متن طنز - صفحه 2 از 24 - متنای طنزدار تیکه دار

آخرین توصیه‌های حضرت علی (ع) به حسنین-متن طنز

شب نوزدهم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجری یکی از تلخ‌ترین وقایع تاریخ اسلام یعنی ماجرای ضربت خوردن امیرالمؤمنین (ع) در محراب نماز رخ داد. طی این ماجرا “ابن ملجم” طی یک توطئه تصمیم بر ترور آن حضرت گرفته بود به این صورت که امام (ع) هنگام برخاستن از رکوع و یا سر برداشتن از سجده مورد حمله قرار گیرد. به همین جهت پس از آغاز نماز دزدانه برخاست و به سرعت خود را کنار ستونی که امام در کنار آن به نماز ایستاده بود رساند تا در فرصت مناسب به سهمگین‌ترین جنایت تاریخ بشری دست یابد. هنگامی که امام سر از سجده نخست برداشت، آن ملعون با شمشیر زهرآلودش که با هزار دینار آن را آغشته به زهر ساخته بود، فرق مبارک حضرت را نشانه رفت و به این ترتیب امیرالمؤمنین (ع) در محراب مسجد کوفه در خون مبارک خویش غلطان شد.

شیخ عباس قمی در منتهی الآمال در توصیف شب ضربت خوردن امیرالمؤمنین (ع) می‌نویسد امام (ع) آن شب در منزل دخترش ام‌کلثوم مهمان بود. ام‌کلثوم می‌گوید: پدرم با نگاه به آسمان می‌فرمود: «به خدا سوگند این همان شبی است که محبوبم و آموزگارم به من وعده داده است. به خداوند سوگند، هرگز دروغ نگفته‌ام و از رسول خدا دروغ نشنیده‌ام، همانا امشب آن شبی است که به من وعدۀ شهادت داده شده است.». آن‌گاه فرمود: «پیامبر را در عالم رؤیا دیدم که به من فرمودند: «یا ابا الحسن! إنّکَ قادمٌ إلَینا عَن قَریبٍ» علی جان به زودی میهمان ما خواهی بود». این توصیف نشان می‌دهد وعده شهادت آن حضرت سال‌ها قبل از آن داده شده بود.

در هر صورت امام (ع) در بستر شهادت قرار گرفتند و طی مدت دو روز تا زمان شهادتشان سخنان و توصیه‌های متعددی به اطرافیان داشتند. یکی از این سخنان مربوط به مکالمه و توصیه‌های حضرت به اطرافیان به ویژه امام حسن مجتبی (ع) و امام حسین (ع) است که در ادامه می‌خوانید.

محمد بن حنفیه می‌گوید در یکی از این شب‌ها امام علیه‌السلام فرزندان و اهل‌بیت خود را جمع کرد و فرمود: «خداوند پس از من نگهدار شما باشد. نیکو وکیلی است خداوند و همو مرا کفایت خواهد کرد» امام سپس فرزندان و اهلبیتش را به نیکی‌ها وصیت فرمود. آن شب اثر زهر بر بدن امام علیه السلام ظاهر شده بود و هر خوردنی که برای امام آوردن تناول نفرمود و لبهایش فقط به ذکر خداوند مشغول بود و عرق از جبین مبارکش مثل مروارید می‏‌ریخت. امام با دست مبارکش عرق پیشانی را پاک کرد و فرمود: «شنیدم از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که چون نزدیک وفات مؤمن می‏‌شود، عرق می‏‌کند جبین او مانند مروارید تر، و ناله او ساکن می ‏شود». همه به گریه افتادند. إن المؤمن إذا نزل به الموت و دنت‏ وفاته‏ عرق جبینه و صار کاللؤلؤ الرطب و سکن أنینه‏

امام حسن علیه‌السلام گفت: «ای پدر به گونه‌ای سخن می ‏گوئی که گویا از خود نا امید شده‏‌ای» امام فرمود: «ای فرزندم یک شب پیش از آنکه این واقعه رخ دهد، جدّت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم را در خواب دیدم، از آزارهای این امّت به او شکایت کردم، گفت: نفرین کن بر ایشان. پس گفتم: خداوندا عوض من بدان را بر ایشان مسلّط کن و عوض ایشان بهتر از ایشان به من روزی کن. پس حضرت رسول فرمود: خدا دعای تو را مستجاب کرد، بعد از سه شب تو را به نزد من خواهد آورد و اکنون سه شب گذشته است؛ یا بنی إنی رأیت جدک رسول الله ص فی منامی قبل هذه الکائنة بلیلة فشکوت إلیه ما أنا فیه من التذلل و الأذی من هذه الأمة فقال لی ادع علیهم فقلت اللهم أبدلهم بی شرا منی و أبدلنی بهم خیرا منهم فقال لی قد استجاب الله دعاک سینقلک إلینا بعد ثلاث و قد مضت الثلاث» ‏

سپس امام فرمود: «ای حسن، تو را وصیّت می‌کنم به برادرت حسین. شماها از منید و من از شمایم؛ یا أبا محمد أوصیک و یا أبا عبد الله خیرا فأنتما منی و أنا منکما». سپس امام رو کرد به فرزندان دیگر که از همسران دیگر امام غیر فاطمه بودند وایشان را وصیّت فرمود که با حسن و حسین علیهما السلام مخالفت نکنند. پس فرمود: «حق تعالی شما را صبر نیکو کرامت کند، امشب از میان شما می‌روم و به حبیب خود محمّد مصطفی صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ملحق می‌شوم، چنانچه مرا وعده داده است».

