بایگانی‌های اخبار - متن طنز

گفتار ۵ اندیشمند غیرمسلمان در مورد امام علی (ع) ‏-متن طنز

روزنامه شهروند نوشت: حضرت علی (علیه‌السلام) شخصیتی بزرگ و بی‌بدیل است که در طول تاریخ همواره مورد مدح و ‏ستایش بزرگان قرار گرفته و حتی کسانی که مسلمان نیستند نیز او را در نوع ‏خود یگانه و بی‌نظیر می‌دانند؛ مطلبی که پیش‌رو دارید، نمونه‌ای است از گفتار اندیشمندان غیرمسلمان ‏درباره امام علی (علیه‌السلام) است: ‏

«جبران خلیل‌جبران» که از علمای بزرگ مسیحیت، مرد هنر و صاحب ذوق بدیعی است، لب به ‏ستایش علی (ع) گشوده و چنین می‌گوید: «به عقیده من علی‌بن ابیطالب (پس از پیامبر) نخستین مرد از ‏قوم عرب است که وجودش، همه فضایل کامل‌بودن را در قوم خویش دمید و آهنگ آن را به گوش ‏مردمی رسانید که پیش از آن، مانند آن را نشنیده بودند و در بین تاریکی‌های جاهلیت از روش روشن او ‏متحیر ماندند؛ پس کسی که طریق علی (ع) را پسندید، به فطرت سلیم بازگشت و آن که از باب ‏خصومت وارد شد، جاهلیت را ترجیح داد.» ‏

«شبلی شمیل» دانشمندی است که در سال ١٣٣٥ هجری درگذشت. وی شاگرد برجسته مکتب داروین ‏بود و نخستین کسی است که نظریه «قوه» را درشرق منتشر کرد. سپس برخلاف مکتب استاد خود که ‏فردی الهی بود، به انکار مقدسات و جهان ماورای طبیعت برخاست و تا لحظه مرگ از مکتب ‏مادی‌گری پیروی کرد. وی با اصراری که در انکار توحید داشت، در برابر شخصیت علی (علیه ‏السلام) سر تعظیم فرود آورده و در مورد او چنین می‌گوید: «امام و پیشوای انسان‌ها علی‌بن ابیطالب ‏بزرگ بزرگان و یگانه نسخه‌ای است که با اصل خود «پیامبر (صلی‌الله علیه و آله)» مطابق است؛ ‏هرگز اهل شرق و غرب، سخنرانی نظیر او در گذشته و حال ندیده است.» ‏

«میخاییل نعیمه» که از دانشمندان مسیحی است، در مقدمه‌ای که بر کتاب «صوت العداله الانسانیه» ‏نوشته، درباره حضرت علی (علیه‌السلام) چنین می‌گوید: «پهلوانی امام (علیه‌السلام) تنها در میدان ‏جنگ نبود، بلکه او در روشن‌بینی، پاکدلی، بلاغت، سحر بیان، اخلاق فاضله، شور ایمان، بلندی همت، ‏یاری ستمدیدگان و ناامیدان، متابعت حق و راستی و بالجمله در همه صفات پهلوان بود. اگرچه مدت ‏زیادی از حضور او گذشته، اما هرگاه بخواهیم بنیاد زندگی نیکو و سعادتمندی را بگذاریم، باید به روش ‏او رجوع کرده و دستور و نقشه را از او بگیریم.» ‏

«جرج جرداق» مسیحی، نویسنده معروف لبنانی در کتاب «صوت العداله الانسانیه» درباره علی ‏‏ (علیه‌السلام) چنین می‌نویسد: «ای دنیا چه می‌شد اگر همه نیروهایت را در هم می‌فشردی و دوباره ‏شخصیتی مانند علی با آن عقل، قلب، زبان و شمشیر نمودار می‌کردی؟ «کارلایل» فیلسوف انگلیسی، ‏هرگاه به نام علی (علیه‌السلام) می‌رسید، بزرگی علی (ع) چنان او را به وجد می‌آورد و نیروی عظمت ‏آن حضرت چنان تحریکش می‌کرد که از بحث علمی بیرون می‌شد و بی‌اختیار شروع به مدیحه‌سرایی ‏او می‌کرد.» او درباره علی (ع) چنین می‌گوید: «ما نمی‌توانیم علی (ع) را دوست نداشته باشیم و به وی ‏عشق نورزیم، زیرا هرچه خوبی هست که ما آن را دوست داریم همه در علی جمع است. او جوانمرد ‏شریف و بزرگواری بود که دلش سرشار از مهر و عطوفت و دلیری بود، از بشر شجاع‌تر، اما ‏شجاعتش آمیخته با مهر و عطوفت و لطف و احسان بود. ‏»

 «مادام دیالافوا»، درمقام تعریف حضرت علی (علیه‌السلام) چنین می‌نویسد: «احترام علی (علیه‌السلام) ‏در نزد شیعه به منتهی درجه است و حقا هم باید این‌طور باشد، زیرا این مرد بزرگ علاوه بر جنگ‌ها و ‏فداکاری‌هایی که برای پیشرفت اسلام کرد، در دانش، فضایل، عدالت و صفات نیک بی‌نظیر بود و نسلی ‏پاک و مقدس نیز از خود باقی گذارد.

فرزندانش نیز از او پیروی کردند و برای پیشرفت مذهب اسلام ‏مظلومانه تن به شهادت دادند. علی (علیه‌السلام) کسی است که در قضاوت به منتها درجه عدالت رفتار ‏می‌کرد و در اجرای قوانین الهی اصرار و پافشاری داشت. علی (ع) کسی است که اعمال و رفتارش ‏نسبت به مسلمانان منصفانه بود، او کسی است که تهدید و نویدش قطعی بود.»

نگاه امیرالمومنین(ع) به «ژن‌های خوب»/ حکومت علوی با مفسدان و اختلاسگران و اشرافی‌گران چگونه برخورد می‌کرد؟-متن طنز

باشگاه خبرنگاران جوان نوشت: نام امیرالمومنین در قاموس تمام شیعیان و آزادیخواهان با منویات ایشان در حوزه حکومتداری و توصیه‌هایشان نسبت به مسئولان گره خورده است. تا جایی که وقتی از خلافت و حکومت اسلامی حرف می‌زنیم همه به سخنان امیرالمومنین رجوع می‌کنند و حکومت حضرت علی علیه السلام را بدون شک یکی از دوران‌هایی می‌دانند که اگرچه کوتاه بود اما ایشان سعی کرد احکام الهی را به نحو احسن پیاده کند.

خلافت ۱۵ ساله ایشان اگرچه بعد از ۲۳ سال خانه نشینی انجام شد اما برخورد ایشان با مفسدان و کسانی که به ناحق صاحب مال و جاه شده بودند، باعث شد که مخالفان و منتقدان زیادی داشته باشند  چراکه حضرت علی در تلاش بودند که تمدن نوینی را که پیامبر ایجاد کرده و متوقف مانده بود ادامه دهد.

از حکومت ایشان بسیار شنیده‌ایم اما این بار به صورت جزئی تر با محمدحسین رجبی‌دوانی، پژوهشگر حوزه تاریخ اسلام  وارد گفت‌وگو شدیم تا حکومتداری از نگاه امیرالمومنین را از زبان ایشان بشنویم. مشروح این گفت‌و‌گو به شرح زیر است:

با عرض سلام و احترام از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، ضمن آرزوی قبولی طاعات و عبادات در این ماه مبارک رمضان و عرض تسلیت به مناسبت شهادت مولای متقیان امیرالمومنین علی (ع)، نظرتان را درباره سیاست خارجی و روابط حکومت امیرالمومنین(ع) با کشورهای اطراف و همسایه بفرمایید؟

رجبی دوانی: هنگامی که امیرالمومنین (ع) به خلافت رسید، کشور اسلام بزرگترین قدرت جهان آن موقع بود چراکه قلمروی حضرت از شرق به چین و کشور‌های آسیای مرکزی و هند و از شمال به منطقه خزرها، از غرب به امپراتوری روم و شمال آفریقا و از جنوب به اقیانوس هند می‌رسید.

