متن طنز - متنای طنزدار تیکه دار

در مورد شهیدی که عکسش درکنار آقا بود-متن طنز

۱۳۹۸/۰۳/۰۲ ۱۴:۳۲

Iran, Islamic Republic of

۱۳۹۸/۰۳/۰۲ ۱۴:۳۲

شهید نادر مهدوی کسی بود که خودس و همررمانش در رمان جنگ اسک دریاداران امریکایی ک عراق را در آوردن وبارشادتها و قهرمانی هایشان طوری که دشمن ار سایه آنها و شنیدن نامشان لرزه براندامشام می افتاد بخاطر همین هم تایشون را به طرز فجیهی وبا کینه به شهادت رساندن روحشان شاد امیدوارم که شفاعت ما را درآن دنیا بکنند

پشت‌پرده بی‌توجهی آمریکا به جریان‌انحرافی/ سلیمی‌نمین: احمدی‌نژادی‌ها برای امریکایی‌ها ارزش سرمایه‌گذاری ندارند-متن طنز

گروه سیاسی جهان نيوز: عبدالرضا داوری، از چهره‌های نزدیک به محمود احمدی‌نژاد در دو مصاحبه جداگانه با محمد سرافراز رئیس پیشین صدا و سیما و هوشنگ امیراحمدی ایرانی مقیم امریکا، ادعاها و اتهاماتی را متوجه برخی نهادهای نظام و جریان‌های سیاسی کرده است. عباس سلیمی نمین مدیر دفتر مطالعات تاریخ معاصر و از تحلیلگران سیاسی درباره اهداف این جریان مطالبی را در گفتگو با روزنامه دولت بیان کرده است.

به گزارش جهان نيوز، متن کامل این گفتگو به شرح ذیل است:

 اطرافیان احمدی‌نژاد یا به اصطلاح خودشان بهاری‌ها، رویکرد رسانه‌ای و سیاسی تازه‌ای را در پیش گرفته‌اند، ابتدا با محمد سرافراز رئیس سابق صدا و سیما آغاز کردند که در آن اتهاماتی متوجه اطلاعات سپاه و صدا و سیما شد، حالا هم با آقای هوشنگ امیراحمدی، سیاست خارجی چند دولت جمهوری اسلامی را زیر سؤال بردند. دلیل اتخاذ این رویکرد را آن هم در این شرایط سیاسی، چه می‌دانید؟

کاملاً روشن است که نوعی درماندگی سیاسی موجب شده تا این جریان تلاش کند از هر امکانی برای خروج از این وضعیت استفاده کند. مشخصاً آقای هوشنگ امیراحمدی متعلق به نحله‌ای به نام «واسطه‌های سیاسی» یا «دلالان عرصه سیاسی» است. این دلالان در مقطعی؛ چه در عرصه تسلیحات و چه در رد و بدل کردن پیام، کارآیی داشتند. ما امروز برای انتقال پیام نیازی به دلال نداریم. اما در گذشته دلال‌ها در عرصه‌های مختلف ایفای نقش می‌کردند. البته دلالان غالباً هم سنخ طرف مقابل بودند، یعنی براساس یک عرق ملی عمل نمی‌کنند. به عنوان مثال آقای امیر قربانی‌فر در عرصه تسلیحات برای ما دلالی می‌کرد، اما او کاملاً امریکایی بود و در کودتای نوژه هم نقش داشت.

اما آقای امیراحمدی نقشی فراتر از تبادل پیام برای خود قائل است و مدعی است که او باعث شد تا خانم مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت امریکا بابت کودتای 28 مرداد از ایران عذرخواهی کند. او همچنین مدعی شده آقای ترامپ را مجاب کرده تا با آقای روحانی تماس بگیرد.

این ادعاها بسیار گزافه است. اولاً که خانم آلبرایت بابت کودتای 28 مرداد عذرخواهی نکرد. در اظهارات ایشان اصلاً کلمه apologize یا کلمات دیگری که نشان از عذرخواهی باشد، وجود ندارد. خانم آلبرایت گفت «من ناراحتی ایرانیان را درک می‌کنم، اما ما دلایل خودمان را داشتیم» آیا این به معنای عذرخواهی است؟ این به معنی تأکید بر صحت عملکرد خودشان است. ادعای او درباره ترامپ  هم سخن گزافه‌ای است. عوامل تأثیرگذار در این شرایط می‌تواند کاملاً متأثر از عوامل قدرت در داخل کشور باشد، نه خارج از آن. یعنی اگر در موقعیت برتر باشید، قطعاً ترامپ به شما روی می‌آورد تا با شما گفت‌وگو کند. اگر در موقعیت برتر نباشید و در داخل از اهرم‌های مناسبی برخوردار نباشید، هرگز ترامپ چنین کاری را نمی‌کند. بنابراین سخن از جانب آقای امیراحمدی مسموع نیست.

چرا این جریان سیاسی اکنون به چنین سخنان و رویکردهایی میدان می‌دهد؟

اکنون آقای هوشنگ امیراحمدی کارکرد خود را از دست داده و طبیعتاً از وضعیت فعلی سیاست خارجی ناراضی است، زیرا تا پیش از این، این افراد از طریق همین دلالی و واسطه‌گری به امکاناتی دست پیدا می‌کردند و توجهی به آنان می‌شد، کما اینکه وزارت خارجه مرتب آنان را به ایران دعوت می‌کرد، آنان هم می‌آمدند و امکانات مالی و اعتبار سیاسی کسب می‌کردند. مسأله اصلی این است که امروز با تحولاتی که در ایران روی داده، دوره این افراد و این نوع روابط سپری شده است. طبیعتاً آقای امیراحمدی با عدم درک این تغییرات و گذشت زمان، یک عنصر ناراضی است. متأسفانه امروز آقای احمدی‌نژاد به طرف هر کسی که ناراضی است، دست دراز می‌کند. کما اینکه آقای سرافراز ناراضی بود که چرا خانمی که او به عنوان مشاور انتخاب کرده، فاقد صلاحیت دانسته شد.

آقای امیراحمدی مدعی شده برجام توافق خسارت‌بار است و گفته اگر در ابتدای ریاست جمهوری ترامپ، یک هتل در کیش می‌ساختیم و اسم آن را «ترامپ پلازا» می‌گذاشتیم، به سهولت می‌توانستیم رابطه ایران و امریکا را عادی کنیم. آیا چنین نگاهی به حوزه سیاسی مسموع است؟

معمولاً دلال‌ها چنین حرف‌هایی می‌زنند، نه آدم‌های سیاسی. زیرا دلال‌ها غالباً فهم سیاسی ندارند و فقط پیوند ایجاد می‌کنند. اتفاقاً این حرف‌ها بخوبی روشن می‌کند که ایشان تصور می‌کند هیأت حاکمه امریکا با یک هتل از این رو به آن رو می‌شود، درحالی که جهت‌گیری کلی امریکا در دوران ترامپ با دوران اوباما تغییر نکرده است. زیرا به باور من، سست کردن پایه‌های برجام در زمان اوباما شروع شد، زیرا هیأت حاکمه امریکا تصور می‌کرد برجام توری خواهد بود تا بتوانند ایران را وارد دامی بکنند تا در نهایت سیاست‌های آن در قبال مسائلی چون رژیم صهیونیستی تغییر کند، اما این اتفاق نیفتاد.