توصیه‌هایی درباره مراحل تدفین

سپس امام به فرزندشان امام حسن علیه‌السلام فرمود: «ای حسن، وقتی از دنیا رفتم، مرا غسل ده و کفن کن و با بقیّه حنوط رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم که از کافور بهشت است و جبرئیل برای آن حضرت آورده بود حنوط کن. هنگامی که مرا برای تدفین روی تخت گذاشتید جلوی آن را رها کنید و فقط پشت تخت را بگیرید. ملائکه جلوی آن را خواهند گرفت و تخت حرکت خواهد کرد. به هر سو که تخت روان شد شما هم به همان سو حرکت کنید و جایی که توقف کرد همانجا محل قبر من است … پس از اینکه بر من نماز خواندی جنازه را از موضع خود بردار و خاک را از آن موضع کنار بزن. در آنجا قبر کنده شده و لحد ساخته‌ای خواهی یافت که پدرم حضرت نوح علیه‌السلام برای من ساخته در آنجا گذاشته است، پس مرا بر روی آن تخته دفن کن، و هفت خشت ساخته در آنجا خواهی یافت از خشتهای بزرگ، آنها را بر روی من بچین، پس اندکی صبر کن و یک خشت را بردار و به قبر نگاه کن، مرا در آنجا نخواهی دید زیرا به جدّ تو رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم ملحق خواهم شد، بدان که هر پیغمبری بمیرد اگر چه در مشرق مدفون شده باشد و وصیّ او در مغرب باشد، حق تعالی روح و جسد او را با روح و جسد وصیّ او خواهد پیوست، بعد از آن جدا می ‏شوند، باز هر یک به قبرهای خود برمی‌‏گردند. سپس قبر مرا از خاک پر کن و محل قبر مرا پنهان کن. هنگام صبح تابوتی بر ناقه‌‏ای ببند، و سر آن ناقه را به کسی بده که به جانب مدینه بکشد تا آنکه مردم ندانند که من در کجا مدفون شده‌ام؛ أحسن الله لکم العزاء ألا و إنی منصرف عنکم و راحل فی لیلتی هذه و لاحق بحبیبی محمد ص کما وعدنی فإذا أنا مت یا أبا محمد فغسلنی و کفنی و حنطنی ببقیة حنوط جدک رسول الله ص فإنه من کافور الجنة جاء به جبرئیل ع إلیه ثم ضعنی علی سریری و لا یتقدم أحد منکم مقدم السریر و احملوا مؤخره و اتبعوا مقدمه فأی موضع وضع المقدم فضعوا المؤخر فحیث قام‏ سریری فهو موضع قبری ثم تقدم یا أبا محمد و صل علی یا بنی‏…»

خبر از فتنه امت و دعوت به صبر

سپس حضرت به فرزندان خود فرمود: «به زودی که فتنه‌ها از هر سو رو به شما آورد و منافقان این امّت کینه‌های دیرینه خود را از شما طلب کنند و از شما انتقام بگیرند، پس بر شما باد به صبر که عاقبت صبر نیکو است؛ قد خرجت علیکم الفتن من هاهنا و هاهنا فعلیکم بالصبر فهو محمود العاقبة.»

سپس به امام حسن و امام حسین علیه‌السلام فرمود: «بعد از من به خصوص بر شما فتنه‌های بسیار واقع خواهد شد از جهت‌های مختلف، پس صبر کنید تا خدا حکم کند میان شما و دشمنان شما، او بهترین حکم کنندگان است؛ یا أبا محمد و یا أبا عبد الله کأنی بکما و قد خرجت علیکما من بعدی الفتن من هاهنا فاصبرا حَتَّی یَحْکُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاکِمِینَ‏
خبر از واقعه کربلا

پس رو کرد به امام حسین علیه‌السلام و فرمود: ای ابو عبد الله توئی شهید این امّت، پس بر تو باد به تقوا و صبر بر بلا؛ یا أبا عبد الله أنت شهید هذه الأمة فعلیک بتقوی الله و الصبر علی بلائه‏». سپس امیرالمؤمنین (ع) از هوش رفت سپس مدتی بعد به هوش آمد و فرمود: «در این وقت رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و عمویم حمزه و برادرم جعفر به نزد من آمدند گفتند که: زود بیا به نزد ما که ما مشتاقیم بسوی تو» امام سپس به اهل بیت خود نظر کرد و فرمود: «همه را به خدا می ‏سپارم، خدا همه را به راه حقّ درست بدارد و از شرّ دشمنان حفظ نماید؛ هذا رسول الله ص و عمی حمزة و أخی جعفر و أصحاب رسول الله ص و کلهم یقولون عجل قدومک علینا فإنا إلیک مشتاقون ثم أدار عینیه فی أهل بیته کلهم و قال أستودعکم الله جمیعاً سددکم الله جمیعاً حفظکم الله جمیعا…» (بحار الأنوار (ط – بیروت)، ج ‏۴۲، ص ۲۹۰ و ۲۹۱)

منبع: تسنیم

روحانیت در صداوسیما؛ از گچ و تخته سیاه تا اجرا-متن طنز

نسبت و رابطه روحانیت و رسانه، همواره نسبتی دو سویه و مبتنی‌بر هم‌افزایی بوده است چه اینکه روحانیت در ذات خود، همواره ماهیتی رسانه‌ای برای فعالیت‌های خود تعریف کرده و رسانه از منظر هدایت‌گری همواره هم‌سنخی نزدیکی با واعظان و سخنوران احساس کرده است.

این تعامل دوسویه در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در مختصات مصداقی صداوسیما، فرازوفرودهایی داشته و امروز که به عقب می‌نگریم تجربه‌های متنوعی را در زمینه آزمون و خطا برای رسیدن به نقطه ایده‌آل این تعامل می‌توانیم رصد کنیم.

طی چهار دهه گذشته روحانیون مختلفی وارد تلویزیون شده‌اند که برخی صرفاً به عنوان کارشناس، سخنران و یا منبری با مخاطب به گفتگو نشسته‌اند و بعضی‌های دیگر تلاش کرده‌اند با قالب‌های متنوع‌تری همچون نمایش با طیف‌های متنوع‌تری ارتباط برقرار کنند. با این حال میان همه این‌ها روحانیون شاخصی بوده‌اند که توانستند در همه این قالب‌ها نبض مخاطب را گرفته و با او ارتباط بیشتری برقرار کنند و بوده‌اند تجربیاتی که به توفیق منتهی نشده و دستخوش فراموشی شده‌اند.