البته در منطقه غرب، حکومت منطقه شامات وجود داشت که معاویه که زمان خلفای پیشین فرمانده منطقه بود، توسط حضرت علی (ع) عزل شد، اما کناره‌گیری نکرد لذا حضرت مستقیم با امپراطوری روم در تعامل نبود.

امیرالمومنین (ع) گسترش اسلام را به روش خلفای پیشین قبول نداشت

به طور کلی هیچ گزارشی در ارتباط با روابط بین دولت اسلام با چین و هند و خزر‌ها و مالک ماوراء مصر ذکر نشده است و اگرچه گزارشی نیست، اما با مقایسه دوره‌های پیشین می‌توان به این نتیجه رسید که خلفای پیشین با عنوان و بهانه انتشار اسلام با این کشور‌ها جنگ کردند و فتوحاتی به دست آوردند، اما حضرت امیرالمومنین (ع) انتشار اسلام را به روش نظامی و روش خلفای پیشین هرگز قبول نداشت و اینگونه فتوحات را متوقف کرده بود.

از این جملات می‌توان نتیجه گرفت که پیش از خلافت ایشان، مرز‌ها با کشور‌های اطراف مرز‌های جنگی و در حالت آماده‌باش بود، ولی حضرت امیرالمومنین (ع) تخاصم‌ها را برطرف کرده بود و مرز‌ها از یک آرامشی برخوردار بودند؛ بنابراین به نظر می‌رسد که حضرت علی (ع) با کشور‌های اطراف حالت آرامش و صلح برقرار کرده بود و هیچگونه زد و خورد و تخاصمی گزارش نشده است.

ارتباط ایشان با کفار چگونه بود؟

رجبی دوانی: کشور‌های اطراف حکومت حضرت علی (ع) همه کافر بودند. برخی ادعا دارند از آنجایی که حضرت علی (ع) با مخالفت‌های داخلی دست به گریبان بود و فتنه‌ها و بحران‌های داخلی به ایشان تحمیل شد، لذا آن حضرت با کشور‌های اطراف کاری نداشت و جهاد نکرد، اما من بر این باورم که حتی اگر مشکلات داخلی نبود، ایشان با زور نظامی و جنگ هرگز درصدد گسترش اسلام نبودند.

آیا تقابلی بین حکومت ایشان با کشور‌های همسایه به وجود آمد؟

رجبی دوانی: با کشور‌هایی که مستقیم هم مرز قلمرو حکومت ایشان بودند، برخوردی نداشتند، اما با امپراتوری روم که قدرت مهمی بود و از مسلمانان ضربات سختی خورده بود برخورد داشتند. وقتی معاویه دید که حضرت علی (ع) او را از جایگاه کنار زدند، به امپراطوری روم باج داد چرا که در زمان خلفای پیشین شام با روم در جنگ بود، اما وقتی حضرت علی (ع) به خلافت رسید معاویه جنگ با آن‌ها را متوقف کرد و حتی به آن‌ها باج داد تا مرز‌های شام با روم آرام باشند که این کشور بتواند با حکومت علی (ع) مواجهه داشته باشد.

اگر حضرت علی(ع) در این دوران قرار بود با کشورهای دیگر ارتباط بگیرند، چگونه این ارتباط را برقرار می‌کردند؟

رجبی دوانی: با توجه به شناختی که از رسول اکرم (ص) و تعالیم دینی هست، آن‌ها در صدد نجات بشریت و سعادت مردم از راه دعوت بودند. هیچ‌گاه ندیدیم دعوت پیامبر(ص) برای نجات قبائل مردم کافر با زور و خشونت همراه بوده باشد. اما اگر پیامبر حکومتی را به دین دعوت می‌کرد و طرف مقابل می‌خواست با زور مقابله کند، ایشان هم با قدرت و برخورد نظامی جواب می‌داد.

نگاه به سیره پیامبر و حضرت علی (ع) نشان می‌دهد که آن‌ها هیچ‌گاه آغازگر جنگ نبودند؛ بنابراین باید شرایط بررسی شود. در موقعیت فعلی مسلمانان باید خود را از نظر نیرو و امکانات بسیار قدرتمند کنند که هیچ دشمنی جرات تعرض به آن‌ها را نداشته باشد و وقتی قدرتمند شدند دیگران را به اسلام دعوت کنند و اگر آن‌ها می‌خواستند در برابر دعوت اسلام با زور و جبر مقابله کنند باید با آن‌ها مقابله شدید داشت.

رفتار متفاوت امیرالمومنین، فاتح خیبر با منتقدان و مخالفان عوام و خواص

جایگاه منتقدان در حکومت حضرت علی(ع) کجا بود؟ و برخورد ایشان چگونه بود؟

رجبی دوانی: منتقدان و به تعبیری مخالفان در زمان ایشان گوناگون بوده و یکدست نبودند و حضرت علی (ع) بسته به نوع مخالفت و انتقاد آنها، رفتاری متفاوت داشت.

گروهی از منتقدان و مخالفان، افرادی ناآگاه و فاقد تحلیل درست و یا فریب خورده بودند که حضرت سعی می‌کرد با آگاهی دادن و روشن‌کردن زوایای مورد انتقاد و مخالفت آنها، آن‌ها را هدایت و جذب کنند. مثل گروه خوارج؛ در حالیکه خوارج برای براندازی حکومت حضرت علی (ع) اقدام کرده بودند و برای این امر حتی دست به سلاح برده بودند و در برابر حضرت ۱۲ هزار نفر برای جنگیدن آماده کرده بودند، اما رفتار حضرت علی (ع) با آن‌ها متقاوت بود.

با اینکه حضرت علی (ع) ۶۰ هزار نیرو داشت و به راحتی می‌توانست در چند ساعت آن‌ها را تار و مار کند، اما قبل از شروع جنگ با صدای رسا سران آن‌ها را مورد خطاب قرار داد و با آن‌ها بحث کرد، چون می‌دانست اکثر آن‌ها فریب خورده و ناآگاه هستند. در نتیجه حضرت توانست با بحث و منطق خود آن‌ها را از جهل بیرون بیاورد و ۸ هزار نفر با کلام «توبه یا امیرالمومنین (ع)» از خوارج خارج شدند. این یک نوع حرکت حضرت علی (ع) در برابر کسانی است که فریب خورده و ناآگاه هستند.

حضرت علی(ع) در برابر منتقدان خواص چه رفتاری داشتند؟

رجبی دوانی: حضرت در برابر کسانی که از خواص و نخبگان بودند و افرادی مغرض و بهانه‌جو شده بودند، رفتاری متفاوت داشت. آن‌ها به سبب اینکه در دوران خلفای پیشین از موقعیت‌های ممتاز و برجسته اجتماعی و اقتصادی برخوردار بودند و حضرت علی (ع) این‌ها را از آن‌ها گرفته بود (چرا که حق آن‌ها نبود) منتقدان حکومت حضرت بودند و بعضی به صراحت می‌گفتند اگر امتیازات به ما برگردانده شود، ما انتقادی نداریم.

از جمله این افراد می‌توان «ولید بن عقبه» و «سعید بن عاص» را نام برد که هر دو از بنی‌امیه بودند. همچنین افرادی از سرشناسان قبائل مثل اشعث بن شیث و عبدالله بن کواب حکومت علی (ع) را به شدت در تضاد با منافع خود می‌دیدند.