آقای امیراحمدی گفت در دوره اصلاحات نمی‌توانست وارد ایران شود، اما چه شد که باوجود مخالفت‌های جدی و اولیه احمدی‌نژاد با امریکا، در دولت‌های نهم و دهم باز به فردی مانند امیراحمدی میدان داده شد؟

در دوره احمدی‌نژاد انتظار داشتیم این مجاری بسته شود که متأسفانه این اتفاق نیفتاد و آقای احمدی‌نژاد هم در همان دام قرار گرفت.  بعد از جنجال 88، یک خلجان ذهنی در آقای احمدی‌نژاد ایجاد شد که حالا بهترین موقعیت برای تثبیت او در قدرت است. آقای احمدی‌نژاد به این جمع‌بندی رسید حالا که مشکلاتی برای نظام ایجاد شده، بهترین موقعیت است تا از این فضا برای خود بهره ببرد. او تصور می‌کرد نظام با یک جریان سیاسی در تقابل قرار گرفته و دچار مشکل شده، پس حالا او می‌تواند برای خودش امتیاز بگیرد تا قدرت را در انحصار خودش دربیاورد و قدرت دیگر از دست او خارج نشود. اما تصور نمی‌کرد که رهبری نظام همزمان در دو جبهه درگیر شود؛ یعنی هم با آقای احمدی‌نژاد و هم عناصر تندروی اصلاح‌طلب.

رابطه با امریکا در کجای برنامه آقای احمدی‌نژاد برای انحصار قدرت قرار داشت؟

یکی از قدرت‌ها یا ابزارهای باطل، نفوذ امریکا در معادلات منطقه است و نیز معادلاتی که عده‌ای در داخل کشور خود را با قطب‌نمای امریکا تنظیم می‌کنند. به زعم آقای احمدی‌نژاد و برخی از اصلاح‌طلبان، اگر امریکا از آنان حمایت کند، می‌تواند در داخل کشور عده‌ای را با آنان پیوند بزند. لذا آقای احمدی‌نژاد در دو سال آخر دولت دوم خود بسیار آشکار بحث ضرورت عادی‌سازی روابط ایران و امریکا را مطرح کرد. در این دوره آقای احمدی‌نژاد اقتصاد را تقریباً رها کرده بود و بعد هم به صراحت برخی از وزرا را خدمت رهبری فرستاد که ما نمی‌توانیم کشور را اداره کنیم و باید با امریکایی‌ها از سر دوستی دربیاییم. بعدها که آقای مشایی صراحتاً کارهایی درباره انگلیس کرد و اظهاراتی درباره اسرائیل داشت، همه برای این بود تا اعتماد امریکایی‌ها را نسبت به خود جلب کنند.

چرا این اعتماد جلب نشد؟

دلیل بی توجهی امریکایی‌ها این بود که هیچ عنصر سیاسی وزین داخل کشور از احمدی‌نژاد استقبال نکرد. احمدی‌نژاد با این موضعگیری‌ها نه تنها نتوانست دیگران را به سمت خود جذب کند، بلکه اطرافیان خود را هم از دست داد. نیروی بیگانه وقتی درباره یک جریان داخلی سرمایه‌گذاری می‌کند که شعاع داشته باشد. جریانی که دارد شعاع خود را از دست می‌دهد، ارزش سرمایه‌گذاری برای آنان نداشت.

عذرخواهی شبکه‌پنج سیما از پخش‌جملات یک مداح-متن طنز

سینمای ایران دینش را به بزرگی خرمشهر ادا نکرد-متن طنز

به گزارش مشرق، در بیست‌وششم شهریورماه ۵۹ در برابر نگاه میلیون‌ها بیننده، صدام حسین، رئیس‌جمهور معدوم عراق، قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را پاره کرد تا با یک حرکت روانی، فضا و زمینه ذهنی مردم عراق و جهان عرب را برای پذیرش جنگ آماده کند. ظهر سوزان سی‌ویکم شهریور ۵۹‌، تعرض همه‌جانبه و سراسری ارتش عراق به فرودگاه‌های ایران و مرزهای جنوب و غرب کشورمان آغاز شد و پس از آن، مناطق وسیعی از خاک ایران به اشغال در آمد. صدام، سرمست از این پیروزی‌های اولیه، رویای فتح تهران را در سر می‌پروراند. خرمشهر به‌دلیل موقعیتش به‌عنوان بندری بزرگ و نزدیک به مرز ایران، مورد توجه ارتش عراق بود. این تهاجم که زمینه‌سازی‌های آن از مدت‌ها پیش انجام شده بود، پس از کشف کودتای نوژه و پاک‌سازی‌ها در ارتش ایران صورت گرفت. پل خرمشهر، روز دوم آبان ۵۹ مسدود شد و ورود و خروج به شهر پس از آن به آسانی میسر نبود. عراق این روز را روز تصرف خرمشهر دانست درحالی‌که مقاومت نیروها ادامه داشت و دشمن نتوانسته بود بر تمامی شهر تسلط یابد. روز سوم آبان، دستور شفاهی از طریق بی‌سیم برای عقب‌نشینی به ساحل شرقی رود کارون و تخلیه شهر صادر شد، چهارم آبان‌ماه ۵۹ خرمشهر سقوط کرد.

بیشتر بخوانید:

یک «آخوند» محبوبترین مجری برنامه‌های ماه رمضان شد +تصاویر

مهم‌ترین هدف صدام حسین از آغاز جنگ با ایران، لغو معاهده مرزی ۱۹۷۵ و تسلط کامل بر اروندرود بود. برای تحقق این موضوع، عراق باید شهرهای خرمشهر و آبادان را به تصرف درمی‌آورد و بر شبه‌جزیره آبادان مسلط می‌شد تا دسترسی ایران به اروندرود را غیرممکن کرده باشد. در روز ۱۸ مهر سال ۱۳۵۹‌، ارتش عراق با عبور از روی رود کارون و احداث دو پل شناور در مناطق مارد و سلمانیه، موفق شد نیروهایش را برای تسخیر شهر آبادان به شرق کارون اعزام کند و در این تاریخ با قطع جاده‌های ارتباطی آبادان به اهواز و ماهشهر، حصر آبادان شروع شد.

سقوط خرمشهر، قلب مردم ایران را به درد آورد. محمدمهدی فرقانی، عضو وقت شورای تیتر کیهان، در این باره می‌گوید وقتی خبر سقوط خرمشهر به تهران رسید، ۱۱۸ تیتر برای این خبر پیشنهاد شد. به گفته او، تیتر مربوط به سقوط خرمشهر باید این واقعه را اطلاع‌رسانی می‌کرد ولی در مردم یاس ایجاد نمی‌کرد، بنابراین درنهایت از میان ۱۱۸ تیتر پیشنهادی، این عبارت انتخاب شد: «خونین‌شهر با آخرین فشنگ‌ها هنوز مقاومت می‌کند.»

دوران حصر آبادان و اشغال خرمشهر، اگرچه تلخ بود و خسارت‌های فراوانی را به‌همراه داشت، اما می‌توان آن را در تاریخ اجتماعی ایران دوران بی‌نظیری از همبستگی مردم و یک‌دلی میلیون‌ها نفر در راستای یک آرزو و آرمان مشترک دانست. این میان مسجد جامع خرمشهر، شکل نمادینی برای تمام ایرانی‌ها پیدا کرده بود. شهید مرتضی آوینی در این‌باره می‌نویسد: «مسجد جامع قلب شهر بود که می‌تپید و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادری بود که فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود و در بی‌پناهی پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نیز که خرمشهر به اشغال متجاوزان درآمد و مدافعان ناگزیر شدند به آن سوی شط خرمشهر کوچ کنند، باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهایی بود که جز در باز پس‌گیری شهر برآورده نمی‌شد.» در ۲۴ مهر ۵۹‌، مسجد جامع مورد اصابت توپ و خمپاره دشمن واقع شد و گنبد و مناره‌هایش آسیب دید.