همان‌طور که اشاره شد، به جهت دوسویه بودن تعامل میان روحانیان و تلویزیون، به همان میزان که حضور کارشناسان مذهبی و کاربلد بر غنای طیفی از تولیدات سیما افزوده‌اند، کم هم نبوده‌اند روحانیان گم‌نامی که با حضور در قاب سیما، فرصت ویژه‌ای برای دیده‌شدن پیدا کرده و دامنه مخاطبان خود را گسترش داده‌اند.

در این گزارش و به بهانه حضور متفاوت برخی روحانیان در منوی تلویزیون در رمضان ۹۸، ضمن بازخوانی و مرور حضور نوستالژیک برخی روحانیان شاخص طی ۴ دهه گذشته در قاب تلویزیون، به بررسی جایگاه امروز و تجربیات راهگشا برای آینده این تعامل پرداخته‌ایم.

درس‌هایی با قرآن که به عمر انقلاب می‌رسد

حجت‌الاسلام محسن قرائتی احتمالاً شاخص‌ترین چهره عجین شده با خاطرات جمعی مخاطبان سیما طی چهار دهه گذشته است. روحانی خوش‌بیان و شوخ کاشی، که از همان ابتدای انقلاب و در سال ۵۸ وارد تلویزیون شد و حالا به اندازه عمر انقلاب سابقه برگزاری کلاس درس‌های قرآن برای مخاطبان تلویزیون را دارد.

قرائتی از روحانیونی است که حالا می‌توان گفت، مردم سال‌ها پای درس وی نشسته‌اند و سال‌ها تفسیر و توضیح آیاتی از قرآن را با یک گچ سفید و یک تخته سبز به مردم ارائه کرده است. قرائتی به واسطه ادبیات خودمانی و شوخ‌طبعی‌هایی که در آموزشش داشت هم مردم را خنداند و هم توانست مخاطب را ۴۰ سال پای درس‌های قرآنی خود بنشاند. او هم نکته سنج است و هم اهل ظرافت‌های طنازی و در این سال‌ها با زبانی خودمانی و با مثال‌های مردم کوچه و خیابان و قصه‌هایی از میان آن‌ها با خودشان حرف زده است.

قرائتی از آن دسته روحانیونی است که بلد بود مخاطبش را با خود همراه کند و بارها در بحث‌ها جمله یا عبارتی را می‌گفت و با این کلیدواژه معروف که «بگید…» سعی می‌کرد حواس مخاطبان و حضار پای درسش را به خود متمرکز کرده و از آن‌ها جواب بگیرد.

حضور قرائتی در دهه ۶۰ و ۷۰ به عنوان یک روحانی شاخص برای همه فصول بود که باعث شد وقتی حمید نعمت‌الله در اواخر دهه ۹۰ سریال «وضعیت سفید» را درباره خاطرات جمعی ما از دهه ۶۰ و دوران جنگ تحمیلی ساخت فراموش نکند سهمی برای قرائتی و درس‌هایی از قرآن هم قائل شود و با سکانسی از تماشای جمعی برنامه او در خانه، حسی نوستالژیک برای مخاطب رقم بزند و آن دوران را به این ترتیب به تصویر بکشد.

روحانی‌ای در نقش قصه‌گوی دوران کودکی

اما قرائتی تنها شمایل خاطره‌ساز روحانیت در قاب تلویزیون نبوده است؛ خیلی‌ها هنوز روحانی خندان و بشاش دهه ۶۰ و ۷۰ تلویزیون را یادشان هست، حجت‌الاسلام محمدحسن راستگو که از بازی با کلمات تا حل کردن جدول تا انواع مسابقه‌ها و حتی شعرخوانی و قصه‌گویی همه و همه را به کار می‌گرفت تا بتواند با روش‌هایی پویا و شاد بچه‌ها را آموزش دهد. راستگو تقریباً جزو اولین و البته در زمانه خود تنها روحانی‌ای بود که با این شیوه‌ها با مخاطب تلویزیونی کودک ارتباط برقرار می‌کرد.

او اهل مشهد بود و کمی با لهجه حرف می‌زد و با ادبیات صریح و خودمانی خودش سعی می‌کرد آیات، احادیث و مفاهیم دینی را برای کودک و نوجوان ساده سازی کند و نه فقط کودک و نوجوان که بزرگترها هم با او همراه می‌شدند. راستگو در زمانی سراغ قصه‌گویی و شعر و آموزش‌های این چنینی برای کودکان رفت که هنوز مجریان کودک در قالب‌های سخت و رسمی و جدی خود با مخاطبشان حرف می‌زدند و معدود مجریان کودک اهل بازی و شادی بودند.

خطیبانی که ستاره سیما شدند

با گسترش شبکه‌های تلویزیونی، روحانیون مختلفی به قاب شیشه‌ای وارد شدند. برخی از این روحانیون به عنوان سخنران دیده شدند و منبرهایشان در تلویزیون نمایش داده می‌شد و بخشی از مردم به مخاطبان ثابت این منابر تبدیل شدند. برخی هم در کسوت کارشناسان مذهبی و دینی در میزگردها شرکت و گفتگو می‌کردند؛ گفتگوهایی که از بحث‌های دینی و معرفتی در مناسبت‌ها و ایام عزاداری و میلاد گرفته تا موضوعات تخصصی‌تر فقهی، شرعی و حتی سیاسی را در بر می‌گرفت.

سخنرانی‌های منبری حجت‌الاسلام علیرضا پناهیان و آرای وی در باب مسائل سیاسی، سخنرانی‌های صریح و بی‌تعارف حجت‌الاسلام ناصر نقویان که گاهی با اشعار مولانا، آن‌ها را همراه می‌کرد از معروف‌ترین و شاخص‌ترین این نمونه‌ها بوده است.

گوش دادن به سخنرانی‌های حسین انصاریان با ادبیات و لحن خاصش و همچنین حجت‌الاسلام آقا مرتضی تهرانی از نمونه‌های دیگری است که بیشتر به خاطر غنای محتوایی مباحثشان در قاب تلویزیون دیده شدند و مخاطبانی پیگیر هم پیدا کردند. حجت‌الاسلام فاطمی نیا و بحث‌های اندیشه‌ای او درباره ائمه و وقایع تاریخی اسلام و اطلاعات و معارفی که مطرح می‌کرد نیز باعث شد طرفداران خاص خود را پیدا کند.

