتی هم دارد چنین رفتاری شده است. در این سال‌ها هم بارها به ایشان پیشنهاد کار شده اما به دلیل کهولت نتوانستند در خدمت گروه و کار دیگری باشند.

وی با اشاره به تکذیب حضور احمد پورمخبر در بیمارستان فیروزآبادی، تصریح کرد: یک سال پیش «یک وجب و یک رجب» را کار کردند اما دستمزد ایشان را ندادند. البته که دوست داشتم حال ایشان بهتر شود جلوی دوربین رفتند. مگر نه به دلیل مشکلات مالی کاری نکردند. اما بعد از این فیلم، بلافاصله در بیمارستان بستری شدند. ولی اصلاً بستری شدن در بیمارستان فیروزآبادی صحت نداشته و در بیمارستان بهارلو و بیمارستان سعادت‌آباد رفته است. چهار سال پیش حواس‌پرتی و آلزایمر به سراغ ایشان آمد درمان شدند و دوباره یک سالی است درگیر حواس‌پرتی شده‌اند.

فرزند پورمخبر با بیان اینکه برخی از هنرمندان هم بعد از انتشار ویدئو با ما تماس گرفتند و شماره حساب خواستند، افزود: عطاران، رضا گلزار، مهناز افشار و دیگر هنرمندان با ما تماس گرفتند و گفتند پول لازم دارید شماره حساب بدهید. ولی به آن دوستان هم گفتم خدا را شکر ما هیچ‌وقت نیاز مالی نداشته و نداریم و احتیاجی به ترحم هم نداریم. واقعاً همه می‌دانند پدر من عادت به آوازخوانی دارد اما برخی از این روحیه ایشان سوء استفاده کردند. عکس چند وقت پیش هم که مسئله‌ساز شد به یک تصویر یادگاری پدرم با یک دستفروش برمی‌گردد. روزی به همراه خانواده به تجریش رفته بودیم یک آقای دستفروشی از پدرم تقاضا کردند عکسی با ایشان بگیرند. و آن عکس به هر ترتیب دردسرساز شد و بسیاری فکر کردند پدر من دستفروش شده است. واقعاً برخی فکر می‌کنند پدر من چند سالی است در فضای سینما و تلویزیون کمرنگ شده از این فضاها کسب درآمد می‌کند؟

وی خاطرنشان کرد: الان یک هفته‌ای است بعد از انتشار این ویدئو، شب تا صبح نخوابیدم، چون ناراحت هستم با آبروی پدرم بازی کرده‌اند. پدرم همه زندگی من است و تمام زندگی‌‌ام را به زیر پای او گذاشته‌ام. آن روز هم که می‌خواستند بیرون بروند به من الهام شد شاید دردسر تازه‌ای بوجود بیاید. اما وقتی گفتم بیرون نروید پدرم گفت مگر اینجا زندان است؟ پدرم من هیچ‌وقت تنها نبوده و همیشه بنده و دیگر فرزندان و خانواده ایشان کنارشان بوده‌اند. متأسفم برای تمام آنهایی که زندگی خود را با سرک کشیدن در زندگی خصوصی دیگران می‌گذرانند. من از هیچ‌کدام از کسانی که برای پدر حاشیه ساخته‌اند نمی‌گذرم، چرا باید اگر هنرمندی یک اشتباه انجام داد تا این حد برای او حاشیه ایجاد کرده و وی را زمین‌گیر کنیم. این اتفاقات برای همه ما خیلی ناراحت کننده بود و در حال پدر نیز بسیار ناراحت است.

فرزند این بازیگر سینما و تلویزیون در خاتمه افزود: فضای مجازی مکانی شده برای انتشار شایعات و متأسفانه پدر هم از این اتفاقات بی‌نصیب نمانده است، من از آن‌هایی که قصد تخریب همه را دارند می‌پرسم که آیا در اطراف شما کسی به دلیل کهولت سن اشتباه نمی‌کند؟ آیا درست است که برای جذب مخاطب به هر اقدام کثیفی دست بزنیم؟ به شخصه به شدت از اتفاقات پیش آمده ناراحتم و در عین حال که خانواده و برخی از طرفدارانِ پدر به دنبال پیگیری از مراجع ذیربط هستند ولی از بانیان این اتفاق و مروجین شایعات و بی‌آبرو کردن امثال پدرم، نخواهیم گذشت.