سرانجام پس از ۵۷۸ روز اشغال، خرمشهر در روز سوم خرداد سال ۱۳۶۱ آزاد شد. این اتفاق در عملیات «الی بیت‌المقدس» رخ داد که سه هفته به طول انجامید.
روزی که خرمشهر آزاد شد، عکاسی وارد مسجد جامع آن شد و از فضای داخلی‌اش عکسی گرفت با عنوان «لبخند کاشی‌های مسجد جامع خرمشهر» و حسین فخری بر سر مزار محمد جهان‌آرا نوحه «ممد نبودی» را خواند.از پایکوبی تا صلوات، از زمین‌بوسی تا اشک شوق، سراسر ایران غرق در شادی شد. این حتی ذره‌ای مبالغه نیست که گفته شود در تاریخ ایران، هیچ روزی به اندازه سوم خرداد سال ۱۳۶۱ تمام مردم شاد نبوده‌اند. سوم خرداد ۶۱ مظهر تمام‌عیاری از تحقق یک امر محال از رهگذر مقاومتی آرمان‌گرایانه بود. همه علامت‌ها چیزی بر خلاف آنچه اتفاق افتاد را نشان می‌دادند اما مردم ایران بی‌اینکه تضمینی درباره نتیجه عملکردشان وجود داشته باشد، در این راه ایثار کردند. وقتی که خرمشهر فتح شد، غرور سرکوب شده میلیون‌ها ایرانی که سال‌ها بود هر بار قطعه‌ای از خاک میهن‌شان کم می‌شد و حالا یک همسایه متجاوز می‌خواست انقلابی را که با شعار استقلال پدید آمده بود در کام بکشد، این‌بار نشکست. گردن‌ها افراشته بود و چشم‌های براق ایرانیان به شفق خون شهیدان در این سپیده‌دم نصر الهی خیره بود و شمیم جان‌شان در عطر سیبی که از گلوی این عزیزترین فرزندان وطن، در هوا پیچیده بود، حالا یک نفس راحت کشید.

خرمشهر آزاد شد، اما به هیچ‌وجه آنچنان‌که شایسته بود درباره اشغال و بازپس‌گیری‌اش در سینمای ایران حرفی زده نشد. این مقایسه که درباره اتفاقی نظیر این (آزادسازی خرمشهر) در سایر نقاط دنیا چند فیلم ساخته شده یا مسائل دیگری از این دست، تا به‌حال بارها مطرح شده‌اند اما بی‌اثر بودن این دغدغه‌ها کار را کم‌کم به آنجا می‌رساند که جامعه ایران با نسلی جدید و ناآگاه نسبت به ماجراهای خرمشهر روبه‌رو می‌شود، نسلی که نه‌تنها در آن روزگار هنوز به دنیا نیامده بود و از آن شادی بزرگ هیچ خاطره‌ای ندارد، بلکه حتی نمی‌داند این روز چرا و چقدر بزرگ است. ماجرای فتح خرمشهر، صرفاً ماجرای یک پیروزی نظامی در جنوب‌غربی ایران نیست. شاهان گذشته این سرزمین، بارها پیروزی‌هایی داشته‌اند که بخش‌هایی را به حکومت‌شان ضمیمه کرده است، اما این بخش‌ها پس از مدتی مجدداً جدا شده‌اند. آن چیز که باقی می‌ماند چیست؟ فتح خرمشهر، فتح قله‌ای معرفتی توسط میلیون‌ها نفر انسان بود. فتح خرمشهر، یک رستگاری جمعی بود که نیازمند نگاهی ترحم‌آمیز برای زنده نگه داشته شدن نامش توسط جامعه نیست، بلکه اگر جامعه‌ای یاد آن را زنده نگه نداشته بود، باید به حال آن جامعه و وضعیت روحی‌اش افسوس خورد. بالطبع سینمایی که خرمشهر را از یاد برده باشد، یا کم به آن پرداخته است، نمی‌تواند علی‌القاعده سینمایی خالی از یأس و بی‌آرمانی باشد.

بیشتر بخوانید:

کپی کردن سریال شهرزاد کار بسیار راحتی است؟!

بلمی به سوی ساحل

مرحوم رسول ملاقلی‌پور یکی از نام‌های بزرگ و ماندگار سینمای ایران است. او نه‌تنها ازجمله طلایه‌داران سینمای نوین ایران در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی محسوب می‌شود، بلکه آغازگر ساخت فیلم درباره خرمشهر نیز بود. فیلم «بلمی به سوی ساحل» اولین فیلم تاریخ سینمای ایران با موضوع خرمشهر است که به کارگردانی ملاقلی‌پور تولید شد. این فیلم در سال ۱۳۶۴ و در شرایطی ساخته شد که جنگ تحمیلی هنوز ادامه داشت. به همین دلیل با اینکه دومین تجربه کارگردانی سازنده‌اش بود، اما فضا و موقعیت‌های فیلم بسیار طبیعی از آب درآمده‌اند. «بلمی به سوی ساحل» نه‌تنها از نظر ساختاری و دراماتیک واجد ویژگی‌های قابل‌توجهی است -‌چون خالصانه و مومنانه خلق شده- بلکه به بازنمایی یکی از زوایای مهم اشغال خرمشهر نیز می‌پردازد. نقطه ایجاد درام و مهم‌ترین عامل درگرفتن بحران در این فیلم، کارشکنی دولت وقت به ریاست بنی‌صدر، در ارسال تجهیزات دفاعی برای مدافعان خرمشهر است. فیلم، داستان یکی از گردان‌های سپاه است که از تهران راهی خرمشهر می‌شوند تا به مقاومت این شهر کمک کنند. از آنجا که جاده‌های منتهی به خرمشهر به تصرف بعثی‌ها درآمده، این گردان مجبور می‌شود از بندر ماهشهر به‌وسیله یک بالگرد خود را به آن شهر برساند، اما دولت از این کمک جلوگیری می‌کند و در نتیجه آنها به‌وسیله یک بلم تلاش می‌کنند خود را به صف مدافعان برسانند. این واقعیت تلخ که بنی‌صدر از ارسال جنگ افزار به جبهه‌های دفاع از کشور خودداری می‌کرد، تا به حال در هیچ فیلم دیگری بازگو نشده و «بلمی به سوی ساحل» تنها فیلمی است که این افتخار را به نام رسول ملاقلی‌پور ثبت کرده است.
از دیگر جلوه‌های این فیلم، یادبود شهید محمد جهان‌آراست که نقش مهمی در آزادسازی خرمشهر داشت. دیگر شاخصه ارزشمند «بلمی به سوی ساحل» این است که اولین فیلمی است که به‌طور مستقیم به رشادت‌های رزمندگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پرداخته و بر مبنای شخصیت این سربازان، قهرمان‌سازی کرده است.
 