در این میان البته سخنرانی‌های دیگری هم از علمای شاخص پخش می‌شد که هر چند به صورت کوتاه در حدود یک ربع تا نیم ساعت در بازه‌های زمانی کوتاه روی آنتن می‌رفت اما به دلیل جایگاه آن علما همیشه طرفداران خود را داشت. علمایی همچون علامه محمدتقی جعفری با لهجه آذری شیرینش و یا آیت‌الله مجتهدی تهرانی از این چهره‌ها بودند که البته این بار تلویزیون واسطه دیده شدنشان نبود بلکه بواسطه جایگاهشان از درس و بحث آن‌ها سود می‌جست. همچنین آیت‌الله جوادی آملی و آیت‌الله مکارم شیرازی که توانستند تراز چهره‌های دینی حاضر مقابل دوربین تلویزیون را چندین پله ارتقا دهند.

سال‌های پایانی دهه ۸۰ اما زمانی برای بروز و ظهور نام‌های دیگری در عرصه روحانیت بود که هم انگار نبض مخاطب را بهتر می‌دانستند و صمیمی‌تر با او ارتباط برقرار می‌کردند و هم به حوزه‌های دیگر تلویزیون مثل برنامه سازی و گفتگوهای غیر از یک بحث کارشناسی صرف ورود کرده بودند. روحانیونی که حتی هر از گاهی نبودشان باعث سوءتفاهم می‌شد و شایعه ممنوع‌التصویر شدنشان در میان مخاطبان می‌پیچید و بود و نبودشان برای مخاطب سوال می‌شد.

در این سال‌ها حضور روحانیون در گفتگوها از مباحث کارشناسی مناسبتی فراتر رفت و آنها را در برنامه‌های تخصصی‌تر و البته مخاطب‌محورتری در مقابل بیننده تلویزیون قرار داد. روحانیونی که در برنامه‌هایی مثل «زلال احکام»، «سمت خدا»، «این شب‌ها» و… حاضر می‌شدند و بحث‌ها به تدریج از حوزه معارف فراتر رفت و روحانیون به مشاورانی در حوزه ازدواج و خواستگاری و زندگی زناشویی تبدیل شدند که باز از نمونه این برنامه‌ها می‌توان به «گلبرگ» اشاره کرد.

از روحانیون شاخص در این دوره می‌توان به حجت‌الاسلام محمدرضا زائری اشاره کرد که اهل رسانه و روزنامه‌نگاری بود و با همین هویت رسانه‌ای گاه مباحثی را هم در گفتگوهای اجتماعی تلویزیونی مطرح می‌کرد که محل جنجال و بحث می‌شد. زائری اهل هنر بود و خودش زمانی گفته بود در کلاس‌های درسی بهرام بیضایی هم شرکت کرده است و با همین نگاه و دغدغه هنری نیز گاهی به برنامه‌سازان و تولیدکنندگان آثار تلویزیونی مشورت می‌داد.

همچنین می‌توان به حجت‌الاسلام شهاب مرادی اشاره کرد که اگرچه او هم به‌عنوان کارشناس در برنامه‌های معارفی دیده می‌شد اما حضور متفاوتش برمی‌گردد به برنامه صبحگاهی «مردم ایران سلام» و گفتگوهایی که با محمدرضا شهیدی‌فر مجری این برنامه انجام می‌داد؛ گفتگوهایی که قالب معمول خشک و رسمی برنامه‌های کارشناسی را نداشت و درباره موضوعات مختلف اجتماعی، فرهنگی، دینی به زبان مخاطب صحبت می‌شد.

حضور روحانیون متفاوت در تلویزیون از یک حیث اهمیت هم داشت و توانست کمک کند فیلمسازان و کارگردانان که پیش از این در سینما سراغ به تصویر کشیدن این قشر می‌رفتند در تلویزیون هم آن‌ها را به عنوان نقش اول کارهای خود قرار دهند و با دیدن روحانیون متفاوت از تصویر کردن روحانیون هرچند با محدودیت‌های زیاد ترسی نداشته باشند.

روحانی‌های بدون منبر

با این حال شاید همچنان تصویری که از روحانیون در این فیلم و سریال‌ها دیده می‌شد با تصویری که خود روحانیون دوست داشتند از آنها ارائه شود متفاوت بود و شاید با همین استدلال است که اخیراً برخی از آن‌ها غیر از بحث‌های کارشناسی به حوزه‌های دیگر فعالیت‌های رسانه‌ای هم ورود کرده‌اند. وارد حوزه‌های نمایشی شده‌اند و یا سعی دارند حرف‌هایشان را جز از طریق منبر رسمی یا میزگردهای رسمی به گوش مخاطب برسانند.

این روحانیون به قالب اجرا نگاه ویژه‌تری داشته‌اند و با توجه به اهمیت رسانه سعی کرده‌اند از این قالب برای پیش برد رسالت تبلیغی خود بهره برند.

«عمو روحانی» به جای «حاج‌آقا»

از جمله این روحانیان بلندپرواز در حوزه رسانه، یک طلبه جوان با نام حجت‌الاسلام صادق مقدسیان است که حالا دیگر به عموروحانی در شبکه پویا معروف است. حضور وی در برنامه کودک «آفتابگردون» در سال ۹۵ تلاشی بود تا دوباره حضور بازی‌های حجت‌الاسلام راستگو برای کودکان را تداعی کند.

او همراه با یک عروسک با نام توتو در جمع بچه‌ها حاضر می‌شد و به قصه‌گویی‌های نمایشی برای آنها می‌پرداخت. همزمان با او و در این چند سال چند روحانی دیگر هم به عنوان عموروحانی معرفی شده‌اند که همه سعی کرده‌اند برای ارتباط بهتر با مخاطب از عنوان حاج آقا و قامض بودن این لفظ برای کودکان بکاهند و در کنار آن‌ها این طلبه جوان نیز چند سالی مستمر تلاش کرد تا ایده‌های خود را محقق کند.