موافقت شورای ساخت با دو فیلمنامه-متن طنز

به گزارش الف به نقل از روابط عمومی سازمان امور سینمایی و سمعی بصری؛ فیلم نامه های ” کوچه ژاپنی ها” به تهیه‌کنندگی علی اکبر ثقفی ،کارگردانی و نویسندگی امیر حسین ثقفی و “عنکبوت” به تهیه‌کنندگی جواد نوروز بیگی و نویسندگی ابراهیم ایرج زاد و کارگردانی اکتای محمد براهنی موافقت شورای ساخت سازمان سینمایی را اخذ کردند.

بررسی سریال‌ها و برنامه‌های تلویزیون در رمضان ۹۸-متن طنز

تسنیم نوشت: آگهی‌های تجاری و تبلیغاتی، سریال‌های تکراری، کلیشه‌ای و بدون ربط با مناسبت‌ها و کپی‌برداری برنامه‌سازان از نگاه‌ها و سبک‌های غربی مشکل اصلی تلویزیون است. نکته‌ای که هیچ‌کدام از تصمیم گیرندگان در شبکه‌های سیما به این نکات توجه نکرده و نمی‌کنند. چون به تعبیر سعید مستغاثی این افراد همان قالب دورهمی چند وقت یک باری را دارد و هیچ سرمنزل دیگری را نشانه نمی‌گیرد. در بخش دیگری از این گپ و گفت موضوع حضور سلطه‌مدارانه مافیای مالی و اسپانسرها در تلویزیون و ساخت سریال‌های غیر کاربردی برای جامعه ایران و اتفاقاً در وهله اول بدون توجه به سبک زندگی ایرانی و اسلامی ساخته می‌شوند و انتقاد بعدی ربط و ارتباط این نوع پرداخت‌ها به ایام ماه مبارک رمضان است.

تلویزیون وارد چالش‌های بیشتری شد

تلویزیون در این روزها چالش‌هایش بیشتر شد چه از حیث سوالات حاشیه‌برانگیز، حضور برخی از مجریان سلبریتی خاص، برنامه‌های بی‌محتوا و چه سریال‌های بیگانه با رمضان؛ چرا که شبکه یک با «ماه خدا» در هنگامه سحر، «دعوت» ویژه افطار و ساعت 22:15 با نمایش «از یادها رفته» به استقبال رمضان رفت. در برنامه ویژه سحرگاهی نتوانست آن طور که باید و شاید خلاقیت و ابتکار عمل خاصی را به رخ مخاطب بکشاند اما در کنار نقاط ضعف برنامه ویژه افطار، «دعوت» حداقل خطوط جدیدی را به روی برنامه‌ساز باز کرد.

اشتباه مسئولین شبکه یک در انتخاب «از یادها رفته»

زیرا تهیه‌کننده این برنامه برای اولین‌بار گفتگوی بدون واسطه میان کارشناس و مهمان برنامه را روی آنتن برد. حرف‌های جدی‌تری نسبت به دیگر برنامه‌های دغدغه‌مند سبک زندگی، ازدواج و خانواده زد. اما اشتباه مسئولین گروه و فیلم سریال شبکه یک در واگذاری کنداکتور نمایشی رمضان کار دست‌شان داد و بسیاری از مخاطبین آماده برای تماشای یک کار معرفتی یا حداقل در ظاهر شبیه به ایام رمضانی،‌ با یک کاریکاتوری از یک سریال نمایش خانگی که آن هم در پیشروی داستانی ناکام بود را آزرده‌خاطر کرد.

نمره مثبت برای اجرای تلویزیونی‌ها و نمره منفی برای «دلدار»

شبکه دو بدون ویژه‌برنامه افطار اما با «خوان‌نیاز» سحرگاهی، جُنگ شبانه «مسافر ماه» و یک سریال به نام «دلدار» کنداکتورش رنگِ رمضانی گرفت. یکی از ویژگی‌های مناسب شبکه دو استفاده از مجریان تلویزیونی در هر دو برنامه سحر و افطار است که می‌تواند با همراهی دیگر شبکه‌ها، رونق بیشتری پیدا کند. زیرا مدتی است برنامه‌سازی در تلویزیون به یک تجارت تبدیل شده و مهمانان ناخوانده برای اجرا به تلویزیون می‌آیند. سریال «دلدار» هم رابطه‌های دختر و پسری را به تصویر کشید. برادران محمودی به عنوان سازندگان این سریال، قبلاً «سایه‌بان» را روی آنتن برده بودند. با این تفاوت که «دلدار»، عشق تو در توی غلیظ‌تری را به نمایش درآورد.