حریم مهرورزی

دومین فیلمی که در ارتباط با موضوع خرمشهر در سینمای کشورمان تولید شده، «حریم مهرورزی» نام دارد. این فیلم به کارگردانی ناصر غلامرضایی در سال ۱۳۶۵ ساخته شد. مضمون این فیلم پیرامون تبعات اجتماعی اشغال خرمشهر شکل گرفته و در آن به زندگی بازماندگان و کوچ‌کنندگان این شهر به سایر نقاط کشور پرداخته می‌شود؛ زن جوانی از اهالی خرمشهر، همسرش را از دست می‌دهد. او به همراه فرزند و مادر سالخورده‌اش به تهران مهاجرت می‌کند و در یکی از اقامتگاه‌های جنگ‌زدگان زندگی خود را می‌گذراند. زن برای تامین زندگی خود و بازماندگان خانواده‌اش به کار مشغول می‌شود. وی در این میان با یک راننده تاکسی آشنا می‌شود که پس از مرگ مادرش با هم ازدواج می‌کنند. آنها در خرمشهر و سالگرد آزادسازی این شهر مراسم ازدواج خود را برگزار می‌کنند. به این ترتیب در این فیلم، اشغال خرمشهر موجب جدایی و فراق شده، اما آزادسازی آن مناسبتی برای وصال می‌شود.
فیلم «حریم مهرورزی» با وجود اینکه فاقد ویژگی‌های برتر هنری و ساختاری است، اما به خاطر نمایش بسیاری از واقعیت‌های اجتماعی اشغال خرمشهر و به‌خصوص مردم این شهر، قابل تأمل است.

 

کیمیا و سرزمین خورشید

سهم عمده‌ای از به تصویر کشیده شدن وقایع خرمشهر در سینمای ایران، برعهده احمدرضا درویش بوده است. او سه فیلم با نام‌های «کیمیا»، «سرزمین خورشید» و «دوئل» براساس این موضوع ساخته است.این میان، فیلم «کیمیا» یکی از آثار تحسین‌برانگیز سینمای ایران محسوب می‌شود. این فیلم در قالب یک ملودرام اجتماعی، به زندگی آدم‌های خرمشهر می‌پردازد. «کیمیا» که در سال ۱۳۷۳ ساخته شد، روایتگر داستانی از روزهای اشغال خرمشهر است. مرد جوانی به نام رضا در تلاش است تا همسر باردار خود را به بیمارستان برساند تا فارغ شود. در ادامه به اسارت دشمن درمی‌آید و در ضمن، همسرش نیز در حین زایمان از دنیا می‌رود. رضا پس از ۱۰ سال از اسارت برمی‌گردد و متوجه می‌شود که فرزندش توسط یکی از پزشک‌های بیمارستانی که همسرش در آن بود نگهداری می‌شود و به دنبال او به شهر مشهد می‌رود، اما اگر بخواهد بچه را پس بگیرد، هم زندگی خانواده‌ای از هم می‌پاشد و هم آینده درخشان دخترش را از او می‌گیرد. به همین دلیل از این خواسته خود صرف‌نظر می‌کند.

فیلم «کیمیا» دارای دو بخش جنگی و شهری است. صحنه‌های حمله متجاوزان به خرمشهر و تلاش مردم آن شهر برای نجات خود، نزدیک به واقع و مستندگونه ترسیم شده‌اند. ولادت نوزاد در این بخش از فیلم نمادی از ادامه زندگی و رویش نسلی جدید است؛ نسلی که در فصل دوم فیلم تبدیل به «کیمیا» می‌شود. در این بخش از فیلم هم از خودگذشتگی نسل جنگ روایت شده است. انتخاب شهر مشهد هم برای محل این رویدادها بسیار هوشمندانه بوده، زیرا مشهد به معنی محل شهادت است. در این مقطع نیز قهرمان فیلم دچار اسارت می‌شود؛ اسارت نفس، اما این شخصیت برای تداوم خوشبختی فرزندش و همچنین حفظ زندگی آرام یک خانواده از خودگذشتگی می‌کند. درواقع گذشتن رضا از تنها دخترش، نمادی است از عبور از هوای نفس که نوعی شهادت محسوب می‌شود.
فیلم «سرزمین خورشید» دو سال پس از «کیمیا» با موضوع و حال و هوایی مشابه، توسط احمدرضا درویش ساخته شد؛ فیلمی که با وجود برخورداری از شاخصه‌های سینمایی و محتوایی والا، اما نوعی تکرار «کیمیا» بود. گویی بخش اول آن فیلم در این اثر بازتولید شده است. نه‌تنها موضوع، بلکه بسیاری از مفاهیم، مضامین و عناصر «سرزمین خورشید» تکرار «کیمیا» هستند؛ نوزادی که نوید استمرار زندگی را می‌دهد، بیمارستانی که دچار بحران می‌شود، هیجان و پریشانی بومیان خرمشهر از هجوم دشمن، شهر جنگ‌زده و ویرانی یک‌به‌یک خانه‌ها بر سر مردم، زنانی که در شرایط جنگی به یاری رزمندگان می‌آیند، پزشک‌ها و امدادگرانی که نقش پر رنگی را در نجات مردم بازی می‌کنند، نوزادی که به‌واسطه از خودگذشتگی یک زن از مرگ رهایی می‌یابد و حتی بازیگر نقش اصلی فیلم (زنده یاد خسرو شکیبایی که در این فیلم هم مانند «کیمیا» زیبا و ماندگار بازی کرده است).
در فیلم «سرزمین خورشید» هم مانند «کیمیا» صحنه‌های جنگی در حد بسیار بالایی واقع‌گرایانه و باورپذیر بازآفرینی شده‌اند.

 

دوئل

اما سومین فیلم درویش با موضوع خرمشهر در حال و هوایی کاملاً متفاوت و تا حدودی متضاد با دو فیلم قبلی این فیلمساز در این زمینه به منصه ظهور رسید. این فیلم در سال ۱۳۸۱ و در شرایطی ساخته شد که در آن زمان به پرخرج‌ترین و عظیم‌ترین پروژه سینمایی تاریخ ایران لقب گرفت.
برخلاف دو فیلم قبلی که انسان‌محور هستند، در «دوئل» روح تکنیک و ابزارآلات جنگی غلبه دارد. به همین دلیل با اینکه دوئل از لحاظ سخت‌افزاری و جلوه‌های ویژه یک فیلم جنگی تمام‌عیار محسوب می‌شود، اما در زمینه بازنمایی مقاومت و هویت دفاع مقدس، دچار نقصان است. چراکه در این فیلم بیشتر نقد خوی و خصلت‌هایی که منجر به جنگ‌افروزی می‌شوند، ترسیم شده تا آنچه منجر به ایستادگی ملت ایران در برابر هجوم ناجوانمردانه دشمن خارجی می‌شود. «دوئل» قدرت هیچ‌گونه پاسخ دادنی به پرسش‌های نسل جدید درباره مسائل و وقایع هشت سال دفاع مقدس، از جمله خرمشهر ندارد؛ به همین دلیل باید آن را یک فیلم برای نمایش قدرت سینمای ایران در اجرای جلوه‌های ویژه جنگی بدانیم و بس‌!

روز سوم

یکی از فیلم‌های قابل توجه با موضوع خرمشهر، «روز سوم» به کارگردانی محمدحسین لطیفی است؛ فیلمی که توانسته بخشی از ایثارگری‌ها و رنج‌های مردم آن شهر در دفاع از خود و همچنین رذالت بعثی‌ها را نمایش دهد.
آنچه باعث شاخص‌شدن این فیلم شده، درآمیختن واقعیت با درام و همچنین نمایش ملموس حماسه، بحران، شرافت و وطن‌پرستی است. همان‌طور که در تیتراژ فیلم نیز اعلام می‌شود، این فیلم براساس یک اتفاق واقعی ساخته شده است؛ در گیر و دار اشغال خرمشهر خواهر و برادری هنوز در دل شهر و در منزل خود هستند. آنها در آخرین لحظات قصد گریز از مهلکه دارند، اما چون پای دختر شکسته، نمی‌توانند به سرعت راه بروند و در نتیجه اسارت‌شان حتمی است. به همین دلیل برادر تدبیر می‌کند تا خواهرش را درون حیاط خانه‌شان دفن کند و درموقع مناسبی به همراه نیروی کافی، برای رهایی او اقدام شود.
با نگارش هوشمندانه فیلمنامه و اجرایی درست، این واقعیات، کارکردی نمادگرایانه در راستای شناخت هویت و چرایی دفاع مقدس یافته‌اند. در واقع مخاطب جوان یا ناآگاه درباره جنگ هشت ساله، با دیدن «روز سوم» می‌تواند به پاسخ برخی از پرسش‌هایش برسد. وقتی دختر به‌عنوان ناموس و نمادی از مام وطن گرفتار بیگانگان حریص و متجاوز است، دیگر هیچ بهانه‌ای برای کوتاهی در مبارزه و مقاتله با دشمن نمی‌ماند.