حضرت علی (ع) با این افراد برخورد قاطع و افشاگرانه‌ای داشت و تلاش می‌کرد تا دست آن‌ها رو شود و برای همین سوابق سیاه آن‌ها و خیانت‌های آن‌ها را بر می‌شمرد و تلاش می‌کرد که جامعه، توده‌ها و عوام را متوجه فریبکاری مغرضانی که به دروغ در پوشش‌های عامه‌پسند به مخالفت و انتقاد برخاستند، افشا کند.

گروهی دیگر از مخالفان بودند که حضرت علی (ع) مصلحت نمی‌دید با آن‌ها برخورد کنند. چرا که آن‌ها افرادی ظاهرالصلاح بودند و در بین مردم به خاطر حرمت و موقعیت اجتماعی و مذهبی‌شان جایگاه داشتند. حتی برخی فقهایی بودند که با امیرالمومنین (ع) مخالفت داشتند برای مثال «مره بن همدانی» و «مسروق بن اجدع» که حضرت با آن‌ها کاری نداشت و نه منتقد آن‌ها بود و نه پاسخی به آن‌ها می‌داد.

حسادت و کینه‌ برخی خواص نسبت به مقام علمی حضرت علی (ع)

گفتید برخی از آن‌ها فقیه بودند،علت مخالفت این گروه با حکومت حضرت علی (ع) چه بود؟

رجبی دوانی: می‌توان گفت آن‌ها به عظمت معنوی، علم و جمیع فضیلت‌های ایشان حسادت می‌کردند چرا که خودشان ادعای فقاهت داشتند و می‌دیدند که علی (ع) علم فوق‌العاده‌ای دارد و آن‌ها به گَرد پای ایشان هم نمی‌رسند برای همین از روی حسادت و کینه، مخالفت می‌کردند.

ویژگی‌های رفتاری و عملی مسئولان از نگاه امیرالمومنین (ع)

حضرت علی(ع) برای انتصاب مسئولان چه ویژگی‌هایی را مد نظر قرار می‌دادند؟

رجبی دوانی: حضرت علی (ع) تقریبا همه حاکمان، فرمانروایان و مدیران پیش از خود را که افرادی فاسد، خائن، بی‌اعتقاد و لاابالی به مسائل دینی و اقتصادی بودند و توسط خلیفه سوم روی کار آمده بودند و عموما بستگان خلیفه و وابستگان به بنی‌امیه بودند، عزل کردند.

حضرت در خطبه آغاز خلافت خود فرمودند: «من جامعه را غربال می‌کنم و آن‌هایی را که امروز روی رابطه خویشاوندی به مقام‌های بالا رسیدند، دور می‌ریزم و افراد شایسته و صالح را به مقام بالا می‌رسانم»؛ لذا اگر نگاه کنیم افرادی که حضرت علی (ع) در مقام‌های مدیریتی و کلان حکومتی منصوب کرد، افرادی هستند که ویژگی‌هایی در آن‌ها مشترک است؛ یکی ایمان و تقوا که باید به اندازه‌ای باشد که مردم آن‌ها را به تعهد و اعتقاد بشناسند و هیچ‌کس از آن‌ها موارد سویی ندیده باشد. دوم توان و تجربه مدیریتی و اداره کردن امور است که افراد باید دارای قدرت اجرایی و مدیریتی لازم باشند و سوم وفاداری، اطاعت و تبعیت از ولایت و رهبری است.

این افراد عموماً کسانی بودند که در دوران خلفای پیشین مسئولیتی نداشتند و جز یکی دو مورد که آن‌ها مسئولیت‌های پایینی در دوره‌های قبل داشتند؛ همگی افرادی جدید بودند که با توجه به اینکه این سه ویژگی در آن‌ها وجود داشت، حضرت علی (ع) آن‌ها را به کار گرفت.

از کسانی که در دوره خلفای پیشین مسئولیت داشتند می‌توان به «زیاد بن ابیه» اشاره کرد. او پیش از حکومت حضرت علی (ع) دبیر و منشی حاکم بصره بود، اما حضرت تشخیص داد توان مدیریتی او بالاتر از این است که یک منشی باشد برای همین امیرالمومنین (ع) جایگاه او را ارتقاء داد. با اینکه این فرد از نظر نصب و به دنیا آمدنش مشکل داشت و پدر او معلوم نبود و برای همین به او می‌گفتند «زیاد بن ابیه»، اما حضرت علی (ع) معتقد بودند که این مسائل به او ارتباطی نداشته و او کار خلاف ایمان و تقوایی نکرده است. او پس از حاکمیت حضرت علی (ع) به ایشان ابراز وفاداری و اطاعت کرده بود و حضرت هم او را در جایگاه فرمانروایی فارس و قائم‌مقام فرمانروای بصره منصوب کردند.

چندی پیش در یک مغلطه آشکار، برخی از سیاسیون برای توجیه بکارگیری افراد ناپاک و نامحرم به انقلاب می‌گفتند که حضرت علی (ع) به ایمان، تقوا و سوابق افراد در انتصابات افراد کار نداشت و «زیاد بن ابیه» را با آن‌همه سوابق سیاه فرمانروایی داد درحالیکه باید گفت پیش از این که حضرت علی (ع) او را به کار گیرد، سوابق سیاه نداشت و در طول دوران حاکمیت ایشان هم بسیار خوب عمل کرد و وفادار ماند و کارنامه درخشانی داشت، اما بعد از شهادت حضرت علی (ع) و صلح امام حسن (ع) وقتی معاویه زیادبن ابیه را جذب کرد، او یک انسان روسیاه، فاسد، جانی و تبهکاری شد. قطعا عملکرد بعدی او مغالطه بزرگی است که بخواهیم او را به دوران حضرت علی (ع) نسبت دهیم چرا که زمانی که حضرت علی (ع) او را به کار گرفته بود، انسان شایسته‌ای بود.

جایگاه ژن خوب‌ها در انتصاب مسئولیت‌ها در حکومت امیرالمومنین کجا بود؟

رجبی دوانی: حضرت علی (ع) بهترین انسان روزگار بعد از خودش راکه امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بودند و با اینکه جوانان برومند و نوادگان رسول خدا و سرور جوانان اهل بهشت بودند، مسئولیتی ندادند و حضرت تاکید داشتند که افرادی که چشم و دل‌سیر باشند و تازه به دوران رسیده نباشند، مسئولیت بگیرند که اگر به پست و مسئولیتی رسیدند خود را گم نکنند و بتوانند درست عمل کنند.

حضرت علی (ع) در فرمانی که به مالک اشتر برای نصب مدیران دادند، به این موارد اشاره می‌کنند، اما این به معنی ژن خوب و اینکه عده‌ای برای چنین مواردی به اعتبار خانواده و موقعیت پدر منصوب شوند، نیست و حضرت علی (ع) هرگز بدین صورت عمل نمی‌کرد.

علت فتنه و بحران‌ها در دوران حضرت علی(ع) به مقابله شدید ایشان با فساد برمی‌گشت

کنترل فساد و برخورد با اشرافی‌گری در حکومت امیرالمومنین(ع) چگونه بود؟

رجبی دوانی: به جرأت می‌توان گفت آنچه که فتنه و بحران در دوران حکومت حضرت علی (ع) پدید آورد، به سبب مقابله شدید و گسترده ایشان با فساد بود. ایشان چه در برابر فساد اقتصادی و چه فسادی که از نظر اجتماعی در جامعه گسترش پیدا کرده بود و در قالب اشرافی‌گری خود را نشان می‌داد، مقابله می‌کرد.