کار برای کودک و پایبندی به لوازم

مقدسیان درباره تجربه حضور متفاوت در این برنامه و دیده شدنش توسط مخاطب کودک عنوان می‌کند: خودمونی بودن و دور از ادابازی کار کردن شاید بیشترین دلیلی بود که توانستم در این قالب دیده شوم.

وی به مخالفت‌های ابتدایی با حضورش در برنامه و شکل ساختاری آن هم اشاره می‌کند و می‌گوید: واکنش‌ها از همان ابتدا مثبت بود ولی نقدهایی هم وارد می‌شد که یکی از این اشکالات این بود که چرا در کنار من یک عروسک بزرگ وجود دارد و در کنار او کار را اجرا می‌کنم. اگرچه این ایده تهیه‌کننده بود ولی من نسبت به همین کار هم دفاع داشتم چراکه وقتی برای کودک برنامه اجرا می‌کنید نمی‌توانید از لوازم مربوط به این قالب غفلت کنید. یک عروسک یا شخصیت فان باید در برنامه حضور داشته باشد که مخاطب کودک نخواهد کانال را عوض کند و من باید بتوانم مخاطبی را که صبح تا شب پای ماهواره است پای برنامه خود بنشانم.

این طلبه اضافه می‌کند: برنامه‌های زیادی تولید می‌شوند اما کدام یک دیده می‌شوند به طور مثال من خودم بعد از آن برنامه، پروژه‌های دیگری داشتم که نتوانستند دیده شوند اما آن برنامه دیده شد چون برایش زحمت کشیده شد و پیش تولید خوبی داشت.

مقدسیان در دفاع از اجرای روحانیون و مخالفانی که با این اجرا مخالفند، توضیح می‌دهد: اگر فرد به عنوان کارشناس مجری در یک برنامه حضور داشته باشد خیلی هم خوب است و به نظر من اشکالی ندارد. به هر حال یکی از پارامترهای رسانه این است که مخاطب سرگرم شده و بعد محتوا ارائه شود و اگر این سرگرمی و محتوا در کنار هم باشد اشکالی که وارد می‌شود بی اساس است.

این طلبه از حجت‌الاسلام راستگو به عنوان یک خط شکن در این حوزه یاد می‌کند و می‌گوید: ما نمی‌توانیم از رسانه چشمپوشی کنیم و آنها که مخالف هستند باید بدانند رسالت اصلی یک طلبه تبلیغ است. مثلاً در قرآن هم با بستر قصه به بسیاری از موضوعات ورود کرده است و ما در زمینه نمایش بسیار عقب هستیم.

دیده شدنم به خاطر طلبه بودنم است

ماه رمضان امسال اما تلویزیون باعث شد تا روحانی دیگری در قاب شیشه‌ای بیشتر موردتوجه قرار بگیرد. روحانی‌ای که تقریباً به صورت جدی و رسمی اجرای یک برنامه را به دست گرفت و به گفتگو با جوانان و قصه‌های ازدواجشان پرداخت. از فرم برنامه و شباهت‌های ساختاری آن با «ماه عسل» و دیگر موارد محتوایی و فنی برنامه که بگذریم باید گفت اجرای این روحانی هم توانست دیده شود و مخاطبان خود را پیدا کرد.

حجت‌الاسلام محمد برمایی که در برنامه «دعوت» شبکه یک از ساعتی قبل از افطار برنامه‌اش را شروع می‌کرد و میزبان یک یا دو زوج می‌شد تا به گفتگو با آنها بپردازد.

حجت‌الاسلام برمایی البته خودش معتقد نیست که اجرای برنامه را در دست گرفته و درباره چگونگی حضورش در این برنامه می‌گوید: من پیش از این به عنوان کارشناس در «دعوت» حضور داشتم و امسال پیشنهاد دادیم برنامه با توجه به اینکه به زمان افطار تغییر یافت ساختاری خانواده محور هم داشته باشد.

وی اضافه می‌کند: برای حضور در برنامه هم با کارشناسان رسانه‌ای و دوستان مجری بسیاری مشورت کردم که بیشتر ایشان به غیر از دو نفر نظرشان مثبت بود. آن یکی دو نفر هم از سر نگرانی بیان می‌کردند که در برنامه حضور نداشته باشم.

حجت‌الاسلام برمایی درباره استقبال مردم از برنامه معتقد است: من بیش از ۱۰ سال است که در برنامه‌های مختلف تلویزیون به عنوان کارشناس دین و روان و مباحث خانواده حضور دارم ولی فکر می‌کنم دیده شدنم در این برنامه بیشتر به خاطر طلبه بودن من و فرم متفاوت برنامه است.

وی با اشاره به بازخوردهای فراوان و نقدهای مثبت و منفی که در طول این شب‌ها از مردم دریافت کرده است درباره اینکه چقدر خودش را مجری موفقی می‌داند، می‌گوید: من مجری نیستم و قرار هم نبود که در برنامه دعوت اجرا کنم. مجری پلاتو و تکس دارد ورود و خروج‌های مشخص و تعریف شده دارد. البته شاید توانایی‌اش را داشته باشم که اجرا کنم اما به لحاظ موقعیتی که اکنون دارم خود را مجری نمی‌دانم و معتقدم حضورم به نوعی باز تعریف حضور یک روحانی در برنامه‌ای است که به لحاظ فرم متفاوت و متناسب با محتوای برنامه است.

ظرفیتی که هنوز مغفول است

فارغ از تجربه‌ها و دستاوردهایی که در حوصله این گزارش مختصر مرور شد، آنچه مشخص است، روحانیت به‌واسطه همان ماهیت رسانه‌ای که در ابتدا به آن اشاره شد، ظرفیت بالقوه‌ای برای پشتیبانی محتوایی تولیدات رسانه ملی محسوب می‌شود و با توجه به آنچه تا به امروز برمحور ایده‌ها و انگیزه‌های فردی و شخصی به ثمر نشسته‌است، لزوم بازتعریف سازوکاری هدفمند و جریان‌ساز برای بهره‌مندی هرچه بیشتر از این ظرفیت بیش از همیشه به چشم می‌آید.