کودک و فرشته

دیگر فیلمی که تمام روایت آن در متن اشغال خرمشهر می‌گذرد «کودک و فرشته» به کارگردانی مسعود نقاش‌زاده است؛ فیلمی که توانسته تصویری متفاوت و تازه درباره سقوط این بخش از خاک کشورمان و همچنین وضعیت مردم آن ارائه دهد. ویژگی متمایز این فیلم و محور اصلی آن حضور کودکان و نوجوانان و به‌خصوص دختران نوجوان در مقاومت خرمشهر است.فیلم، تصویری واقعی و باورپذیر از خرمشهر جنگ‌زده و درحال اشغال ارائه کرده و در زمینه جلوه‌های ویژه نیز کم نیاورده است. شاخصه تأمل‌برانگیز «کودک و فرشته» مقاومت همه‌جانبه مردم این شهر با دستانی تقریباً خالی است.

عصر روز دهم

آخرین فیلمی که می‌توان آن را نیز به‌نوعی در دایره آثار مرتبط با خرمشهر قرار داد، «عصر روز دهم» به کارگردانی مجتبی راعی است؛ فیلمی که البته یکی از موضوعات جزئی‌اش خرمشهر محسوب می‌شود وگرنه، درمجموع نمی‌توان آن را اثری درباره این موضوع دانست؛ فیلم با سقوط خرمشهر در جنگ تحمیلی آغاز می‌شود.در این فیلم، عزای تاریخی و ابدی انسان‌ها برای امام حسین (ع)، تجاوز بعثیان به خاک ایران و اشغال عراق، توسط آمریکاییان و همچنین اقدامات تروریستی که در آن کشور انجام می‌شوند همگی در یک راستا دیده شده و تظاهر دراماتیک آن هم در این فیلم، جدایی بین آدم‌هاست. در ابتدای فیلم، به‌خاطر هجوم یک لشکر یزیدی به انسان‌های بی‌گناه، بین اعضای خانواده جدایی و فراغ به‌وجود آمده؛ یکی شهید و دیگری مفقود شده است. امروز هم در اثر تجاوز یک ارتش یزیدی دیگر به مردم سرزمینی به نام عراق، همین اتفاق می‌افتد. در پایان فیلم، باز هم این جنگ تحمیل شده از سوی جنگ‌طلبان است که مانع وصال آدم‌ها و عامل فصال دوباره اعضای یک خانواده می‌شود. برعکس، فرهنگ عاشورایی در این فیلم باعث گردهم‌آمدن و نزدیک‌شدن آدم‌ها به یکدیگر می‌شود.

خاک سرخ: حکایت لیلا و جنگ

دیدن نام ابراهیم حاتمی‌کیا بر سر هر سریالی مخاطب را کنجکاو می‌کند. این را خود حاتمی‌کیا هم می‌دانست و بیشتر از همه خود او مشتاق بود که در تلویزیون اثری جنگی را به نمایش بگذارد. این سریال که در ابتدا «لیلا و جنگ» نام داشت، داستانش درباره یک زندانی سیاسی به نام ایرج بود که با پیروزی انقلاب آزاد می‌شود. او هنگام دستگیرشدنش دخترش لیلا را گم می‌کند و همواره در ذهنش به دنبال او بوده است. از سوی دیگر هم‌زمان با شروع جنگ و عروسی لیلا در تهران، او متوجه می‌شود که پدر و مادر واقعی‌اش در خرمشهر زندگی می‌کنند و به دنبال آنها می‌رود، اما این جست‌وجو هم‌زمان با ویرانی خرمشهر و مهاجرت خانواده لیلا از خرمشهر است. این سریال به قلم مسعود بهبهانی‌نیا و تهیه‌کنندگی ایرج محمدی در سال ۷۹ ساخته شد و در دهه ۸۰ روی آنتن شبکه یک رفت. داستانی جذاب به همراه بازی بازیگران سینما از جمله پرویز پرستویی، لاله اسکندری، مهتاب کرامتی، بهناز جعفری و… و کارگردانی حاتمی‌کیا و نگاه خاص او به جنگ نام این سریال را در زمره سریال‌های مهم و با اعتبار جنگی قرار داده است.

 

در چشم باد: حماسه‌ای ماندگار

این مجموعه ۵۰ قسمتی که ساخت آن در گروه حماسه و دفاع شبکه یک، پنج سال طول کشید، یکی از افتخارات این شبکه در حوزه دفاع مقدس بود. مجموعه‌ای به کارگردانی و نویسندگی مسعود جعفری‌جوزانی که وقایع سیاسی اجتماعی سه دوره از تاریخ را در سال‌های ۱۳۰۰، ۱۳۲۰ و ۱۳۶۰ بررسی کرد.ادامه‌دار بودن انقلاب، جنگ و مقاومت در ایران از دوره میرزا کوچک‌خان جنگلی و مبارزه با متفقین تا جنگ هشت‌ساله، پیام اصلی این سریال بود. با این حال بخش سوم این سریال که مربوط به فتح خرمشهر بود و صحنه‌های جنگی بی‌نظیری را در سریال ثبت کرده، حائز اهمیت است. ضمن اینکه آوردن تصاویر مستند از عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر هم ویژگی دیگری به این مجموعه عظیم تاریخی و سیاسی بخشید. «در چشم باد» قصه خانواده ایرانی را از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا فتح خرمشهر با حضور جمع زیادی از بازیگران از جمله سعید نیکپور، پارسا پیروزفر، اکبر عبدی، کامبیز دیرباز، لاله اسکندری و… به تصویر کشید.

کیمیا و مینو

سریال «کیمیا» یکی از پرمخاطب‌ترین آثار تلویزیونی سال‌های اخیر است که در بیش از ۱۰۰ قسمت آماده و از شبکه دو سیما پخش شد. قصه کیمیا، سه فصل از زندگی یک خانواده را روایت می‌کرد. سیر حوادثی که در زندگی این خانواده رخ می‌دهد آنها را وارد قصه خرمشهر و روزهای دفاع از خاک خرمشهر می‌کند. در سریال «کیمیا» برای اولین‌بار، تصویری از محمد جهان‌آرا با بازی حامد بهداد بازسازی شد که البته با انتقادهایی هم همراه بود.
«مینو»، عنوان سریال تولیدی موسسه فرهنگی اوج است. تصویربرداری این سریال، با نام اولیه «آشوب» در اردیبهشت ۹۶ آغاز شد و گروه تولید، برای ضبط سریال به شهرک سینمایی غزالی، شهرک سینمایی دفاع مقدس، خرمشهر و آبادان رفتند. در این سریال تصاویر جنگ با خشونت واضح‌تری به نمایش درآمد به‌گونه‌ای که از قسمت ۱۰ به بعد، سریال با علامت ۱۴‌+ نشان داده شد. اولین قسمت سریال ۲۷ قسمتی «مینو» آذرماه سال ۹۷ از شبکه یک سیما پخش شد. سریال مینو شاید در بازنمایی از مقاومت خرمشهر، ضعف‌هایی در اجرا داشته باشد اما در بخش‌هایی از روایتش توانسته بود با قصه واقعی روزهای دفاع خرمشهر، مشابهت‌سازی کند و بار دیگر مظلومیت این شهر را به یاد مخاطب آورد.
 