حضرت علی (ع) به محض رسیدن به خلافت، تمام امتیازات و رانت‌هایی را که برخی از سرشناسان به ظاهر به صورت قانونی در دوران خلفای پیشین برخوردار بودند، گرفت و نه تنها اینگونه موارد را قطع کرد بلکه فرمود هر آنچه که خلفای پیشین به ناحق از اموال خدا و مردم به شما دادند، من باز پس می‌گیرم و به بیت المال برمی‌گردانم. این یک شعار نبود و در مقام عمل هم اجرایی شد. حضرت علی (ع) به اصطلاح حقوق‌های نجومی آن زمان را قطع کردند و در صدد بازگرداندن آن‌ها بود. گروهی از اصحاب با سابقه پیامبراکرم (ص) که اسم و رسمی داشتند و جزء نخبگان و خواص جامعه و آلوده به فساد شده بودند، در برابر حضرت علی (ع) موضع گرفتند و فتنه جمل را به پا کردند.

علاوه بر این حضرت علی (ع) با روحیه اشرافی‌گری و رانتخواری و فرهنگ فساد و ضد اسلامی که در نخبگان و خواص جامعه که از زمان قبل از ایشان به وجود آمده و در جامعه نهادینه و قانونی شده بود، مقابله کرد و البته هزینه‌های فراوانی در این راه متحمل شد.

همچنین ایشان مدیران و مسئولینی را منصوب کرد که آلودگی به مسائل مالی و اقتصادی و دنیاطلبی نداشته باشند؛ و در نهایت به این ویژگی‌ها اکتفا نکردند و روش بسیار دقیق و موثری برای تحت نظر قرار دادن مدیران و مسئولان خود ابلاغ کردند که متاسفانه ما از جزئیات آن اطلاعی نداریم، اما می‌دانیم که حضرت علی (ع) «عیونی» را منصوب کرده بود. «عیون» به معنی چشم‌هاست و به ماموران مخفی می‌گویند. ایشان ماموران مخفی برای نظارت بر عملکرد مدیران، مسئولان، فرماندهان و فرمانروایان منصوب کرده بود و بسیاری از آن‌ها نمی‌دانستند که تحت نظر هستند.

آن‌ها به محض اینکه حتی در معرض تخلف مالی و اقتصادی یا کوتاهی در رفتار با مردم یا ضعف در مدیریت از خود نشان می‌دادند، عیون و ماموران مخفی به حضرت علی (ع) گزارش می‌دادند و حضرت فوراً و قاطعانه برخورد می‌کرد.

در ابتدای بسیاری از نامه‌های حضرت علی (ع) به فرمانروایان و کارگزاران آمده است «بلغتُ بلغنی» یعنی به تحقیق به من خبر رسیده است که تو این کار را کردی یا می‌خواهی این کار را انجام دهی و حتی اگر در معرض فساد باشد و هنوز مرتکب فسادی نشده باشد، حضرت علی (ع) متوجه می‌شد و می‌گویند اگر ثابت شود تو کاری کردی، با تو برخوردی سخت و پشیمان‌کننده خواهم داشت.

الگویی که امیرالمومنین در برخورد با مفسدان اقتصادی از خود به جای گذاشتند

این روش حضرت علی (ع) در برخورد با فساد است. معدودی از مدیرانی که به فساد اقتصادی کشیده شده بودند، تصور می‌کردند ایشان گرفتار بحران‌ها و فتنه‌هاست و متوجه کار آن‌ها نمی‌شود، اما وقتی دیدند حضرت در اوج مشکلات حکومت بازهم آن‌ها را زیر نظر داشته است از خوف این که ایشان برخورد قاطع و سخت داشته باشد، فرار می‌کردند.

حضرت در برابر فرار آن‌ها یا دستور به مصادره اموال آن‌ها یا دستور به تخریب خانه‌های آن‌ها می‌دادند و اگر چیزی از آن‌ها در دسترس نبود، آن‌ها را لعن و نفرین می‌کرد و آن‌ها هیچ سنخیتی با حکومت علوی نداشته و نخواهند داشت.

آیا افرادی بودند که به حضرت علی (ع) نزدیک باشند و فسادی انجام دهند؟ برخورد حضرت چگونه بود؟

رجبی دوانی: «یزید بن حجیه» حاکم ری بود و در بیت‌المال این شهر اختلاس کرده بود. وقتی حضرت علی (ع) متوجه شدند او را احضار کردند. او در آغاز نمی‌دانست که احضارش از چه بابت است و وقتی به کوفه آمد و حضرت او را بازخواست کرد، تازه آنجا متوجه شد برای چه احضار شده است، اما از آنجایی که دفاعی از خود نداشت، حضرت او را زندانی کرد. اینکه می‌گویند حضرت علی (ع) در دوران حکومتش زندانی نداشت اشتباه است، و ایشان برای مجرمان زندان داشتند. در نهایت حجیه موفق شد زندانبان را فریب دهد و فرار کند و حضرت علی (ع) او را لعن و نفرین کرد.

یا فردی به نام «جبیره شیبانی» که ۵۰۰ هزار درهم به بیت المال بدهکار بود درحالیکه فرمانده منطقه‌ای به نام «اردشیر خره» در فارس بود. وقتی دید حضرت علی (ع) متوجه بدهی او شده است به سوی معاویه گریخت و امیرالمومنین (ع) وقتی متوجه فرا او شدند، خانه‌ای را که در کوفه داشت، ویران کرد.

قانون؛ فصل الخطاب امیرالمومنین در برخورد با تخطی‌گران از قانون

مدل حکومت حضرت علی(ع) در رابطه با قانون و تخطی گرایان از قانون چگونه بود؟

رجبی دوانی: طبق فرموده پیامبر، حضرت علی (ع) در انجام امور مربوط به خدا و احکام الهی بسیار قاطع و سختگیر بود. برای مثال داستانی نقل شده است که حضرت علی (ع) در زمان پیامبر نماینده ایشان در یمن بود. وقتی از یکی از ماموریت‌های خود باز می‌گشت و می‌خواست در موسم حج به پیامبر ملحق شود، افراد خود را در نزدیکی شهر گذاشت و لباس‌هایی را که به عنوان جزیه اهالی نجران در نزد آن‌ها گذاشت تا از پیامبر در مورد آن‌ها تعیین تکلیف کند. آن افراد در غیاب ایشان لباس‌ها را که جزء بیت‌المال و هنوز تعیین تکلیف نشده بودند، پوشیدند که با آن‌ها حج انجام دهند، اما وقتی حضرت علی (ع) برگشت و مشاهده کرد که آن‌ها در اموال خدا و پیامبر دست بردند، به شدت خشمگین شد و آن‌ها را با ناراحتی موظف کرد که لباس‌ها را از تن خود خارج کنند به طوری که برخی از آن‌ها گله‌مند شدند و نزد پیامبر شکایت بردند. پیامبر (ص) به آن‌ها فرمود علی (ع) در انجام احکام خدا و امور مربوط به خدا سخت‌گیر و قاطع است و این در حالی بود که حضرت علی (ع) هنوز حاکمیتی نداشت و حکومت از آن رسول خدا بود.

در دوران حکومت خود نیز وقتی نجاشی شاعر برجسته حضرت که بزرگترین رسانه برای امیرالمومنین (ع) بود در ماه رمضان روزه خود را با شرابخواری شکست، وقتی حضرت علی (ع) متوجه شدند، حاضر شد این رسانه بزرگ را از دست بدهند و در اجرای فرمان خدا تعلل نکنند و حد شرابخواری را بر او جاری کرد. حتی رئیس قبیله نجاشی که آمده بود وساطت کند، وقتی فهمید خواهش او نتیجه ندارد، حضرت علی (ع) را تهدید کرد که ممکن است با این کار حمایت ما را از دست بدهی، اما ایشان در برابر او فرمودند: «برای خوشایند شما، من خشم خدا را نمی‌خرم.» و اینگونه نجاشی را شلاق زد و رئیس قبیله و نجاشی نزد معاویه گریختند.