هرچند روحانیون سنتی‌تر معتقد بودند «منبر رسانه است» اما این روزها کم نیستند روحانیانی که قائل به این گزاره هستند که «هر رسانه می‌تواند منبر باشد»؛ در راستای فراگیری رسانه‌های جدید، بازتعریف این نگاه و رویکرد رسانه‌ای در جامعه روحانیان هم می‌توان منشأ برکاتی ارزشمند در آینده باشد.

توجه به این ظرفیت دوجانبه همان فرصت و پشتوانه‌ای است که می‌تواند تعامل دوسویه مورد اشاره در آغاز این گزارش را نزدیک‌تر از همیشه به نقطه ایده‌آل رهنمون شود.

منبع: مهر

دلیل حذف لیلا حاتمی از سریال نهنگ آبی-متن طنز

به گزارش ایسنا، لیلا حاتمی – بازیگر سینما و تلویزیون – در یادداشتی نوشت:

«لازم می‌دانم درباره‌ی نقش، حضور و غیبتم در سریال «نهنگ آبی» چند نکته را با تماشاگرانی که “آناهیتا” و من را در این سریال دنبال کرده‌اند، در میان بگذارم.

حضور من در این سریال با این قول و قرار صورت گرفت که این نقش در بازنویسی فیلمنامه رشد و عمق پیدا کند. وعده دادند نویسنده‌ای در راه است اما هرگز نویسنده‌ی در راه، به این پروژه نرسید و نویسنده‌ی اصلی سریال و تهیه‌کننده نیز نیازی در جدی گرفتن درخواست‌های من حس نکردند، یا مشغله‌های مربوط به فیلم دیگرشان، این امکان را به آنها نمی‌داد.

پافشاری من از یک سو و حوصله‌ی کم طرف‌های مقابل برای چنین اموری تا آنجا پیش رفت که توان ادامه‌ی همکاری از من سلب شد. بعد از تلاطم‌های بسیار فرساینده و مطلقاً بی‌نتیجه، توافق کردیم من و “آناهیتا” از سریال خارج شویم و طرحی برای داستان و خروج این شخصیت صورت بگیرد، با این تعریف ” آناهیتا” مصمم می‌شود اسرار شرکت را فاش کند اما قدرت پشت پرده‌ی شرکت، او را از پا در می‌آورد و همین تعریف، نوشته و فیلمبرداری شد.

با مرگ “آناهیتا” من هم از گروه جدا شدم اما سازندگان این سریال باز بر خلاف توافق‌مان، سرنوشت دیگری برای “آناهیتا” در نظر گرفتند و گویا او را تا اطلاع ثانوی، غیب کرده و فراری داده‌اند.

سرنوشتی ناموزون برای “آناهیتا” که دیگر من نقشی در ایفای آن نداشتم و کاملاً غافلگیر شدم. شکل خروج “آناهیتا” از داستان، اهمیت‌اش برای من، غیر از نقش و ملاحظات شغلی، در این بود که با تماشاگری که نقش را دنبال کرده بود، مراسم خداحافظی را به جا آورد اما در شکل کنونی به نظر می‌آید من سریال را بدون ملاحظه و احساس تکلیف نسبت به تماشاگر رها کرده‌ام و به این دلیل ناپیدا شده‌ام. چنین کاری خلاف اصول و حساسیت‌های من است. اگرچه نوشتن این یادداشت تغییری در چیزی ایجاد نمی‌کند، اما حداقل می‌تواند سهم من، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده را از این تقصیر روشن‌تر کند.»

لیلا حاتمی ۹۸/۰۳/۰۵

گفتنی است، سریال «نهنگ آبی» به کارگردانی فریدون جیرانی هر هفته در شبکه نمایش خانگی با مجوز سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در حال توزیع است.

فیلم‌های سینمایی که از تلویزیون پخش می‌شوند/ امام علی (ع)، اتوبوس شب و ماهورا-متن طنز

فیلم‌های سینمایی و تلویزیونی و انیمیشن «امام علی (ع)»، «حبیب»، «مثل من، مثل تو (قدر آن روزها)»، «چراغ‌های ناتمام»، «مردی شبیه باران»، «گوی بخار ۲»، «تانک ها نبرد مخوف»، «جاده»، «سربازان کوچک»، «تحول هِنری»، «ماهورا»، «رمز بیگانه»، «آتشفشان»، «مردان دریایی»، «اتوبوس شب» و «چراغ های ناتمام» دوشنبه (ششم خرداد ماه) مصادف با شهادت امیرالمومنین علی (ع) از شبکه‌های سیما روی آنتن می‌رود.

واشنگتن: سپاه در انفجارهای فجیره دست داشت!-متن طنز

پنتاگون این اقدام را در راستای کارزار تهران برای مقابله با رویکرد جدید واشنگتن ارزیابی کرده و ادعا کرد: ما حملات کشتی های نفتی در بندر فجیره را به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نسبت می دهیم.

دریادار «مایکل گیلدی» مدیر ستاد مشترک ارتش آمریکا در ادامه این ادعای مضحک گفت در این حمله مین های شناور مورد استفاده سپاه پاسداران به کار گرفته شده است.

وی در عین حال از توضیح اینکه این مین ها چگونه به این بندر واقع در سواحل امارات متحده عربی منتقل شده است، خودداری کرد.

به تازگی نیز پنتاگون از اعزام ۹۰۰ نیروی دیگر ارتش آمریکا از جمله نظامیان و اعضای یگان فنی و مهندسی به خاورمیانه خبر داده است.

 

عکس/ عراقچی شب احیا کجا بود؟-متن طنز

عکس/ عراقچی شب احیا کجا بود؟

عکس/ احیای شب قدر در منزل صادق خرازی!-متن طنز

شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۰:۵۶

کد مطلب: 687723

مراسم احیاء شب نوزدهم ماه رمضان در منزل صادق خرازی برگزار شد. در این مراسم برخی شخصیت‌های سیاسی همچون واعظی، رئیس دفتر رئیس جمهور و محمدرضا خاتمی حضور داشتند.