آیا رضا کیانیان و ترانه علیدوستی پول‌های فاسد سریال شهرزاد باز خواهند گردانند؟+فیلم-متن طنز

سرویس فرهنگ و هنر مشرق – نیما حسنی‌نسب منتقد سینما که بارها علیه جریان پول‌های کثیف مطالب متنوعی را به نگارش درآورد در برنامه صبح‌گاهی شبکه سوم سیما علیه عوامل «شهرزاد»، را عَمله و اکره پولشویی و فساد خواند! حسنی‌نسب در ادامه گفت: آقای کیانیان، خانوم علیدوستی، چرا ساکت شدید؟ مگر نمی‌گفتند هرچه قانون بگوید؟ این هم قانون! ما با عوامل شهرزاد ۱ کاری نداریم. چون در زمان ساخت فصل یک، همه محمد امامی و رضوی را به طور دقیق نمی‌شناختند.

بیشتر بخوانید:

حمید فرخ نژاد؛ رفیق محمد امامی و شریک دولت!

نیما حسنی نسب: منابع ارتزاق خیلی از سلبریتی‌ها فاسد است+فیلم

نیما حسنی نسب: فروشنده به شکل برخورنده‌ای می‌خواهد بگوید تباهی در همه جا ریشه دوانده است!

نیما حسنی نسب: فرهادی در حال خالی شدن است!

اما در زمان ساخت فصل‌دو دیگر همه می‌دانستند پول این سریال دزدی و آلوده است. در زمان فصل‌سه که اصلاً محمد امامی به علت فساد مالی داخل زندان بود! با این حال عوامل این سریال باز به همکاری با این افراد ادامه دادند و تمام و کمال پولشان را از آن‌ها گرفتند! عوامل شهرزاد برای آنکه نگویند عَمله و اکره‌ی پول‌شویی و فساد شده‌اند و ویترین و سوگولی این افراد بوده‌اند، در مقابل همه‌ی انتقادها فقط گفتند هرچه قانون بگوید! خوب، این هم قانون! عوامل شهرزاد انتقاد رسانه‌های مستقل را با شکایت پاسخ دادند اما الان زمان پاسخگویی خودشان است.

اجرا در تلویزیون به صلاح بنیامین و گلزار نبود/تداوم یک اتفاق عجیب-متن طنز

بهروز افخمی در گفتگو با مهر درباره حضور سلبریتی‌ها و هنرمندانی که در تلویزیون به اجرای برنامه‌های گفتگومحور و دیگر برنامه‌ها می‌پردازند، بیان کرد: حضور سلبریتی‌ها در برنامه‌های گفتگومحور اتفاق غریبی است، چون مجریان تلویزیون در کار خود حرفه‌ای و استخوان خردکرده هستند و طبیعتاً انتظار داریم همان‌ها یا شاگردانشان وارد کار اجرا شوند.

وی درباره حضور خود در برنامه سینمایی «هفت» نیز عنوان کرد: من هم در ابتدا خود را برای اجرای «هفت» و حتی نقد سینما صالح نمی‌دانستم و فکر می‌کردم باسابقه‌ترهایی هستند که بخواهند برنامه را اجرا کنند، با این حال فکر کردم برنامه «هفت» کاری تخصصی است و نیاز به تسلط به معلومات سینمایی هم دارد اما عجیب است که در حوزه مسابقات و برنامه‌های سرگرمی یک بازیگر جای مجری را بگیرد و در واقع سلبریتی‌ها سابقه خود را به این ترتیب خراب کنند.

این کارگردان سینما با اشاره به ضربه‌ای که این اتفاق برای چهره‌ها خواهد داشت، گفت: حضور در برنامه‌های غیرتخصصی به اعتبار امثال بنیامین بهادری یا محمدرضا گلزار هم ضربه می‌زند و به صلاحشان نبود که در چنین جایگاهی شناخته شوند. زمانی که من می‌خواستم اجرای «هفت» را قبول کنم عده‌ای مخالف بودند و نصیحت می‌کردند که اجرا را قبول نکنم. اینها به من می‌گفتند با اجرای برنامه به عنوان مجری تثبیت خواهم شد و ممکن است به ضررم تمام شود و هویتم را خدشه‌دار کند.

وی در پایان توضیح داد: حرف دوستانم تا حدی درست هم بود و اگر من بیشتر به اعتبارم در نویسندگی و کارگردانی فکر می‌کردم احتمالاً قبول نمی‌کردم که مجری شوم. الان هم به نظرم غیر از اینکه تلویزیون باید به اعتبار خود فکر کند، افرادی که در زمینه دیگری هم شهرت و اعتبار دارند باید به این اعتبار فکر کنند.

کتاب نویسنده ایرانی در آمریکا بار دیگر جنجال‌ساز شد-متن طنز

به گزارش ایبنا،  یهودیان ایالت نیوجرسی آمریکا با اعتراضات خود، ورود کتاب کودک گلبرگ باشی، نویسنده ایرانی، تحت عنوان «ف مثل فلسطین» را به قفسه‌های کتابخانه دولتی منطقه هایلند نیوجرسی به تاخیر انداختند.
موضوع کتاب دباشی که درباره فلسطین است خشم یهودیان آن منطقه را برانگیخته و در تلاش‌اند تا آن کتاب را که به زعم آن‌ها معرف فرهنگ فلسطینی و در دشمنی با یهود است از کتابخانه‌های منطقه جمع‌آوری کنند. با این همه اداره کتابخانه محلی منطقه گفته است که حذف کتاب از قفسه‌های کتابخانه، منوط به اخذ تصمیم نهایی از سوی هیئت امناست.

دباشی کتاب «ف مثل فلسطین» را با همکاری گلرخ نفیسی، تصویرگر مطرح ایرانی منتشر کرده و تصاویر کتاب همراه با توضیحاتی درباره فعالیت‌ فلسطینی‌ها از بازی تا آشپزی و اعتراضاتشان است. در این کتاب حروف الفبای زبان انگلیسی با کلماتی چون فلسطین، انتفاضه و بیت لحم توضیح داده شده‌اند.

یک خاخام اسرائیلی به شبکه ای‌بی‌سی نیویورک اعلام کرد که این کتاب آموزش کینه‌توزی و نفرت‌ از یهودیان است، از میزان اهمیت و عظمت فلسطینی‌ها می‌گوید و به آن‌ها می‌آموزد که قتل یهود واجب است.

یهودیان منطقه به کلمه انتفاضه که مولف در کتاب به کار برده واکنش تند نشان داده و آن را یهودستیزانه دانسته‌اند. خانم باشی هم در پاسخ به شبکه تلویزیونی آمریکایی گفته است که انتفاضه به معنای مقاومت است. او در ادامه اشاره کرد که موضوع این کتاب درباره افتخار و حس غرور است و به هیچ عنوان ترویج خشونت نیست.

دباشی پس از انتشار این کتاب در سال ۲۰۱۷ بارها از سوی صهیونیست‌های مقیم آمریکا تهدید به مرگ شده بود و حتی کتاب‌فروشی‌هایی که این کتاب را به فروش می‌رساندند بایکوت و تهدید شده بودند. کتابفروشی مستقلِ بوک کالچر در نیویورک هم برای فروش این کتاب مجبور به عذرخواهی شد. با این همه کتاب پس از انتشار با استقبال خوبی در آمریکا روبه‌رو شد و همه دو هزار نسخه چاپ اول آن در کم‌تر از یک ماه به فروش رسید.  