حتی یک فردی که خود را شیعه می‌دانست و بسیار به حضرت علی (ع) عشق می‌ورزید وقتی مرتکب سرقت شد، حضرت علی (ع) دست او را قطع کرد که یکی از مخالفان و معاندان حضرت به آن شخص گفت که این همه به علی (ع) عشق می‌ورزیدی، اما او دست تو را قطع کرد. او هم جواب کوبنده داد که حضرت علی (ع) حکم خدا را اجرا کرد و من از او بغض و کینه‌ای نخواهم داشت. حضرت علی (ع) در اجرای احکام الهی انعطاف و کوتاهی نداشت و اگر چه با مخالفت‌هایی روبرو بود، حکم خدا را اجرا می‌کرد.

با توجه به حکومت امیرالمومنین(ع) نقش دولت در خلافت اسلامی چگونه است؟

رجبی دوانی: در نگاه شیعی که نگاه حق اسلام ناب است، کسی که صاحب ولایت است، حق حکومت برای مردم و تشکیل دولت دارد. به عبارت دیگر تاسیس دولت و رهبری جامعه از شئون صاحب ولایت است و پیامبر و علی (ع) رئیس دولت و حاکمیت بودند و از منظر علی (ع) حکومت باید در خدمت مردم و در جهت رشد و تعالی آن‌ها و رفاه و آسایش آن‌ها در دنیا و آخرت باشد و در روایات داریم وقتی که ابن عباس پسر عموی حضرت درباره کفش مندرس ایشان سوال کرد، حضرت علی (ع) گفته است که به خدا سوگند حکومت بر شما، از این کفش برای من بی‌ارزش‌تر است مگر آنکه حقی را احقاق کنم و داد مظلومی را بگیرم و حقوق مردم را به آن‌ها برسانم؛ بنابراین دولت در اسلام وظیفه خدمت‌رسانی به مردم، تامین امنیت جان و مال و رفاه اجتماعی و بالا بردن سطح معنوی و اخلاق و سعادتمند کردن آن‌ها در دنیا و آخرت دارد که این تمدنی بی‌نظیر و متفاوت با تمدن‌های رایج بشری است.

پایه‌های این تمدن را پیامبر ریخته بود، اما بعد از او متوقف شد و حضرت علی (ع) وقتی به حکومت رسید، می‌خواست این روند را احیا کند و ادامه دهد، اما با دشمنی‌ها و فتنه انگیزی‌های فراوانی مواجه شد و فرصت نیافت این حرکت را ادامه دهد، اما ما می‌توانیم به تأسی از ایشان خارج از عملکرد‌های فعلی که تاکنون بوده است، با ایده‌آل‌های ما فاصله دارد بتوانیم تمدن نوین اسلامی را شکل دهیم.

زوایایی پنهان از شب قدر که شاید از آن‌ها بی‌خبر باشید-متن طنز

فارس نوشت: همانا در طول زندگی شما نسیم‌هایی از سوی پروردگارتان می‌وزد. آگاه باشید که خود را در معرض آن‌ها قرار دهید، باشد که چنین نسیمی سبب شود برای همیشه بدبختی از شما دور ماند.

پیامبر اسلام (ص) فرصت‌های معنوی در زندگی انسان را نسیم‌های رحمتی معرفی کردند تا ما با غنیمت شمردن این فرصت‌ها توشه خود پربار کنیم. یکی از این نسیم‌های رحمت الهی برای انسان‌ها شب‌های قدر است. شب قدر فرصتی بی‌نظیر برای خودسازی شستشوی آینه دل است. این شب بهترین فرصت است تا خوبی‌ها را جایگزین بدی‌ها، صلح و صفا جایگزین اختلاف و تفرقه، احسان و نیکی جایگزین ظلم و ستم کنیم.

شب هنگام وقتی انسان اشرف مخلوقات خدا عاجزانه بر درگاه با عظمت خالق حاضر می‌شود و اشک می‌ریزد، خدا را صدا می‌کند و الغوث الغوث سر می‌دهد؛ صفحه صفحه تقدیر او به دست حکیمانه باری‌تعالی رقم می‌خورد.

در شب‌زنده‌داری شب قدر خداوند نام ما را در گروه نیک‌بختان ثبت می‌کند و آتش جهنم را بر ما حرام می‌سازد و ما چه می‌دانیم که آیا توفیقی بالاتر از این هست که آتش جهنم بر ما حرام شود و به خدا نزدیک‌تر شویم؟ اما در این میان بندگی‌کردن آدابی دارد.

شب قدر از شب‌های مقدس و متبرک اسلامی است. خداوند در قرآن مجید از آن به بزرگی یاد کرده و سوره‌ای نیز به نام «سوره قدر» نازل فرموده است. این شب، شب نزول قرآن، شب فرود آمدن ملائکه و روح نیز نام گرفته و عبادت در شب قدر برتر از عبادت هزار ماه است. در این شب، مقدرات یک سال انسان‌ها و روزی‌ها، عمر‌ها و امور دیگر مشخص می‌شود.

اما در این شب انجام چند عمل توصیه شده است: نخست غسل در شب‌های ۱۹ و ۲۱ و ۲۳ در همان اول شب، مقارن طلوع آفتاب سفارش شده و هدف ازآن تطهیر جسمانی برای آمادگی روحی و پاک شدن از تمامی زشتی‌ها وپلیدی‌های روحی است و تا جان از آلودگی‌ها پاک نشود روح نیز پاک نخواهد شد.

در روایتی از امام صادق (ع) آمده است؛ انجام‌دادن چنین غسلی انسان را از گناهان پاک می‌گرداند و مانند روزی می‌شود که از مادر متولد شده است. دوم اینکه برای انسان مؤمن، سزاوار نیست تا در شبی که آسمانیان میهمان او شده‌اند، حجاب غفلت به روی خویش اندازد و خود را از همنشینی با آن‌ها محروم سازد، لذا مستحب است، آن شب را زنده نگه دارد و تا صبحگاهان شب زنده‌داری نماید و این خود نوعی مبارزه با خمودگی و سستی و خواب سنگینی است که انسان را از هدف‌های عالی‌اش باز می‌دارد.

در روایتی آمده است؛ هرکس یک آیه از قرآن در این ماه بخواند ثواب کسی را دارد که در ماه‌های دیگر ختم قرآن کرده است وهمچنین تلاوت سوره‌های یس، عنکبوت، روم، دخان وارد شده است.

همچنین تلاوت سوره «قدر» نیز در شب قدر تأکید شده است بطوریکه در روایتی از پیامبر (ص) آمده است: کسی که سوره قدر را بخواند، اجرش، چون اجر کسی است که ماه رمضان را روزه داشته و شب قدر را احیاء داشته است. از همین رو می‌توان تلاوت قران را سومین توصیه مورد توجه بزرگان در این شب پر قدر برشمرد.

در طول سال، ساعات، روزها، شب‌ها و ماه‌ها و اساساً زمان‌هایی است که در این میان برخی از این زمان‌ها به واسطه عنایت و توجه خداوند دارای اهمیت، شرافت و عظمت ویژه‌ای هستند. یکی از این زمان‌ها شب قدر است.

در آیین اسلام، این شب با ارزش‌ترین و برترین شب در طول سال است. لیلة‌القدر شب نزول کامل‌ترین کتاب آسمانی یعنی قرآن است. شب قدر؛ شبی است که که به گفته بزرگان عبادت در آن شب اگر خالصانه باشد برابر است با بیش از سی هزار شب.