شبکه سه با شائبه‌ اجرای بنیامین بهادری در ویژه‌برنامه افطار «ماهِ ماه» کار خودش را آغاز کرد که البته اینجا معاون سیما اجازه نداد این برنامه روی آنتن برود. «ستاره‌ساز» در زمان افطار جای یک برنامه افطار را در این شبکه تلویزیونی پُر کرده است. برنامه سحرگاهی این شبکه شاید جزو پربیننده‌های رمضان تلویزیون به شمار برود؛ چرا که از حیث استفاده کارشناس، آیتم و یک فضای جوانانه، یک برنامه ایده‌آل بود.

«ماه من» موفق و «برادرجان» بدون سرمنزل

«ماه من» توانست یک شمّه جدیدی از برنامه‌سازی حوزه معارف را به رخ تلویزیون بکشد؛ حضور نجم‌الدین شریعتی بعد از مدت‌ها با یک اجرای جدید و نکات معارفی حجت‌الاسلام حامد کاشانی که در نظر مخاطب، دلچسب آمد. ولی در حوزه نمایشی، «برادر جان» آهنج یک کارنامه ضعیفی را به ارمغان آورد؛ علی‌رغم هنرنمایی حرفه‌ای علی نصیریان، ولی فقدان قصه و سردرگمی مخاطب با صحنه‌های درگیری، بیش از آرامش بعد از افطار، حسّ خشونت را القاء کرد.

میزگرد کذایی «اختیاریه» و برنامه‌های بدون پژوهش

برنامه سحر شبکه پنج «خلوتگه عارفان» یک کار ساده و پُرآیتم که نشان داد شاید برنامه‌های تولیدی فرصت بیشتری برای خلاقیت و ابتکار عمل داشته باشند. ولی نمره این شبکه تلویزیونی به خاطر ضعف‌های متعدد، فقدان پژوهش و دانش و بدون اشراف کافی تهیه‌کننده و حتی مجری ناآشنا به فضای رمضانی در پخش برنامه «اختیاریه» پایین می‌آید. هرچند با فضاسازی اعلام کنند پربیننده‌ترین برنامه رمضانی «اختیاریه» است. از همان روز اول، بی‌موالاتی این برنامه در طرح مباحث مختلف با میزگرد کذایی واسطه‌گری یا به تعبیر برخی از صاحب‌نظران دلالی ازدواج همه‌چیز را برای اهل‌فنّ روشن کرد. امیدواریم رئیس جدید شبکه پنج نسبت به ساخت برنامه‌های بدون پژوهش و حتی واگذاری تهیه‌کنندگی به افرادی که تجربه ساخت برنامه‌های زنده را نداشتند تجدیدنظر کند. زیرا هزینه مسائل شائبه‌دار مطرح شده در گفتگوهای همین برنامه را هم مدیر قبلی شبکه و هم سازمان صداوسیما پرداخت کرده است. حضور سریال «جیونگ میونگ» در کنداکتور رمضانی این شبکه هم که از همان روز اول قابل تأمل بوده است.

صداوسیما تَن به همکاری با مافیای مالی می‌دهد

سعید مستغاثی منتقد سینما و تلویزیون درباره این روزهای تلویزیون در رمضان 98، ضعف برنامه‌ها، سریال‌ها، آگهی‌های تبلیغاتی آزاردهنده و حضور اسپانسرها گفتگویی داشته که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

مستغاثی در ابتدای گفتگو، دو عامل دور افتادن رسانه‌ملی از مراکز فکری و اصطلاحاً هیئت‌های اندیشه‌ورز و مشکلات بودجه‌ای را جزو عوامل اساسی مشکلات سازمان صداوسیما عنوان کرد. او تصریح کرد: فاصله گرفتن رسانه‌ها خصوصاً سازمان صداوسیما از مراکز فکری و آکادمی به تعبیر مقام معظم رهبری هیئت‌های اندیشه‌ورز باعث شده خیلی از محصولات سریالی و برنامه‌ای خالی از محتوا باشد. دومین مسئله هم که بسیاری از اتفاقات صداوسیما را تحت‌الشعاع قرار داده، عدم همکاری دولت با رسانه‌ملی است. بودجه‌ها کم شده و هزینه‌های تولید و ساخت برنامه و سریال هر روز بیشتر می‌شود. از این رو، رادیو و تلویزیون مجبورند تَن به همکاری با مافیای مالی و اسپانسرها بدهند. حال با بروز مشکلات بیشتر، حضور این سرمایه‌گذاران هم پررنگ‌تر می‌شود. به گونه‌ای که امروز اسپانسرها حرف اول را در تلویزیون می‌زنند؛ مردمانی که هیچ تخصص رسانه‌ای ندارند و فقط به دنبال منافع خاص خودشان هستند. همین حضور تعیین‌کننده اسپانسرها باعث شده که به صداوسیما شبهه بخت‌‌‌آزمایی و قمار هم وارد کنند. علما و مقام معظم رهبری هم نکاتی را در این باره فرمودند و تذکراتی را ایراد کردند.