گلبرگ باشی نویسنده ایرانی متولد اهواز و استاد ایران‌شناسی دانشگاه راتگرز در آمریکا است. او همسر حمید دباشی، پژوهشگر و استاد دانشگاه کلمبیا است.

نامه اساتید دانشگاه به رئیس جمهور درباره عدم تشکیل جلسات شورا-متن طنز

تنی چند از اساتید برجسته دانشگاهی به رئیس جمهور و رئیس شورای عالی انقلاب فرهنگی در انتقاد از عدم تشکیل جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی نامه نوشتند.

حقایقی خواندنی از شب‌قدر/ آیا این شب در کل کره زمین واحد و مشترک است؟-متن طنز

قدر یعنى پیوند و شكل گرفتن هر پدیده و هر حادثه با سلسله علل خود؛ که در شب قدر، این پیوند به دقّت اندازه‏‌گیرى مى‌‏شود؛ یعنى اولاً براى امام زمان این پیوند معلوم و تفسیر مى‌‏شود و ثانیاً، رابطه این پدیده ‏ها با علل خود روشن مى‌‏گردد.

با توجه به اینکه شب قدر زمان نزول ملائکه است و با توجه به اختلاف افق‌ها نزول ملائکه در یک شب چگونه توجیه می‌شود؟

چنین تصور کرده‌اید که براى تمام نقاط مختلف روى زمین در هرسال، شب واحد و مشترکى، شب قدر معین شده به‌طوری‌که این شب در ساعت معینى در سراسر کره زمین آغاز و در ساعت معینى هم پایان می‌پذیرد درحالی‌که این تصور اشتباه است، چون می‌دانیم زمین کروى است و همیشه یک نیمکره آن در تاریکى و نـیـمکره دیگر آن در روشنایى قرار دارد و به‌این‌ترتیب اصلاً امکان ندارد که در ساعت‌های معین و مشترکى در سراسر زمین شب باشد. بلکه در کل کره زمین یک‌شب کامل، ۲۴ ساعت هست. همچنان که یک روز کامل ۲۴ ساعت است و هر زمان مفروضى حدود نیمى از کره زمین را پاره‏‌هاى روز و نیمکره دیگر را پاره‏‌هاى شب مى‌‏پوشانند. همه شب‏ها یا روز‌ها همین حالت را دارند که در عرض ۲۴ ساعت به‌صورت متخالف و تدریجى کل زمین را پوشش مى‏‌دهند؛ بنابراین زمانى که مثلاً در عربستان شب قدر مى‏‌شود بخشى از لیلة القدر است که امتداد آن تا شبى که در ایران مراسم شب قدر انجام مى‏شود استمرار مى‌‏یابد؛ و، چون شب قدر مانند همه شب‏ها و روز‌ها در عرض ۲۴ ساعت به‌صورت متخالف و تدریجى کل زمین را پوشش مى‌‏دهد، در روایات وارد شده است که فضیلت روز قدر کمتر از شب قدر نیست و روز آن را هم غنیمت بشمارید.

مراسم شب قدر از چه زمانی شروع شده و نوع برگزاری آن همین‌گونه که ما برگزار می‌کنیم بوده یا فرق داشته؟

شب قدر از ابتدا شب مبارکی بوده و با نزول قرآن در آن شب اهمیت بیشتری پیدا کرده است در مورد اهمیت شب قدر و احیا و شب‌زنده‌داری با عبادت و دعا در روایات فراوان از سوی پیامبر اکرم و یکایک چهارده معصومین سفارش‌های فراوان شده لذا احیای شب قدر در زمان آن بزرگواران هم بوده و اینکه در آن شب چه اعمالی انجام دهیم هم توسط خود آن بزرگواران بیان‌شده است لذا از زمان آنان بوده، اما اینکه به‌صورت دسته‌جمعی که امروز ما انجام می‌دهیم به‌تدریج بعد از سفارش‌ها و تأکیدات معصومین واقع شده و در زمان خودشان به این شکل دسته‌جمعی نبوده است هرچند دعای دسته‌جمعی و جلسه‌ی سخنرانی که محفل را محفل علم می‌کند بسیار مطلوب و خود محفل علم از اعمال شب قدر و مورد سفارش معصومین است.

از طرفی واردشده قرآن در طول بیست‌وسه سال بر پیامبر نازل‌شده و از طرفی آورده‌اند که در شب قدر یکجا نازل‌شده است این تضاد چگونه پاسخ داده می‌شود؟

قرآن دو گونه نزول دارد یکی تدریجی و دیگری دفعی (یکجا و یک‌باره).

نزول دفعی: یعنی حقیقت قرآن به‌صورت یکجا و کامل و به‌صورت حقیقت واحده بر قلب پیامبر اکرم نازل‌شده است (انا انزلناه فی لیلة القدر – انا انزلناه فی لیلة مبارکة).

نزول تدریجی: یعنی در طول بیست‌وسه سال و در مناسبت‌های مختلف و شأن نزول‌های مختلف نازل‌شده است؛ لذا بین این دو مطلب تضادی نیست.

تعیین مقدرات در شب قدر با مسئله تلاش انسان‌ها و تفکرات و تعقل آن‌ها در حل مشکلات و تصمیم‌گیری‌ها چگونه توجیه می‌شود؟
این‌که مى‏‌گویند در شب قدر همه مقدرات تقدیر مى‌‏شود بدین معنا است که قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، به‌طور روشن اندازه‌گیری مى‏‌شود. این اندازه‌ها و قالب‌ها همان قابلیت‌هایی است که ما در طول عمر خود و البته توجه ما در همان شب، برای خود ایجاد کرده‌ایم. ایجاد قابلیت از ما است و تقدیر برحسب قابلیت ما از خداوند که در شب‌های قدر برای یک سال تعیین می‌شود. قابلیت‌های ما با اختیار و اعمال اختیاری ما شکل مى‌‏گیرند.

با این بیان، رابطه شب قدر و تعیین سرنوشت بندگان و کردار اختیارى آنان، روشن مى‌‏شود. قدر یعنى پیوند و شکل گرفتن هر پدیده و هر حادثه با سلسله علل خود؛ که در شب قدر، این پیوند به دقّت اندازه‏‌گیرى مى‌‏شود؛ یعنى اولاً براى امام زمان این پیوند معلوم و تفسیر مى‌‏شود و ثانیاً، رابطه این پدیده ‏ها با علل خود روشن مى‌‏گردد.

پس تقدیر الهى به این معنا است که آن‌کس که با حسن اختیار خود به جاده مستقیم رفت، تقدیر سعادت برای او نوشته می‌شود؛ و آن‌که با سوء اختیار خود، به بیراهه گناه و انحراف پا گذاشت، زیان‌کار مى‌‏گردد.

پس بین تقدیر الهى و اختیار آدمى، هیچ منافاتى وجود ندارد، زیرا در سلسله علل و شرایط به ثمر رسیدن کار و ایجاد حادثه، اراده آدمى یکى از علل و اسباب است.

این‌که در شب قدر، امور بندگان اعم از مرگ و زندگى، ولادت و زیارت و… تقدیر مى‌‏شود، همگى با حفظ علل و شرایط و عدم موانع است و اختیار انسان یکى از علت‏ها و شرایط آن به شمار مى‌‏آید.