شب قدر؛ شبی است که اگر بیدار بمانیم طاعتی افزون‌تر از شب‌های دیگر کنیم، و در آن هنگام فرشتگان فوج فوج تا صبح بر مومنان و مؤمنات در حال عبادت سلام و درود و رحمت می‌فرستند و خود شاهد و ناظر رکوع و سجود متواضعانه اشرف مخلوقات هستند تا بدینوسیله اشرفیت و خلیفه اللهی انسان بر فرشتگان تفسیر گردد و رمز سجده ملائک در برابر آدم را بیابند.

شب قدر؛ شبی است که آدمی راه طولانی سیر الی الله را یک‌شبه طی می‌نماید و در این شب آدمی بهتر می‌تواند به تهذیب نفس بپردازد چرا که در این شب شیاطین در اسارت‌اند و انسان‌ها از شر وسوسه‌های او تا صبح در امان‌اند مگر اینکه انسان خود نعوذ بالله با اعمال ناشایست درآن شب بند از پای شیطان باز نهد.

شب قدر؛ شبی است که مقدرات یکساله هر انسان و سرنوشت همه موجودات جهان در آن رقم زده می‌شود. از دیدگاه قرآن کریم عظمت و شرافت این شب آن قدر والاست که خداوند می‌گوید: “و تو چه می‌دانی شب قدر چیست؟ ” در آیه شریفه سوره قدر هم اگر خداوند برترین مخلوق خود و آخرین فرستاده خویش را اینگونه مورد خطاب قرار می‌دهد، به دنبال بیان عظمت فوق‌العاده این شب است.

در دسته دوم از آیات قرآن کریم، خداوند به بیان خصوصیات این شب می‌پردازد. دارا بودن چنین خصوصیاتی موجب می‌شود که این شب اثرات خاص و منحصر به فردی را در میان تمامی شب‌های سال داشته باشد. به عنوان نمونه این شب، شبی «مبارک» خوانده شده است. مبارک به معنای پرخیر و برکت است و به کار بردن این تعبیر درباره شب قدر به این مفهوم است که این شب بلند مرتبه، گنجایش و ظرفیت خیر کثیری را دارد. تا حدی که به تصریح آیات قرآن کریم، نزول قرآن در این شب صورت گرفته است.

همچنین به سبب خیر و برکت فراوان در این شب رحمت و مغفرت خداوند به سوی بندگان نازل می‌شود. اساساً قدر به معنای اندازه‌گذاری است و ظاهراً منظور قرآن کریم از گذاردن نام قدر بر این شب پرعظمت، تعیین و مشخص کردن جزئیات امور مربوط به تمامی مخلوقات در آن می‌باشد.

به بیان روشن‌تر در این شب، حوادث و اتفاقات مانند مرگ و زندگی، سعادت و شقاوت، رزق و روزی برای انسان‌ها و حوادث طبیعی جاری شدن سیل، وقوع زمین لرزه در رابطه با سایر کائنات معین و مشخص می‌شود.

آیه شریفه سوره دخان هم در توصیف شب قدر، این مطلب را تأیید می‌کند. خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: “در آن شب هر حادثه‌ای که باید واقع شود خصوصیاتش مشخص و معین می‌شود. با در نظر گرفتن دو آیه از قرآن کریم و دقت در آن‌ها و با استفاده از احادیث نبوی و کلام ائمه اطهار می‌توان دریافت که یک چنین شبی در ماه مبارک رمضان قرار دارد. چرا که خداوند در آیه ۱۸۵ سوره بقره، ماه رمضان را ماهی معرفی می‌کند که قرآن در آن نازل شده است؛ و در آیه آغازین سوره قدر نیز شب قدر را شبی می‌داند که قرآن در آن نازل گشته است. پس به خوبی می‌توان نتیجه گرفت که شب قدر در ماه مبارک رمضان قرار دارد و قرآن در این شب و در نتیجه در ماه رمضان نازل شده است.

روایات رسیده از پیامبر اکرم و اهل بیت نیز این مطلب را تأیید می‌نماید. نهایتاً آنچه ما می‌توانیم از قرآن کریم در تعیین زمان این شب بفهمیم، محدود به وقوع یک چنین شبی در ماه مبارک رمضان است.

اما روایات رسیده از معصومین (ع) در تفسیر قرآن وضعیت را روشن‌تر می‌کند. در این روایات به شب‌های نوزدهم، بیست و یکم و بیست و سوم ماه رمضان اشاره شده است و شب بیست و سوم از بقیه محتمل‌تر شمرده شده است.

نارضایتی بهاره رهنما از برج نشینی+فیلم-متن طنز

سرویس فرهنگ و هنر مشرق بهاره رهنما، ویدیویی منتشر کرده که در برجی در زعفرانیه، خانه خریده اما از این برج و پارکینگ‌اش ناراضی است!

بازیگرانی که باید پول‌های مشکوک را پس بدهند +جدول اسامی-متن طنز

به گزارش جهان نيوز، او البته جزء برادران دلاویز است که در نفت و صندوق‌های بازنشستگی، افراد شناخته‌شده‌ای هستند و از دوران رئیس‌جمهور اسبق، در صدر منصب‌های مدیریتی و مشورتی قرار داشته‌اند. حداقل سه سال است که بین اهالی سینما و چهره‌های مشهور، افراد ذی‌نفع از ورود چنین پول‌هایی به سینما و شبکه نمایش خانگی، نامشروع بودن منابع مالی پروژه‌ها را با قاطعیت رد کرده‌اند. حالا صدور حکم برای حسین هدایتی و قرائت کیفرخواست هادی رضوی که در آن اشاراتی به احسان دلاویز و محمد امامی هم شده است، تقریبا چون و چرایی برای انکار باقی نگذاشته است.

به‌طور قطع ادامه روند دادرسی‌ها جو روانی جامعه را علیه چهره‌های مشهور سینمای ایران به‌شدت سنگین‌تر خواهد کرد. هنرپیشه‌هایی که با تلاش برای تولید استدلال و استفاده از شهرت اجتماعی‌شان سعی داشتند لزوم جلوگیری از ورود چنین پول‌هایی به سینما و شبکه نمایش خانگی را انکار کنند و همین‌طور مسئولان دولتی که هر قدر روی لزوم نظارت توسط دولت در مبادی ورود سرمایه‌ها به سینمای ایران تاکید شد. آنها همچنین گفتند که چنین نخواهیم کرد و همچنان از سینمای خصوصی و لوازم آن که آزادی گردش سرمایه است، حمایت خواهیم کرد. حالا همگی زیر ضرب افکار عمومی و احتمالا قانون قرار گرفته‌اند.

وقتی درخصوص منابع مالی سریال «شهرزاد» غوغایی به پا شد، رضا کیانیان گفت: «بعضی از همراهانم مدعی هستند، منابع مالی سریال «شهرزاد» پاک نیست و در نتیجه از من پرسیدند چرا پذیرفتم که در فصل دوم این سریال بازی کنم؟ من ابتدا خواهش می‌کنم، درستى این مطلب را روشن کنند و دلایل مستند خود را مبنى بر این ادعا ارائه کنند» وی سپس حتی حضور امامی به‌عنوان سرمایه‌گذار فصل دوم را زیر سوال برد.

ترانه علیدوستی هم پاسخی به نادر فتوره‌چی داد که کمپین «نه به شهرزاد» را راه انداخته بود و در آن بیان کرد: «این ارقام برای ساخت پروژه‌ای در این سطح عجیب نیست اما قبول کنید هر قدر هم رانت در آنها دخیل باشد، بسیار کمتر از آنند که کسی برایشان هشت هزار میلیارد اختلاس کند. ما هم مثل شما هنوز نمی‌دانیم آن مبلغ به‌خصوصی که خرج ساخت سریال «شهرزاد» شده، دقیقا و تحقیقا آلوده به همین پولی که شما می‌گویید و برای گریه گرفتن از جمع، نام حقوق معلمان را روی آن می‌گذارید هست یا خیر. ما هم در حالت تعلیق قرار داریم و برای روشن شدن این قضیه نیاز است به آقای امامی اعلام جرم شود هم دادگاه‌شان تشکیل شود هم ما به ایشان دسترسی داشته باشیم تا بفهمیم تکلیف چیست.»