شرح دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان-متن طنز

شرح دعای روز بیستم ماه مبارک رمضان

تخصص مدیر دفتر موسیقی صداوسیما چیست؟ +عکس-متن طنز

به گزارش جهان نيوز، چندی پیش خبر آمد که مدیردفتر موسیقی و سرود صدا و سیما تغییر کرده است. براساس حکمی که رئیس سازمان صدا و سیما آن را امضا کرده، محمدمهدی نراقیان به عنوان رئیس جدید مرکز موسیقی صدا و سیما منصوب شد. این انتصاب به معنی پایانِ مدیریت پنج ساله محمدباقر معلم در این دفتر بود. معلم از سال 1393 به دفتر موسیقی سازمان صدا و سیما آمد و حدود پنج سال در آنجا فعالیت کرد.

اکنون که مدیریت این مرکز تغییر کرده است، شاید پرسش اصلی اهالی هنر این باشد که تخصص محمدمهدی نراقیان چیست و تا چه حد با فضای موسیقی آشناست؟

تخصص نراقیان در حوزه مدیریت شهری است و با یک جستجو در فضای مجازی می‌توان متوجه فعالیت‌های او در این حوزه شد. چند سال پیش هم نراقیان به عنوان کاشناس حوزه شهری و معماری به برنامه تلویزیونی ثریا دعوت شده است. از نراقیان چند مقاله در همین حوزه تخصصی‌اش یعنی مدیریت شهری و معماری وجود دارد؛ یکی از این مقاله‌ها موضوعش «بررسی میزان تناسب منابع درآمدی و ماموریت های شهرداریها مورد مطالعه شهرداری تهران» است.




در کارنامه‌ی نراقیان حضورش به عنوان مشاور رئیس مرکز بسیج صداوسیما هم دیده می‌شود.

اما ارتباط نراقیان با موسیقی چیست و توانایی‌ها و تخصص‌هایش در این حوزه به چه شکلی است. جستجوهای ما در این باره به نتیجه‌ای نرسید و تقریبا هیچ فعالیتی از محمدمهدی نراقیان در حوزه موسیقی در فضای مجازی یافت نشد.

حال پرسش اصلی از مسئولان سازمان صدا و سیما این است که براساس کدام تخصص و کدام تجربه، محمدمهدی نراقیان را به عنوان مدیر مرکز موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما انتخاب کرده‌اند.

همین روزهای گذشته بود که مقام معظم رهبری نسبت به زبان معیار و البته محتوای برخی ترانه‌هایی که از شبکه‌های سیما پخش می‌شود، انتقاداتی مطرح کرد. این انتقادها نشان می‌دهد که موسیقی در سازمان صدا و سیما مشکلات زیادی دارد و تنها با حضور نیروهای متخصص می‌توان این مشکلات را رفع کرد.

حال باید از مدیران سازمان پرسید که با کدام تخصص و با کدام پشتوانه‌ی تجربی محمدمهدی نراقیان را به عنوان مسئول دفتر موسیقی و سرود صدا و سیما معرفی کرده‌اند.

در گذشته مدیرانی که سُکان هدایت این بخش را برعهده داشته‌اند، کسانی مانند علی معلم دامغانی بوده‌اند. علی معلم با فضای موسیقی کشور آشنا بود و خود سابقه همکاری با چندین آهنگساز و خواننده مطرح موسیقی ایران را داشت.

دیگر مدیرانِ دفتر موسیقی هم با فضای موسیقی آشنا بودند؛ از جمله محسن نفر که خودش آهنگساز و نوازنده‌ای چیزه دست است.

اما حضور نراقیان در دفتر موسیقی و سرود سازمان صدا و سیما، این ابهام را در میان اهالی هنر ایجاد می‌کند که چنین شخصی که تقریبا کم‌ترین میزان تخصص و آشنایی با فضای موسیقی را دارد چرا باید در چنین جایگاهی به کار گرفته شود.

شاید بهتر بود با درایت بیشتر، نراقیان را در جایگاهی که تخصص و تجربه‌اش را دارد به کار گرفته شود.

منبع:تسنیم

رشد ۴۰ درصدی واردات کاغذ در سال ۹۷-متن طنز

تسنیم نوشت: قیمت کاغذ از هفته گذشته تاکنون و پس از آنکه افزایش قیمت قابل توجه و گذر کردن از مرز نیم میلیون تومان را تجربه کرد، با کاهش ۵۰ هزار تومانی در نخستین روز هفته جاری مواجه شده است، کاهشی که بعید به نظر می‌رسد ادامه دار باشد و کاغذ را به قیمت واقعی خود نزدیک کند.

درباره وضعیت فعلی کاغذ و مسکن‌های پی در پی که دولت به این صنعت تزریق می‌کند، بارها سخن گفته شده است. به نظر می‌رسد مسئولان و مردان دولت نیز راهکار برون رفت از مشکل کاغذ را می‌دانند و پس از تاکید رهبر انقلاب بر لزوم فعال شدن تولید کاغذ جلساتی را نیز برای بررسی این موضوع برگزار کرده‌اند، اما تنها روی نقشه کوتاه مدت این جریان که همان واردات و رفع نیاز مصرف کنندگان در کوتاه مدت است، سرمایه‌گذاری شده است و خبری از برنامه‌ریزی برای بلند مدت که همان تولید کاغذ در داخل کشور است نیست. همان طور که در سال‌های نخست دهه ۹۰ چنین برنامه‌ای نداشتیم و چرخ تولید کاغذ که نصفه و نیمه در حال حرکت بود را امروز به خاموشی مطلق سوق داده‌ایم.

ابوالفضل روغنی رئیس سندیکای تولیدکنندگان کاغذ و مقوا در این زمینه می‌گوید: کارخانه چوب و کاغذ مازندران، کاغذ تبریز و کارخانه پارس سه کارخانه تولیدکننده کاغذ چاپ و تحریر در کشور هستند که در سال ۹۶ تولید جدی نداشتند، ‌ زیرا تمام نیاز بازار از طریق واردات انجام شد و تولیدات این کارخانه‌ها یا دپو شد یا خمیر؛ بنابراین تولید صرفه اقتصادی نداشت. پس می‌توان گفت، ‌ سال ۹۶ سال خوبی برای کاغذ سفید، روزنامه و تحریر نبود.