چرا باید در هر پلان، پلاتوی تبلیغی آزاردهنده گفته شود؟

وی با اشاره به اینکه ستاره‌ مربع‌ها مردم را کلافه کرده و در واقع حاکمیت اسپانسرها اوضاع را در صداوسیما خراب کرد، افزود: مخاطب پایِ تماشایِ هر برنامه‌ای می‌نشیند چشمانش به روی ستاره‌مربع‌هایی باز می‌شود که مجری به او می‌گوید وارد این اپلیکیشن بشوید یا فلان پیامک را به فلان ستاره بزنید. آنقدر این رویه ادامه پیدا کرده که مخاطب کلافه شده است. چرا باید در هر پلان از برنامه‌ای یک چنین پلاتوهای تبلیغی مخاطب را آزار بدهد؟ هر چیزی یک حد و حدودی دارد ولی تلویزیون ما دچار افراط تبلیغی و زیاده‌روی در استفاده از اسپانسرها شده است. در صورتیکه این تلویزیون روزگاری افرادی را در کنار خودش داشت که از تفکرات رسانه‌ای برخوردار بودند، دل‌شان برای اعتلای رسانه می‌تپید اما آرام‌آرام از حیطه رسانه کنار رفتند. چون مورد توجه آن مراکز اسپانسری نبودند و نمی‌توانند به رویه امروز تلویزیون خودشان را وفق بدهند؛ زیرا امروز کسی می‌تواند برنامه‌سازی کند که با خودش اسپانسر بیاورد.

فرهنگ و تجارت در نزد اسپانسرها یکی است

این منتقد سینما و تلویزیون درباره رویه تبلیغاتی معیوب و اشتباه تلویزیون که نسبت به تلویزیون‌های دنیا غیرکارشناسی و شبهه‌آور رفتار می‌شود، خاطرنشان کرد:  ما باید تکلیف‌مان را روشن کنیم یا کار فرهنگی انجام می‌شود یا کار تجاری! همگام‌کردن این دو با هم مشکل است. در هر صورت کار فرهنگی بعد از حدود 200 سال تهاجم فرهنگی غربی‌ها، یک کار جدید و مهم به حساب می‌آید برخلاف آن چیزی که در غرب اتفاق می‌افتد، ساختارهای فرهنگی و تجاری‌شان آمیخته شده است. تهاجم‌های فرهنگی غربی‌ها ادامه دارد و هنوز امور بازرگانی جهانی دست آن مراکزی است که با امور فرهنگی ما مخالف هستند. یک مقدار بسیار زیاد نیاز به ورود حاکمیتی داریم؛ چرا که اسپانسرها در دنیای غرب بحث دیگری دارند. آدم‌های تبلیغاتی که به رسانه‌ها نزدیکند همان‌هایی هستند که اساس کار غرب دست‌‌شان است. در حقیقت فرهنگ و تجارت در نزد اسپانسرها یکی است. جبهه فرهنگی در چنین میدانی قرار دارد که اصلی‌ترین تهاجمات اتفاقاً از سوی همین نگاه‌های تجاری و آدم‌های تبلیغاتی هدایت می‌شود.

مگر همه سریال‌ها «مختارنامه» شدند

وی در پاسخ به این سوال که چرا تلویزیون نمی‌تواند سریال‌های موثر، مفید و ماندگار بسازد و هنوز برای حفظ مخاطب از سریال‌‌های ماندگار خودش بهره می‌برد گفت: مشکلات مالی سازمان صداوسیما یک حقیقت است اما برخی این مشکل بودجه‌ای را بهانه می‌کنند. مگر در گذشته همه سریال‌ها با بودجه‌های فاخر ساخته می‌شد. مگر همه سریال‌ها بودجه «مختارنامه» را داشتند یا دیگر سریال‌های تاریخی و مذهبی الف یا الف‌ویژه! یک سریال‌های ساده‌ای همچون «پدرسالار»،‌ «خانه سبز» و «همسران» در لوکیشن‌های آپارتمانی ساخته شدند ولی در ذهن مخاطب ماند. بنابراین مسئله بودجه نیست و این مسئله به تأثیر حرکت تجاری برمی‌گردد. حرکت تجاری با توجه به ارتباط با مراکز غربی نمی‌تواند خودش را با سبک زندگی ایرانی- اسلامی هماهنگ سازد. زیرا می‌بینیم این نگاه تجاری، اشرافی‌منشی، مصرف‌گرایی و رفاه‌طلبی را به شدت در کارهایشان تبلیغ می‌کنند.