نغمه ثمینی که نویسنده مجموعه شهرزاد بود هم گفت: «عوامل سریال هدف‌های اشتباهی برای اعتراض بر فساد مالی کلان کشور هستند.» در اینستاگرام، کمپینی با نام «آری به شهرزاد» راه‌اندازی شد و همه این هنرپیشه‌ها به اضافه افرادی از قبیل شهاب حسینی رسما به آن پیوستند. حتی از مهناز افشار تا ستاره‌های درجه‌دو مثل هومن برق‌نورد، در مقاطع و به بهانه‌های مختلف، حمایت‌های علنی و مشخصی از لزوم ورود این نوع پول‌ها به سینمای ایران و ادامه این پروژه‌ها کردند.

حالا همه این افراد مدت‌هاست متهم می‌شوند به اینکه به سایه گریخته‌اند. اما این سکوت، اگرچه خود سکوت کردن در چنین شرایطی می‌تواند به تولید اتهام جدیدی علیه آنها در ذهن‌ها منجر شود، ظاهرا راه‌حل راحت‌تری است نسبت به بیان هر سخنی که می‌تواند به آتش‌های خشم را شعله‌ورتر کند.

حالا فقط ابراهیم داروغه‌زاده است که به میدان آمده و می‌گوید: «پرونده‌های قضایی مفسدان اقتصادی را چماقی بر سر اهالی سینما نکنیم. این همه دستگاه‌های نظارتی و قضایی کشور تازه متوجه اختلاس بانکی هادی رضوی شده‌اند، چرا انتظار داریم کارگردان و بازیگران سریال «شهرزاد» چهار سال پیش متوجه این موضوع شده باشند؟»

ماجرا چنان در مرحله حساسی از روند خودش قرار دارد که ممکن است ابراهیم داروغه‌زاده به واسطه بیان همین جملات، پس از پایان عمر دولت فعلی، دیگر هیچ‌وقت در مناصب مدیریتی کشور حضور نداشته باشد. او در دامنه بحران، حرفی را به زبان آورد که باعث برانگیخته شدن خشم افراد زیادی شد و پس از چند بار مطرح شدن جدی بحث انفعال در مدیران وزارت ارشاد نسبت به وظیفه برخورد با فساد اقتصادی در سینما و مطرح شدن بحث‌هایی درخصوص مسیرسازی‌ها و ریل‌گذاری‌هایی که توسط این نهاد دولتی صورت گرفته و فضا را به این سمت برده است. حالا داروغه‌زاده با بیان این سخن متهم می‌شد به اینکه باقی‌مانده توضیحاتش را برای رفع اتهام از چهره‌هایی که جزء مسببان اصلی جرم در این قضیه در دادگاه افکار عمومی به‌حساب می‌آیند را به کار بسته است. اما آیا چهره‌های مشهور و به اصطلاح سلبریتی‌ها واقعا در این قضیه هیچ تقصیری را برعهده ندارند؟

بعضی از این چهره‌ها با این مفسدان اقتصادی ارتباطی فراتر از روابط کاری در سینما داشته‌اند که این موضوع در جای خودش می‌تواند محل پیگرد قانونی قرار بگیرد. به‌عنوان مثال حمید فرخ‌نژاد در سفر محمد امامی به کانادا و اعلام اقامه دعوا علیه مطالبه‌گران شفافیت در ارتباط چند پروژه نمایشی با صندوق ذخیره فرهنگیان، همراه او بود و از بعضی افراد دیگر هم چنین رفتارهایی صورت گرفته است؛ اما آنچه امروز محل بحث قرار می‌گیرد، ضامن بودن چهره‌های مشهور در قبال تمام یا لاقل بخش نامتعارف دستمزدهایی است که از این افراد گرفته‌اند. آیا سلبریتی‌ها موظف هستند تا پول‌هایی که گرفته‌اند را برگردانند؟

رسول کوهپایه‌زاده، وکیل دادگستری و علی نجفی‌توانا، عضو کانون مرکزی وکلا، دو حقوقدانی هستند که در این‌باره از آنها پرسیده‌ایم. کوهپایه‌زاده می‌گوید: «تمام این پول‌ها به علت تحصیل‌شان از منابع نامشروع باید به خزانه برگردند و عوامل فیلم‌ها شکایت جداگانه‌ای تنظیم کنند و از امثال امامی و رضوی بخواهند تا پول‌شان را از منبعی مشروع پرداخت کنند.»

نجفی‌توانا البته می‌گوید: «این پول‌ها تا جایی که دستمزدها متعارف بوده، لازم نیست برگردد اما حد بالاتر از عرف قراردادهای قانون کار باید به خزانه مسترد شود.» او می‌گوید که درخصوص این جرائم صورت گرفته، باید مسئولان ذی‌ربط هم محاکمه شوند. هردوی این حقوقدان‌ها می‌گویند وظیفه پیشگیری از وقوع جرائم اقتصادی این‌چنینی، برعهده دستگاه اجرایی کشور است.

در ادامه فهرست هنرپیشگانی که بیش از یک بار در پروژه‌هایی با سرمایه‌گذاری محمد امامی، حسین هدایتی و هادی رضوی حضور داشته‌اند آمده است. این افراد در صورتی که استنتاج کوهپایه‌زاده فرض گرفته شود، موظف به استرداد بیشترین مبالغ هستند و در صورتی که استنتاج نجفی‌توانا فرض گرفته شود، باز هم اینها کسانی هستند که برای یافتن کسانی که دستمزدهای نامتعارف و غیرقانونی گرفته‌اند، قبل از هر چیز باید فهرست آنها را جست‌وجو کرد.

اینها بازیگرانی هستند که با آگاهی کامل از اینکه در مورد منابع مالی چنین پروژه‌هایی شبهاتی جدی وجود دارد، بارها از چنین افرادی پول گرفته‌اند.

منبع:فرهیختگان

آیا رضا کیانیان و ترانه علیدوستی پول‌های فاسد سریال شهرزاد را پس می‌دهند؟+فیلم-متن طنز

سرویس فرهنگ و هنر مشرق – نیما حسنی‌نسب منتقد سینما که بارها علیه جریان پول‌های کثیف مطالب متنوعی را به نگارش درآورد در برنامه صبح‌گاهی شبکه سوم سیما علیه عوامل «شهرزاد»، را عَمله و اکره پولشویی و فساد خواند! حسنی‌نسب در ادامه گفت: آقای کیانیان، خانوم علیدوستی، چرا ساکت شدید؟ مگر نمی‌گفتند هرچه قانون بگوید؟ این هم قانون! ما با عوامل شهرزاد ۱ کاری نداریم. چون در زمان ساخت فصل یک، همه محمد امامی و رضوی را به طور دقیق نمی‌شناختند.

بیشتر بخوانید:

حمید فرخ نژاد؛ رفیق محمد امامی و شریک دولت!

نیما حسنی نسب: منابع ارتزاق خیلی از سلبریتی‌ها فاسد است+فیلم

نیما حسنی نسب: فروشنده به شکل برخورنده‌ای می‌خواهد بگوید تباهی در همه جا ریشه دوانده است!

نیما حسنی نسب: فرهادی در حال خالی شدن است!