روغنی تصریح کرد: در سال ۹۷ شرایط نه تنها بهتر نشد، ‌ بلکه شرایط بدتری هم پیش آمد، ‌ این به این دلیل است که کاغذ در کشور متولی خاص و جدی ندارد، از یک سو نهادی غیرحرفه‌ای در این حوزه به نام وزارت فرهنگ و ارشاد بدنبال حمایت است و از یک سو نهاد حرفه‌ای در این زمینه به نام وزارت صنعت ورودی نمی‌کند.

متأسفانه به دلیل واردات بی رویه و بی کیفیت کاغذ به کشور آسیب های زیادی به این صنعت وارد شده است.

روغنی یکی از دلایل عدم استفاده از ظرفیت داخل برای تولید کاغذ را پروسه پیچیده کاغذ در کشور دانست و گفت: متأسفانه در کشور فضای وارداتی وجود دارد و کمتر به تولید ملی توجه می‌شود.

شرایط حمایتی از تولید کاغذ در مقایسه با واردات نابرابر است

روغنی همچنین با اشاره به شرایط نابرابر تولید در کشور گفت: در حالی که از واردات کاغذ مالیات بر ارزش افزوده ۹ درصدی دریافت نمی‌شود اما از تمامی مراحل تولید کاغذ در کشورمان مالیات گرفته می‌شود که این امر شرایط نامناسب و نابرابری را برای تولیدکنندگان داخلی ایجاد کرده است. همچنین به واردات کاغذ ارز وارداتی ارزان قیمت اختصاص می‌دهند که این امر به معنای حمایت از تولید نیست.

وی تصریح کرد: هر وقت نیز که قصد داشتیم تعرفه واردات کاغذ را در کشور بالا ببریم به حدی هجمه ایجاد شد که از انجام این امر پشیمان شدیم. امروز همان‌هغایی دم از تولید داخلای می‌زنند که در گذشته نه چندان دور سنگ واردات را به سینه می زدند اگر چند سال پیش به فکر حمایت از تولید بودیم امروز ناچار به واردات با این حجم نبودیم.

رشد ۴۰ درصدی واردات کاغذ در سال ۹۷

نگاهی به آمار و حجم واردات کاغذ که در برخی رسانه ها منتشر شده است، شان می‌دهد در سال ۹۷ مجموع واردات حوزه کاغذ ۸۱۲ میلیون دلار بوده است، این در حالی است که واردات سال ۹۶ در حدود ۵۷۳ میلیون دلار یعنی ۴۰ درصد کمتر بوده است.

آمارهای گمرک نیز که در رسانه ها منتشر شده نشان می‌دهد که در سال ۹۷ میزان کاغذ روزنامه‌ای که با ارز دولتی ۴۲۰۰ تومانی به کشور وارد شده است، ۳۴ میلیون دلار بوده است. این در حالی است که در سال ۹۶ تنها ۶.۷ میلیون دلار واردات کاغذ روزنامه داشتیم. مقایسه بین این دو عدد رشدی عجیب را در واردات کاغذ روزنامه نشان می‌دهد.

طبیعی است که با افزایش ۴۰ درصدی واردات کاغذ به کشور انتظار می‌رود، هم قیمت ها شکسته شده و کاهش چشمگیر داشته باشد و هم طبعاً بازار نشر و مطبوعات از این کاغذهای وارده به کشور بهره برده نشر رونق گیرد، کتاب‌های بیشتری چاپ شوند و روزنامه‌ها با مشکل چاپ مواجه نباشند، ‌ اما در واقعیت چنین نیست. قیمت کاغذ در بازار آزاد در سال ۹۳ از ۱۶۰ هزار تومان به ۴۰۰ هزار تومان افزایش پیدا می‌کند، ‌ ناشران در فهرست دریافت‌کنندگان کاغذ دولتی قرار می‌گیرند و تنها یک سوم نیاز درخواستی خود را دریافت می‌کنند و روزنامه‌های بسیاری به دلیل نبود و کمبود کاغذ به نسخه الکترونیک روی آورده و یا صفخات خود را کاهش می‌دهند. پس مشکل کجاست؟

مشکل بی‌نظارت بودن اختصاص ارز به کسانی است کهواردکنندگان اصیل بازار تاکنون اسمی از آن‌ها نشنیده‌اند، مشکل از دریافت‌کنندگانی است که هیچ کاغذی به کشور نیاورده‌اند.مشکل از ارزهایی است که به مصرف کاغذ نرسیده و کاغذهایی که به کشور وارد نشده‌اند.

آذرماه سال ۹۷ محمود آموزگار رئیس سایق اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران در این زمینه به تسنیم گفته بود: طی یکسال گذشته ۲۰۰ هزار تن کاغذ وارد کشور شده است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ۳ هزار تن از آن را برای نخستین‌بار بین نیازمندان واقعی تقسیم کرده است، باید حسابرسی شود که این ۲۰۰ هزار تن را چه کسانی وارد کرده‌، چگونه فروخته‌اند؟ به چه کسانی و….

۳ ماه پس از آن هومان حسن‌پور که تازه بر صندلی ریاست اتحادیه ناشران تکیه زده بود نیز در نشستی خبری گفت که ۲۰۰ هزار تن کاغذ به کشور وارد شد، اما ۱۴ هزار تومان توزیع شد. اینکه مابقی چه شده است را وزارت ارشاد باید پاسخ دهد.

هر چند تعزیرات بر اساس فهرستی که وزارت ارشاد در اختیارش قرار داده است‌، در حال نظارت و بررسی واردات کاغذ و نحوه مصرف آن است، اما این نظارت در حکم نوشدارو پس از مرگ سهراب است و سرمایه‌هایی که بر باد رفته است را به چرخه واردات کاغذ بازنخواهد گرداند. انتظار می‌رود حالا که قرار شده است، نظارت رکن اصلی کارگروه کاغذ ارشاد باشد تا تخلفات کمتر شود، ‌ در کنار آن فکری هم برای برون رفت از وضعیت فعلی که تکیه صرف بر واردات کاغذ است داشته باشیم.



کد آمار