چرا یک خانم شیک‌پوشِ زیبا، یخچال تبلیغ می‌کند؟

مستغاثی با اشاره به تبلیغات ضدفرهنگی در سریال‌ها و آگهی‌های بازرگانی صداوسیما،‌ افزود: یک خانم شیک‌پوش زیبا را می‌آورند یخچال فلان کشور بیگانه را تبلیغ می‌کند که ادا و اطفاری نیز به همراه دارد تا این محصول به فروش برسد. همان تفکرات ضدفرهنگی را به رخ می‌کشد که حرکت‌های تجاری منبعث از اندیشه‌‌های غربی است. سریال‌ها این تفکرات غرب‌گرایانه را به اوج می‌رسانند و این نفوذ در برنامه‌های تلویزیونی هم اتفاق افتاده است. زیرا برای جذب تماشاگر از شبکه‌های ماهواره‌ای کپی می‌کنند. می‌بینیم این کپی‌برداری‌ها حریم و حرمت خانواده‌ها را می‌شکند. در برنامه‌های تلویزیونی از مهمان برنامه می‌خواهند خصوصی‌ترین حرفی که به همسرت در خانه می‌زنی را جلوی دوربین بگویی! این حیازدایی اساس خانواده ایرانی است. یا در جایی می‌گویند چطور عاشق شدی! این سیر عاشق شدن را باید روی آنتن بگوید. جایی هم دیدم می‌گویند دست همدیگر را بگیرید؛ واقعاً قرار است این حرکت‌های ضدفرهنگی تا کجا پیش برود حتماً بوسیدن و در آغوش گرفتن مراحل بعدی است.

چرا متولیان فرهنگی ما متوجه ترجمه سند 2030 نیستند؟

وی با اشاره به سبک و روش جدید هجوم غربی‌ها، تأکید کرد: یادم است سال‌های 63 و 64 سریال امیرکبیر پخش می‌شد برای اولین بار در صداوسیما جلوی موهای خانم‌ها مشخص بود. اعتراض که شد عوامل سریال گفتند این موها مصنوعی است! در یکی از رسانه‌ها نوشتند که امروز موی مصنوعی و فردا پای مصنوعی و سینه مصنوعی می‌آید! یعنی یک جایی باید متوجه بشویم این سبک زندگی غربی با ما فرق می‌کند. خانواده ما با خانواده‌های آن‌ها فرق می‌کند. برای همین است که سند 2030 را برای خانواده‌های ما ترجمه می‌کنند یعنی به دنبال همجنس‌گرایی و مسائل دیگر هستند که ایدئولوژی‌هایشان با ما متفاوت است. متأسفانه عمده رسانه‌ها و متولیان فرهنگی ما غافل هستند و متوجه این سبک و روش جدید هجوم غربی‌ها نیستند.

کپی‌برداری از برنامه‌های غربی از سینما و مشروبات هم خطرناک‌تر است

این منتقد خطر کپی‌برداری از برنامه‌ها را از سینما و مشروبات الکلی بدتر دانست و گفت:‌ برنامه‌ای به سبک و سیاق یک برنامه مستهجن هندی ساخته می‌شود حتی از رنگ، دکور و استودیوی آن کپی‌برداری می‌کنند. غیر از ننگ تقلید روی پیشانی رسانه، فرهنگ ایرانی نیز فراموش می‌شود و یک فرهنگ مسموم غربی جای آن را می‌گیرد. خطر این کار به مراتب از سینما و مشروبات الکلی هم خیلی بدتر است. سبک زندگی ما با سبک زندگی آن‌ها فرق دارد؛ اگر بخواهیم سبک زندگی ایرانی- اسلامی‌مان را در جامعه رواج بدهیم باید بفهمیم خطر تبلیغات و انواع و اقسام اسپانسرها‌ و مسائل تجاری را و از این قیل و قال گذر کنیم. در واقع ما داریم در برنامه‌های خودمان، خانواده‌های ایرانی را نه تنها به حاشیه بلکه تخریب می‌کنیم.  