اما در زمان ساخت فصل‌دو دیگر همه می‌دانستند پول این سریال دزدی و آلوده است. در زمان فصل‌سه که اصلاً محمد امامی به علت فساد مالی داخل زندان بود! با این حال عوامل این سریال باز به همکاری با این افراد ادامه دادند و تمام و کمال پولشان را از آن‌ها گرفتند! عوامل شهرزاد برای آنکه نگویند عَمله و اکره‌ی پول‌شویی و فساد شده‌اند و ویترین و سوگولی این افراد بوده‌اند، در مقابل همه‌ی انتقادها فقط گفتند هرچه قانون بگوید! خوب، این هم قانون! عوامل شهرزاد انتقاد رسانه‌های مستقل را با شکایت پاسخ دادند اما الان زمان پاسخگویی خودشان است.

برنامه ۹۰ را برگردانید، مشکل بیکاری، تورم و مسکن حل می‌شود! / صوفی: روحانی در سیاست خارجی، اختیارات ویژه می‌خواهد!-متن طنز

سرویس سیاست مشرق – روزانه می‌توان از لابه‌لای گزارش‌ها و عناوین خبری رسانه‌های مکتوب و حتی غیر مکتوب، نکات قابل‌توجهی استخراج کرد؛ موضوعاتی که می‌تواند برای مخاطبین قابل‌استفاده و محوری برای تحلیل باشد، در گزارش روزانه “ویژه‌های مشرق” نکات و تأملات قابل‌استخراج از رسانه‌ها برای مخاطبین عرضه خواهد شد؛ با «ویژه‌های مشرق» همراه شوید.

*******

** صوفی: روحانی در سیاست خارجی، اختیارات ویژه می خواهد!

«علی صوفی» وزیر تعاون دولت اصلاحات در مصاحبه با روزنامه آرمان گفت: «من فکر می‌کنم منظور آقای روحانی از اعطای اختیارات ویژه، در حوزه بین‌الملل است که مبسوط الید باشد و بتواند در مواجهه با سایر دولت‌ها در سطح دنیا ابتکار عمل را در دست داشته و به سرعت تصمیم بگیرد. من فکر می‌کنم بیشتر منظور رئیس‌جمهور ناظر بر این حوزه است».

برخلاف ادعای این فعال اصلاح طلب، یکی از مواردی که دولت روحانی در آن مبسوط الید بود، برجام بود. دیدارهای مکرر و متعدد وزرای خارجه ایران و آمریکا-ظریف و کری- که حتی به پیاده روی ۱۵ دقیقه ای نیز رسید. گفت و گوی تلفنی روحانی و اوباما و دیدار ظریف و اوباما در سازمان ملل تنها برخی از مصادیق اقدامات ویژه دولت روحانی در سیاست خارجی است.

در دولت روحانی، انجام مذاکرات هسته ای از شورای عالی امنیت ملی به وزارت امور خارجه منتقل شد. ریاست تیم مذاکره کننده هسته ای نیز از دبیر شورای عالی امنیت ملی به وزیر امور خارجه رسید.

دولت آقای روحانی برجام را با اختیارات ویژه امضا و اجرا کرد. روحانی و ظریف در اظهاراتی جداگانه اعلام کردند که «مسئولیت کامل مذاکرات بر عهده شان است». متاسفانه دولت در اجرای برجام به ۲۸ شرط ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب، شورای عالی امنیت ملی و مجلس شورای اسلامی توجه نکرد و بی دستاوردی برجام نیز دقیقاً از همین جا نشأت گرفت.

همانطور که صاحبنظران و کارشناسان به درستی اعلام کردند، مشکل دولت آقای روحانی، نداشتن اختیارات نیست، بلکه فقدان اهتمام و اراده برای حل مشکلات کشور است.

** برنامه ۹۰ را برگردانید، مشکل بیکاری، تورم و مسکن حل می شود!

روزنامه صدای اصلاحات در مطلبی با عنوان «۹۰ را برگردانید» در صفحه اول نوشت: «جمعی از استادان، فارغ التحصیلان و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف با نگارش نامه ای خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما، از او خواستند که برنامه نود را با اجرای عادل فردوسی پور به آنتن تلویزیون برگرداند…حذف برنامه نود از تلویزیون…اثری جز دلسردی مردم به خصوص جوانان نخواهد داشت».

اکنون بر طبق نظرسنجی های متعدد، مطالبه اصلی مردم مشکلات معیشتی است. بخش اعظمی از مردم کشورمان اکنون با مشکلاتی از جمله گرانی کالاهای اساسی، اجاره بهای سنگین واحدهای مسکونی، افزایش افسارگسیخته قیمت مسکن، افزایش قیمت خودرو، حقوق معوقه، اشتغال، رکود در واحدهای تولیدی و…دست و پنجه نرم می کنند.

اما طیف اصلاح طلب بدون توجه به مطالبه اصلی مردم همچنان موضوعات دست چندم و حاشیه ای همچون رفع حصر سران فتنه، برنامه نود، ربنای شجریان، کنسرت خیابانی، حضور زنان به عنوان تماشاچی در ورزشگاه و…را به عنوان مطالبات اصلی جامعه جا می زنند!

** برای حل بحران اقتصادی در کشور، راهی جز دیپلماسی وجود ندارد!

روزنامه جهان صنعت در مطلبی نوشت: «به دلیل اینکه درصورت وقوع جنگ، ایران بیشترین خسارت را خواهد دید و دوستان منطقه‌ای و جهانی‌اش همچون دوران جنگ عراق و ایران بسیار اندک خواهند بود، بهترین راهبرد استفاده از دیپلماسی برای اجتناب از وقوع جنگ و حل بحران کنونی به ویژه بحران اقتصادی خواهد بود».

در روزهای گذشته «حیدر مستخدمین حسینی» کارشناس اقتصادی حامی دولت گفته بود: «دولت یک برنامه استراتژیک در حوزه اقتصاد تدوین نکرده که بر پایه آن برنامه‌هایش را اجرایی کند… یکی از عوامل، بحث نقدینگی است که در زمان ابتدای دولت آقای روحانی، میزان نقدینگی حدود ۵۰۰ هزار میلیارد تومان بود و این رقم در حال حاضر به حدود دو هزار هزار میلیارد تومان رسیده که در حقیقت چهار برابر شده است».

علیرغم تجربه پرهزینه و عبرت آموز برجام، طیف اصلاح طلب همچنان بدون توجه به ظرفیت های عظیم داخلی، مشکلات اقتصادی را به سیاست خارجی پیوند می زند!

مدیر شبکه پنج سیما برکنار شد-متن طنز

به گزارش مهر، جواد رمضان نژاد مدیر شبکه پنج سیما در پی پخش سخنان توهین‌آمیز یک مداح برکنار شد.

این دستور در خبر ساعت ۱۴ شبکه یک سیما به‌صورت رسمی اعلام شد.

این برکناری با دستور عبدالعلی علی عسکری رئیس صداوسیما انجام شده و در پی حواشی به وجود آمده در پخش زنده سخنان توهین‌آمیز یک مداح از آنتن این شبکه بوده است.

پیش از این مرتضی میرباقری معاون سیما از توبیخ مدیر شبکه خبر داده بود.

واکنش رسانه‌های جهان به آزادسازی خرمشهر چه بود؟-متن طنز

آزادسازی خرمشهر نقطه عطفی در تاریخ جنگ تحمیلی عراق علیه ایران بود، و بعد از گذشت قریب به چهار دهه هنوز می‌توان درباره‌اش گفت و نوشت.

بازیگر پیشکسوت: بگذارید تا زنده‌ام دوباره کار کنم-متن طنز

صدیقه کیانفر که این روزها وضعیت جسمانی مناسبی ندارد و در بستر بیماری است، می‌گوید: این روزها نمی‌توانم خوشحال باشم، چون کار نمی‌کنم. تمام بیماری‌های من از بیکاری است. بگذارید تا زنده‌ام دوباره کار کنم تا برای مردمی که دوستمان دارند، یک یادگاری دیگر داشته باشم.



کد آمار