به این جهت سفارش شده، در آن شب به شب‌زنده‌داری و عبادت و دعا بپردازید تا این عمل در آن شب خاص- که از هزار شب برتر است ـ شرایط نزول فیض الهى را بهتر فراهم آورد. این لطف خدا است که به بنده اجازه می‌دهد با تضرع و توجهی که می‌کند، گذشته خود را اگر خوب است بهتر کند و اگر خراب است بازسازی نماید.

منبع:تبیان

خرمشهر چگونه آزاد شد؟-متن طنز

تسنیم نوشت: سوم خرداد و فتح خرمشهر با تاریخ ایران گره خورده است. فتح خرمشهر برای تاریخ ایران بیش از آنکه فتح یک سرزمین باشد؛ نماد و ارزشی از یک سلسله خواستن‌ها و شهادت‌ها و استقامت‌ها است. سوم خرداد روز آزادسازی شهری است که در جنگ اراده‌ها، اراده دشمن زمین‌گیر می‌شود و این پیام به دشمن داده می‌شود که وَ لَیَنصُرَنَّ اللهُ مَن یَنصُرُه.

خرمشهر پس از 575 روز اشغال، در 25 روز نبرد سخت در 11 صبح سوم خردادماه آزاد شد و غریو شادی تمامی میهن اسلامی را فرا گرفت. آن روزهای سخت و غرورآفرین تمام شد اما هنوز سرمان بلند از دفاعی بزرگ و محکم است.

سوم خرداد نمادی زنده و سربلند در تاریخ و حال و آینده

سوم خرداد نمادی زنده و سربلند در تاریخ و حال و آینده است. فتح خرمشهر یک معجزه بود. در جنگی نامتعارف و نابرابر اراده حق بر باطل پیروز شد. جنگی که یک طرف آن، مستضعفین سینه سپر کرده و در سمت دیگر تمامی مستکبرین دندان تیز کرده بودند. جنگی که سال 59 به نمایندگی از صدام بر کشور تحمیل شد و  96 ماه طول کشید.

برای تورقی در تاریخ و آنچه در سوم خرداد گذشت گفتگویی را با علیرضا معینیان یکی از رزمندگان عملیات بیت‌المقدس و فرمانده گروهان قدس از گردان کربلای اهواز در زمان آزادسازی خرمشهر ترتیب دادیم. جانبازی که در عملیات «الی بیت المقدس» مجروح شد و معاون گردان کربلا بود.

دشمن مرتب از سوی استکبار تقویت می‌شد

وی در ابتدا به وضعیت کلی دشمن و توانایی آن اشاره و اظهار داشت: در سال 59 وقتی عراق به ایران حمله کرد، 12 لشکر داشت و در سال 65، این تعداد به 27 لشکر رسیده بود. 80 کشور دنیا از صدام مستقیم و غیرمستقیم حمایت می کردند؛ وام یک میلیارد دلاری، تربیت خلبان در پایگاه سلطنتی نیروی هوایی بریتانیا، اهدا هواپیمایی شناسایی آواکس، تجهیز صدام به 600 تن بمب شیمایی از سوی آلمان، اینها بخشی از پشتیبانی‌های نظام استکبار از حزب بعث بود.

این رزمنده دوران دفاع مقدس درباره موقعیت زمانی عملیات «الی بیت المقدس» اظهار داشت: ایران پس از انجام عملیات پیروزمند فتح المبین در اول فروردین 1361 در منطقه عمومی شوش و پس از مباحث فراوان نظامی مقرر شد عملیات الی بیت المقدس را با هدف آزادسازی مناطق اشغالی جنوب خوزستان انجام دهد.

آزادسازی شهرهای خرمشهر، هویزه از جمله اهداف عملیات الی بیت المقدس

وی افزود: از اهداف این عملیات؛ انهدام در منطقه عمومی جنوب رودخانه کرخه کور و غرب رودخانه کارون و در نتیجه آزادسازی شهرهای خرمشهر، هویزه و خط مرز بین المللی بود همچنین از حمله مجدد دشمن جلوگیری شود.

معینیان اظهار داشت: در این عملیات ماموریت‎هایی مانند انهدام نیروهای دشمن به استعداد دو لشگر، آزادسازی شهرهای خرمشهر، هویزه و پادگان حمید  و همچنین در نهایت آزادسازی حدود 6هزار کیلومترمربع از سرزمین‌های تحت تصرف صدام بود. این مقدار چیزی در حدود دوبرابر عملیات فتح المبین بود.

جانباز هشت سال دفاع مقدس افزود: برای همین سپاه پاسداران یکصد گردان پیاده، 12 گردان زرهی و مکانیزه (در مجموع 112 گردان) و ارتش جمهوری اسلامی 20 گردان پیاده و 24 گردان زرهی و مکانیزه (در مجموع 45 گردان) نیرو آماده کردند.

عملیات آزادسازی خرمشهر در 4 مرحله و 25 روز انجام شد

معینیان ادامه داد: در عملیات الی بیت المقدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد، ارتش و بسیج روی هم 60 هزار نفر نیرو داشت. این عملیات از 10 اردیبهشت سال 61 شروع و 25 روز بعد در سوم خرداد 61 منجر به آزادسازی خرمشهر شد.

فرمانده گروهان قدس در سال 61 بیان داشت: این عملیات بنام عملیات الی بیت المقدس و در 4 مرحله انجام شد که رمز 3 مرحله اول یا علی بن ابی طالب و رمز مرحله چهارم یا محمد بن رسول الله بود.

وی گفت: مرحله اول این عملیات 10 اردیبهشت سال 61 آغاز شد. این عملیات قرارگاه عملیاتی قدس در شمال خرمشهر به فرماندهی حاج احمد غلامپور، قرارگاه فتح در جبهه میانی در شرق رودخانه کارون به فرماندهی غلامعلی رشید و قرارگاه نصر در سمت چپ به فرماندهی شهید حسن باقری آغاز شد. رزمندگان تحت امر قرارگاه فتح و نصر ضمن عبور از رودخانه کارون به جاده اهواز – خرمشهر مسلط شدند.

این جانباز جنگ با اشاره به مرحله دوم عملیات گفت: مرحله دوم 16 اردیبهشت سال 61 آغاز شد. رزمندگاه قرارگاه‌های فتح و نصر توانستند به نوار مرزی برسند و دشمن مجبور به عقب نشینی از هویزه، پادگان حمید و دشت جفیر شود.

وی درباره مرحله سوم اظهار داشت: این مرحله 19 اردیبهشت همان سال انجام شد و دشمن تلفات زیادی داد ولی هوشیاری سپاه سوم صدام در خطوط پدافندی مانع از دستیابی به اهداف عملیات شد.

معینیان با اشاره به مرحله پایانی عملیات گفت: این عملیات با محوریت قرارگاه عملیاتی فتح و نصر و فجر یکم خرداد ماه سال 61 انجام شد که با آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ماه پایان یافت. در این عملیات که حاصل فداکاری نیروهای سپاه و ارتش و جهادسازندگی بود شش هزار شهید و 24 هزار نفر مجروح شدند.

کشته و اسیر شدن بیش از 35 هزار نیروی دشمن

این فرمانده گردان بیان کرد: در این عملیات، دشمن 16 هزار کشته، 19 هزار اسیر (از 35 کشور دنیا بودند) و 53 فروند هواپیما دشمن سقوط کرد. 550 تانک و نفربر  و 3 فروند هلی‌کوپتر منهدم و 300 خودرو سالم، 50 دستگاه تانک و نفربر، 30 قبضه توپ و غیره به غنیمت گرفته شد.



کد آمار