سریال‌هایی روی آنتن می‌رود که هیچ پلانش رمضانی نیست

مستغاثی با بیان اینکه چرا 20 شبکه تلویزیونی همه ترتیل و دعای جوشن کبیر نشان می‌دادند و سریال‌هایی روی آنتن می‌رفت که هیچ پلانش رمضانی نیست، خاطرنشان کرد: متأسفانه خیلی از دوستان ما در رسانه فکر می‌کنند ایجاد جذابیت به آن ابزار و روش غربی‌ها، قاعده است؛ اصلاً این طور نیست. چرا واقعاً باید از یکسری شوهای مستهجن تقلید کنیم تا مخاطب جذب شود؟ چرا خودمان نباید ابتکار عمل داشته باشیم و کاری با درون‌مایه فرهنگ خودمان انجام دهیم. وقتی برنامه افطار هم بر همین مبناها ساخته می‌شود نه به دل می‌نشیند و نه می‌توانیم نامش را رمضانی بگذاریم. در صورتیکه رمضان ماهی است که به عنوان یک گنجینه حجیم معرفتی می‌توان از آن بهره‌برداری مهمی انجام داد، ولی این اتفاق نیفتاده است.

لااقل یکی می‌گفت من روزه‌ام!

وی ادامه داد: من در جایی گفتم که چه اجباری است 20 شبکه ترتیل، دعای جوشن کبیر و دعای ماه رمضان پخش کند و برنامه‌های بی‌خاصیت هم داشته باشد این برنامه‌ها را تعطیل کنید! اتفاقاً مساجد بیشتر رونق پیدا می‌کند که این برنامه‌های بی‌خاصیت و مشغولیت‌های اشتباه باعث شده تا مساجد هم خلوت شوند. یکی دو شبکه برنامه‌های خوب و مفید روی آنتن ببرند و این همه هزینه هم اسراف نمی‌شود. مقام معظم رهبری هم فرمودند “هنرمندانه در این مباحث ورود کنید.” اما امروز سریال‌هایی روی آنتن می‌روند که یک پلانش رمضانی نیست و به روزه و نماز ربطی ندارند. محض رضای خدا راجع به رمضان صحبت نمی‌کند؛ یک سفره افطاری پهن می‌شد و آدم‌ها دور هم جمع می‌شدند سبک زندگی رمضانی خانواده‌ها به رخ کشیده می‌شد. لااقل یکی می‌گفت من روزه‌ام! اما این سریال‌ها هیچ‌کدام‌شان مناسبتی نیستند. برخی از این دوستان که آمال‌شان آمریکاست شاید نمی‌دانند آن‌ها در مناسبت‌هایشان کار ویژه می‌کنند.  

چقدر باید درگیر رابطه‌های دختر و پسری غیرمتعارف بشویم

مستغاثی با اشاره به سریال‌های «از یادها رفته»، «دلدار» و «برادرجان»، خاطرنشان کرد: ما سریال برای رمضان می‌سازیم، خارجی‌ها هم برای کریمس می‌سازند. حداقل آن‌ها یک بابانوئل در سریال‌شان نشان می‌دهند یا برای هالووین یک خاصیت و ویژگی از این روز را به رخ می‌کشند اما ما کجا از رمضان صحبت کردیم؟ چرا اصرار داریم آنقدر سوژه‌های تکراری را برای ماه رمضان بسازیم؟ چقدر باید ببینیم دو خانواده‌ای که یکی حق آن را خورده و حق‌شان را بگیرند. سال گذشته «رهایم نکن» ساخته شد که در آن‌جا شخصیتی که امین تارخ بازی می‌کرد حق برادر و خواهرهایشان را خورده بود و یا چقدر باید درگیر اتفاقات بی‌حاصل خانواده‌ها، عاشق‌شدن و رابطه‌های دختر و پسری غیرمتعارف بشویم. همه این‌ها تنش‌زاست نه موثر و منحصر به فرد! انگار نه انگار که این همه اتفاقات مهم در داخل و خارج از کشور می‌افتد و این سازندگان سریال هیچ توجهی ندارند.

ساخت سریال‌هایی مثل «از یادها رفته» حرام‌کردن هزینه است

وی با اشاره به اینکه سریال «از یادها رفته» یک کاریکاتور احمقانه از سریال نمایش خانگی «شهرزاد» است، افزود: سریال «از یادها رفته» شبکه یک، کاریکاتور احمقانه‌ای از سریال‌ نمایش خانگی «شهرزاد» است. واقعاً ساختن چنین سریال‌هایی در وهله اول چه خاصیتی دارد و در وهله بعدی اصلاً چرا رمضان؟ تولید چنین سریال‌هایی بدون شک حرام کردن هزینه است. به خدا این سرمایه‌ها، بیت‌المال است و سازندگان این سریال‌ها مدیون بیت‌المالند. سریال باید طوری ساخته شود که در یادها بماند اما واقعاً کجای این سریال‌ها در خاطر کسی می‌ماند. آنقدر روایت‌ها احمقانه و ابلهانه جلو می‌رود که توقع دارند مردم به سراغ فضاهای دیگر نروند. چون از نظر محتوایی و ساختاری چیزی ندارند ولی سریال‌های «همسران»، «خانه سبز» یا «پدر سالار» باز هم تکرار شود می‌بینم.

مدیران تلویزیون به راهپیمایی اربعین بی‌اعتنا هستند

مستغاثی با انتقاد از بی‌توجهی به حوادث سیل یا راهپیمایی اربعین برای ساختن یک اثر نمایشی موثر، تأکید کرد: چه نیازی است که این همه سریال‌های سطحی ساخته شود در حالیکه در مسئله سیل یا راهپیمایی اربعین به ساخت یک کار نمایشی موثر و مفید اعتنایی نکرد. 5 سال است این حرکت بزرگ در اربعین اتفاق می‌افتد اما دریغ از توجه مدیران تلویزیون که بر روی چنین موضوعات مغتنمی، تمرکز کنند. واقعاً باید بازخواست شوند که این هزینه‌ها را چگونه صرف می‌کنند.

چرا زن چادری «از یادها رفته» مُنگول است؟

این منتقد با نگاهی به سریال «از یادها رفته» تصریح کرد: در جایی گفته‌اند مثلاً از نمایش خانگی «شهرزاد» کپی نکرده‌اند! من می‌گویم اتفاقاً شاهکارهای اقتباسی هم داریم و تقلید در همه جا بد نیست. اما اعتقاد دارم مردم را ابله فرض نکنند؛ سریال ماه رمضان هم باید حرف رمضانی داشته باشد. این همه هزینه آکسسوار و گریم برای سریال «از یادها رفته» صرف شده اما مخاطب با یک فضای احمقانه‌ای مواجه می‌شود. یا مثلا از رضا یزدانی به عنوان بازیگر استفاده کرده‌اند که اجرای موسیقی او قابل تأمل است چه برسد بازیگری که نمی‌توانست دیالوگ هم بگوید. این سریال میزانسن درستی ندارد و نمی‌دانم چرا اصرار داشته یک زن چادری را زنی مُنگول، بی‌سواد و مضحک نشان دهد. مخاطب را هیچ قصه‌ای نمی‌رساند و فقط ماجرا، ماجرای عاشق‌بازی با این دختر ندیمه«مهربانو» است ولاغیر.

«برادر جان» مخاطب را خِنگ فرض کرده است!!

مستغاثی با انتقاد از سریال «برادر جان» و «دلدار» خاطرنشان کرد: در سریال «دلدار» ابتدا خیلی خوشبین و امیدوار شدم که یک نخبه‌ای با ابتکار عمل خود به دنبال یک حمایت‌کننده‌ است اما یک دفعه سریال وارد یک ماجرای احمقانه‌ عشق‌های دختر و پسری می‌شود. یک ماجراهای درهم تنیده که هیچ ارتباطی به هم ندارند؛ ازدواج، خیانت و پشت‌هم‌اندازی! اجراهای بسیار بد و بازی‌های بد همه ناراحت‌کننده‌اند. «برادرجان» هم یک ماجرای تکراری است که مخاطب بخش عمده‌ای از آن را در «رهایم نکن» با بازی امین تارخ دید. چقدر باید یک مسئله را برای مخاطب نمایش داد؛ به گونه‌ای که انگار مخاطب را خنگ فرض کرده‌اند! این رویه تولیدی مخاطب را عصبانی می‌کند؛ جایی که برادر به برادر رحم نمی‌کند و نامش را گذاشته‌اند «برادرجان»!! از یک خانواده به هم ریخته دنبال چه هستید؛ جالب است که با این همه به هم‌ریختگی می‌گویند این شخصیت داستان قسم دروغ نمی‌خورد.

این هوشِ برخی از مدیران تلویزیون جایزه گینس دارد

وی با اشاره به اینکه چرا مدیران تلویزیون نمی‌توانند تشخیص بدهند این سریال مناسبتی نیست، افزود: این تأکید سازندگان سریال «برادرجان» که ما مثلاً می‌خواهیم به مخاطب بگوییم این شخصیت داستان دستش را روی بزرگتر بلند نمی‌کند یا قسم دروغ نمی‌گوید به مانند آن تهیه‌کننده‌ای می‌ماند که یک مسابقه بخت‌آزمایی می‌سازد و بعد می‌گوید از شهدا حرف زدیم و مسائل ارزشی را مطرح کردیم. در صورتیکه می‌داند این رواج قماربازی در واقع توهین به شهدا و مسائل ارزشی است. شما در سریال کل خانواده‌ها و سبک زندگی را از بین برده‌اید، به برادری، پدری و رفاقت حمله شده است  و تعصب و مسائل دینی به مضحکه گرفته می‌شود. نمی‌دانم چرا مدیران تلویزیون تشخیص نمی‌دهند این سریال‌ها مناسبتی نیست؟ واقعاً این هوش و زکاوت جایزه گینس دارد. دلم می‌سوزد برای این پول‌هایی که هزینه می‌شود و مخاطبی که مجبور است پای تماشای این برنامه‌ها و سریال‌ها بنشیند.

سلبریتی تاریخ مصرف گذشته را می‌آورند برنامه اجرا می‌کند

این منتقد سینما و تلویزیون با بیان اینکه دیگر تلویزیون تعیین‌کننده نیست گفت: یک زمانی سریال‌ها و برنامه‌هایی ساخته می‌شد که هم تأثیرگذار بودند، هم ماندگار و هم حرف‌های جدی و محتوایی برای مخاطب داشتند. چون اسپانسری ساخته نمی‌شدند؟! الان همه‌چیز روی شاخ اسپانسرها می‌چرخد و آن‌ها هستند که برای تلویزیون تعیین و تکلیف می‌کنند. سلبریتی تاریخ مصرف گذشته را می‌آورند برنامه اجرا می‌کند. سلبریتی که سواد آن‌چنانی ندارد و نمی‌تواند مفهومی به مخاطب القاء کند. زیرا می‌دانید که عمدتاً سلبریتی‌ها جملگی خنگ‌ترین آدم‌ها هستند.

وقتی دانشی ندارند و تصادفاً از روی چهره به عنوان مجری انتخاب می‌شوند حتی در ماه رمضان هم این رویه را داریم قطعاً معرفتی از رمضان انتقال پیدا نمی‌کند. بدون شک می‌گوییم تلویزیون رمضانی نبود! چون نه می‌تواند راجع به معارف دینی و قوام ادبی صحبت کند و نه حرف درست بزند؛ این سلبریتی‌ها چهار دیالوگ فیلم را هم به زور حفظ می‌کنند. مسلماً با این نگاه، تلویزیون نمی‌تواند برنامه‌های تأثیرگذار بسازد. شما توجه کنید داود میرباقری که «مختارنامه» را در طول بیش از یک دهه ساخت به جای این همه سریال‌های سطحی می‌توانستیم زودتر مقدمات ساخت «سلمان فارسی» را فراهم کنیم یا او را یاری دهیم «حضرت خدیجه(س)» را بسازد. یا از وجود آدم‌هایی مثل مرحوم محمدابراهیم سلطانی‌فر در شوراهای اندیشه‌ورزی استفاده می‌کردیم.

چرا باید شبکه کودک 24 ساعته باشد؟

او در پاسخ به این سوال که مشکل دیگر تلویزیون،‌ آسیب برای کودکان چه از لحاظ پخش آگهی‌های تبلیغاتی و چه کارتون‌ها و انیمیشن‌های خارجی است، چرا روانشناسی و جامعه‌شناسی در صداوسیما فراموش شده، تأکید کرد: یادم نمی‌رود یک زمانی که در شورای صدور پروانه نمایش خانگی بودم می‌خواستند “پینوکیو” را دوبله کنند من گفتم تبلیغ این کارتون، شرک است. چرا که سریال‌ها و فیلم‌های والت‌دیزنی همه‌شان تبلیغ شرک است چون به جای خدا، جادوگر، پری‌مهربان، پیر مهربان و غول را نشان می‌دهند. شاید هیچ‌وقت مدیران ما از خودشان سوال کرده‌اند این کارتون‌ها که میلیاردها دلار برای ساخت آن‌ها هزینه می‌شود با کمترین هزینه‌ای دانلود می‌شوند و مورد استفاده قرار می‌گیرند. در صورتیکه قبل از توزیع در کشور خودشان 250 هزار دلار جریمه کسی است که دانلود کند. چرا که آن‌ها از هر وسیله‌ای استفاده می‌کنند تا خواستگاه و تفکرات‌ خودشان را القاء کنند. به جای اینکه شبکه کودک 24 ساعته داشته باشیم چند ساعت روی آنتن باشد اما فیلم‌های متناسب با سبک زندگی کودکان ایرانی و اسلامی را به نمایش درآورد.  

تولد فرزند رامبد جوان در کانادا با دلار ۱۰ هزار تومانی چقدر می‌شود؟-متن طنز

تولد فرزند رامبد جوان در کانادا با دلار ۱۰ هزار تومانی چقدر می‌شود؟

مادر ۴ شهید به دیدار فرزندانش شتافت-متن طنز

همسر شهید حمزه سجادیان و مادر ۴ شهید به رحمت ایزدی پیوست.



کد آمار